پسری سی ساله دارم که در شهر تهران مشغول کار است و به تنهایی زندگی می کند . متاسفانه ازدواج نمی کند و به حرف من وپدرش در این مورد گوش نمی دهد.از هر لحاظ پسر خوبی است .راهنمایی لازم را بکنید تا او را متقاعد به ازدواج کنیم.
با تشکر

پاسخ:
@@@@پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
مطالبی را در قالب نکات زیر تقدیم می داریم:
1. اصولاً نمی توان یک سن مشخصی را برای ازدواج همه انسان ها معین کرد، چرا که افراد با هم تفاوت دارند . تفاوت ها باعث می شود که زمینه های ازدواج در افراد، متفاوت و مختلف گردد، به نحویی که در یک سنی برخی افراد زمینه ها و شرایط ازدواج را دارند . برخی دیگر ندارند. به همین خاطر نمی توان برای همه افراد یک نسخه واحد پیچید و گفت که همه باید در فلان سن مشخص ازدواج کنند. البته اگرچه نمی توان سن مشخصی را برای ازدواج مشخص کرد، ولی از آن جا که هر چیزی فصلی دارد، برای ازدواج هم فصلی معین نموده اند و آن را دهه سوم زندگی تعیین کرده اند، یعنی فصل ازدواج بین 20 تا 30 سالگی است . بهتر است ازدواج در این فصل واقع شود ،چون اولاً شور و حال جوانی در این فصل بیش تر است . ثانیاً از لحاظ پزشکی ثابت شده است که باوری و تولید مثل در این سنین بهترین نتیجه را دارد . همسران و فرزندان از سلامت بیش تری برخوردارند.
2. ازدواج و تأسيس كانون زندگي مشترك خانوادگي يكي از بهترين و مهم ترين رسوم اجتماعي انسان هاست كه از فطرت و آفرينش ويژه آن ها مايه مي گيرد. اين نياز كه به صورت فطري در انسان به وديعت نهاده شده، تا زمان ظهور جوانه هاي بلوغ، همچنان دوران آرام و بي تحركي را پشت سر مي گذارد. اما به مجرد شروع دوران نوجواني، زمان بيداري آن فرا مي رسد . آرام آرام تمامي وجود جوانان را در برمي گيرد . به يكي از پرقدرت ترين نيازهاي وي تبديل مي شود. اگر اين نياز به موقع و به طور صحيح پاسخ داده شود، زمينه سلامت و بهداشت رواني انسان فراهم مي گردد. از اين رو، در آيات و روايات به اهميت ازدواج و نيز زمان مناسب آن تصريح و تأكيد شده است. از نظر قرآن، ازدواج مايه آرامش روح و روان آدمى است . از نشانه هاى رحمت و بزرگى خداوند است.
3. مهم ترین عاملی که انسان ها را به سوی ازدواج و همسر گزینی سوق می دهد، احساس نیاز است.تا احساس نیاز در انسان به درستی شکل نگیرد، انگیزه و نیروی لازم برای تشکیل زندگی مشترک، به وجود نمی آید. البته میل و نیاز به ازدواج، یک فرق اساسی که با برخی دیگر از نیازهای انسان، مثل گرسنگی و تشنگی دارد، این است که می توان آن را به تأخیر انداخت . این گونه نیست که با تأخیر افتادن آن، حیات و ادامه زندگی انسان به خطر بیفتد، به همین خاطر چون حیات انسان ها، با ازدواج نکردن به خطر نمی افتد، برخی انسان ها بی خیال آن می گردند.
4. از آن جا که پسر شما در حال حاضر 30سال دارند، به صورت طبیعی باید احساس نیاز به ازدواج در ایشان خیلی پیش از این ها در او شکل گرفته باشد.
5. اگر هم اکنون پسرتان تمایلی با ازدواج ندارد، شاید به این خاطر باشد که اهداف عالی تر و برتری را مد نظر قرار داده و تا وصول به آن اهداف نمی خواهد همسر اختیار کند یا این که مشکلات و موانع ازدواج را خیلی بزرگ تصور می کند .با چشم و هم چشمی ها و بالا رفتن سطح توقعات خانواده ها و دختر خانم ها خصوصاً در شهر تهران و شهرهای بزرگ، خود را یارای مقابله با این گونه مشکلات نمی داند. به همین خاطر، زندگی مجردی و در تنهایی را بر زندگی متأهلی ترجیح می دهد یا این که موانعی بر سر ازدواج او وجود دارد که حتی شما به عنوان والدین از آن ها خبر ندارید.
