سلام.سوالی در مورد توسل به حضرت صاحب الزمان(عج ا...) و سید الشهدا (ع)دارم. من با توجه به آیات مبارک قرآن، میدانم خداوند خیرالحافظین و خیرالناصرین است، وبه مدد زیارتهای چهارده معصوم، بر این باورم که خداوند، این بنده حقیر را به واسطه معرفت ائمه خصوصا امام زمان و سید الشهدا و دوستان و اولیاء آنها مورد لطف قرار داده، ولی چون از شرک به خداوند واهمه دارم، میخواستم نظر خداوند و ائمه و همچنین نیت های مناسب را با توجه به آیات و روایات راجع به توسلی که نه به خدا شرک باشد و نه به آن بزرگواران بی احترامی و کم لطفی، بدانم.با تشکر.خداحافظ

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
توجه به چند نکته لازم است:
اول :
اگر کسي به غير خدا ، بدون اذن و اجازه و امر خدا متوسل شود ، کارش غلط و شرک و کفر است ،زيرا کسي را مقرب درگاه خدا و واسطه شمرده که خدا او را مقرب و واسطه ندانسته ، به وساطت و شفاعت او اجازه نداده ، بندگانش را به توسل به او فرا نخوانده است . کار مشرکان از اين سنخ است . آنان بت ها و الهه هاي خود را مقربان درگاه خدا مي دانستند که با توسل به آنان مي خواستند به خدا نزديک شوند، در حالي که بت ها و الهه ها نه جايگاهي نزد خدا داشتند و نه خدا به شفاعت و توسل بدانان فراخوانده بود ، و اين قطعا شرک و کفر است :
ما نعبدهم الا ليقربونا الي الله زلفي ؛ اين ها را عبادت نمى‏كنيم مگر براى آن كه ما را به خدا نزديك كنند. (1)
دوم :
اگر کسي به ديگري متوسل شود و او را شريک خدا و در عرض و هم رديف خدا بداند، نيز مشرک و کافر است، مثل مسيحيان که عيسي را خدا و يا پسر خدا و سومين خدا شمردند . اگر کسي پيامبر و امامان را شريک خدا و در عرض و همرديف خدا بداند، قطعا مانند مسيحيان مشرک و کافر است. مبارزه شديد امامان با غلو براي همين بود که کسي آنان را هم رديف و شريک خدا قرار ندهد.
سوم:
اگر به کسي به اين عنوان که خدا او را دوست دارد و برگزيده خداست و خداوند محبوبيت و برگزيدگي او را در قرآن و به زبان پيامبر اعلام کرده و به توسل به او فراخوانده ، متوسل شود، عين بندگي و اطاعت خداست . در عين اين که مي توانيم مستقيم با خدا مرتبط شده و به ساحتش عرض بندگي کرده و از حضرتش حاجات مان را بطلبيم ،ولي طبيعي است که توجه به درگاه خدا با توسل به محبوب هاي خدا و مقربان درگاهش و بندگان برگزيده اش که آنان را به امامت و هدايت ما گمارده، بهتر است ،زيرا با توجه متوسلانه به پيامبر و امامان، به خدا اعلام مي کنيم که هم خدايي تو را گردن نهاده ايم؛ هم امامت و هدايتگري بندگان برگزيده ات را . چون پذيرش نبوت و امامت پيامبر و امام ، محبوب خداست ، پس عملي که نشانگر پذيرش باشد، بهتر از عملي است که پذيرش را نشان ندهد.
از آیات قرآن استفاده می شود که در امّت های پیشین، افراد گنهکار از پیامبر زمان خود، درخواست می کردند که در حق آنان استغفار کند. درباره برادران یوسف می خوانیم: آن گاه که پرده از روی کار برافتاد، رو به یعقوب کردند و گفتند: یا أبانا اسْتَغفر لَنا ذنوبنا انّا کنّا خاطئین......؛(2) پدرجان! از خدا بخواه که گناهان ما را ببخشد، ما اشتباه کردیم، یعقوب در پاسخ گفت: (3) من از خدا خواهم خواست که گناهان شما را ببخشد، او بخشاینده و مهربان است.
درباره گنهکاران می فرماید: ولو أنّهم اذ ظَلَموا أنفسَهم جاوُِک فاستغفروا اللَّهَ واستغفرَ لهم الرسول لَوجدوا اللَّهَ تَواباً رَحیماً؛ (4) اگر هنگامی که بر خود ستم کرده اند ،نزد تو ای پیامبر بیایند و از خدا بخواهند که گناهان ایشان را بیامرزد و پیامبر نیز برای آنان آمرزش بخواهد، خدا را توبه پذیر و مهربان خواهند یافت.