6. گاهی برخی افراد، تحت تأثیر تبلیغات برخی رسانه ها و شبکه های ماهواره ای، ازدواج را نوعی محدودیت و مخالف آزادی خود تلقی می کنند . دوست ندارند با ازدواج و قبول مسئولیت همسر و زندگی مشترک، خود را محدود سازند. این افراد بر اين باورند كه ازدواج باعث ايجاد محدوديت در بسياري از خواسته ها و نيازهاي آنان و موجب سلب آزادي هاي فردي مي شود؛ از اين رو، ترجيح مي دهند به شكل مجرد و آزاد زندگي كنند. شايد بيش تر افرادي كه ازدواج را عامل محدودكننده آزادي هاي فردي مي دانند، فلسفه و حقيقت ازدواج را به خوبي درك نكرده و طرفدار آزادي به معناي غربي آن باشند، اما در اين ميان افرادي هم هستند كه با وجود گرايش مذهبي قوي، آسايش، آرامش، خودسازي و سير و سلوك معنوي را در داشتن نوعي زندگي مي دانند كه در آن قيد و بندهاي زناشويي و زندگي مشترك وجود نداشته باشد.
برخي نيز فرزنددار شدن را مانع رشد اجتماعي مطلوب و كار خود مي دانند، از اين رو، حاضر نمي شوند ازدواج كنند.
7. اگر چه این احتمال ممکن است در مورد پسر شما منتفی باشد، ولی گاهی برخی از جوانان، با روابط دوستی متعدد و متنوعی که با جنس مخالف برقرار می کند، به نحوی نیازهای عاطفی و جنسی خود را ارضا می کنند و دیگر احساس نیاز به همسر گزینی در خود احساس نمی کنند.
8. با این وصف تا علت و دلایل عدم تمایل پسرتان به ازدواج مشخص نگردد، خیلی نمی توانید کمکی به او نمایید و نگرش او را تغییر دهید. توصیه می کنیم اگر فکر می کنید که به حرف شما گوش نمی دهد، از وساطت افراد ديگر استفاده کنيد. از قدرت نفوذ و بيان ساير اعضاي خانواده يا اقوام و خويشان مثل عمو و دايي يا دوستان او بهره بجویید . از همکاري و ميانجي گري خير انديشان و فاميل هاي نزديک و صاحب نفوذ بر روي پسرتان بهره بگيريد. به هر حال در زندگي هر انساني، افرادي هستند که اشخاص براي آنان احترام خاصی قائل هستند و حرف آنان را مي‌پذيرند. مي‌توانيد از آنان استفاده کنيد و آن ها را واسطه قرار دهید. در ضمن ممکن است پسر شما حرف یا نکته ای داشته باشد که در بیان آن ها به شما راحت نیست، ولی ممکن است به دوست صمیمی خود آن ها را به راحتی بگوید و مطرح سازد، به همین خاطر سعی کنید از طریق واسطه قرار دادن دوستان او و دیگران، به نحوی علت ازدواج نکردن او را کشف کنید . در قدم بعدی تمام سعی و توان خود را صرف رفع آن گردانید.
9. ممکن است گاهی دلایل پسرتان برای عدم ازدواج نکردن، کاملاً غیر منطقی و مسخره به نظر آید .در این صورت می توانید از یک روانشناس با تجربه کمک بخواهید تا با صحبت با او، شناخت و برداشت های او را در زمینه ازدواج اصلاح و تعدیل کند . آسیب های ازدواج های دیر هنگام و تأخیر در ازدواج را برای او تشریح نماید یا از یک مشاور در امور مذهبی و یا یک روحانی سرشناس، بخواهید احادیث و روایاتی را که جوانان را تشويق و ترغيب به ازدواج، به خصوص در سن آغاز جوانى می کنند و از تجرّد و رهبانيت و تأخير در امر ازدواج نهی می کنند، به پسرتان متذکر شوند.