در آیه دیگر منافقان را نکوهش می کند: و اذا قیل لهم تعالوا یستغفر لکم رسول اللَّه لوّوا روِسهم و رأیتهم یصدّون و هم مستکبرون؛(5) اگر به آنان گفته شود بیایید تا پیامبر خدا برای شما آمرزش بخواهد، سر برمی تابند، و آن ها را می بینی که از سخن تو روی گردان شده و تکبر می ورزند.
از آیه استفاده می شود که یکی از وسایل جلب مغفرت، توسل به دعای پیامبر صلی اللّه علیه و آله و آمرزش خواهی اوست.
منزلت پیامبر نزد خدا مایه استجابت دعای او بوده و قطعاً خواسته های آن نیازمند برآورده می شود.
امامان نيز يکديگر را وسيله قرار مي دادند، چنان که در دعاي عرفه امام حسين مي خوانيم :
«اللّهمّ انّا نتوجّه إليك في هذه العشيّة الّتى فرضتها و عظّمتها بمحمّد نبيّك و رسولك و خيرتك من خلقك؛
خدايا @در چنین وقتى كه آن را بر من بزرگ داشته‏اى، به تو توجه كرده و تو را به محمّد پيامبر و فرستاده و مهم ترين خلقت سوگند مى‏دهم».(6)
اگر به دعاها و مناجات ائمه معصوم توجه نمايي ، كاملاً ‌برايت اين موضوع روشن مي شود كه نه تنها يك روايت و دعا ، بلكه دعاهاي بسيار وارد شده است. دعاها از طرف كساني آمده كه در دعاهاي ديگر مستقيما نيز با خدا سخن گفتند.
ابو بصير مى‏گويد: به امام صادق (ع) گفتم : دعاى يوسف (ع) در چاه چه بود، زيرا در آن اختلاف نظر داريم.
فرمود: همين كه يوسف در چاه افكنده و از زندگى خويش نااميد شد ،گفت :خدايا، بر فرض كه گناهان چهره مرا در پيشگاه تو تباه كرده و دعاى من به سوى تو نمى‏رسد و برآورده نمى‏شود، از تو به حق آن پيرمرد (يعقوب) مسئلت مى‏كنم كه بر ناتوانى او رحمت آورى . من و او را به يكديگر برسانى كه بى‏تابى او براى من و شوق من براى او را مى‏دانى.
ابو بصير مى‏گويد: آن گاه امام صادق (ع) گريست و فرمود :من عرضه مى‏دارم‏ :
پروردگارا! اگر گناهان و خطاها چهره مرا در پيشگاه تو تباه كرده و دعاى من به سوى تو نمى‏رسد و برآورده نمى‏شود ، به حق خودت كه هيچ چيز چون تو نيست، مسئلت مى‏كنم و به محمد (ص) كه پيامبر تو و پيامبر رحمت است ، مسئلت مى‏كنم. بار خدايا، بار خدايا، بار خدايا.
سپس فرمود: اين دعا را بگوييد و فراوان بخوانيد كه چه بسيار در گرفتاري هاى بزرگ، اين دعا را مى‏خوانم.(7)
روايت زير نيز توسل پيامبر و امام علي به يکديگر را بيان مي کند. ابن مسعود مي گويد: خدمت رسول الله ، امام علي را در حال رکوع و سجود ديدم که به خدا عرض مي کرد:به حق پيامبرت محمد،شيعيان گناهکار را ببخش! بعد ديدم رسول خدا هم نيايش مي کرد: خدايا !به حق علي، گناهکاران امت را بيامرز(8).
اميدواريم با توضيحات ارائه شده ، به پاسخ خود دست يافته باشيد، اما چنانچه نياز به توضيح و يا سوالي ديگر داشتيد، مجدداً با ما ارتباط برقرار كنيد .
موفق باشيد.

پي نوشت ها:
1. زمر(39)،آيه 3.1.
2. یوسف(12) ، آيه97 .
3. همان ، آيه 98.
4. نساء(4) ، آيه64.
5. منافقین(63) ،‌آيه 5.
6. علامه مجلسي ،‌ بحارالأنوار ، بيروت ، موسسه الوفاء ‌، 1404 هـ.ق ، ج 95 ،ص 222.
7. محمد بن حسن فتال نيشابوري ، روضه الواعظين ، قم ، انتشارات شريف رضي ، بي تا‌، ج 2 ،ص 327.
8. ‌بحارالأنوار ، بيروت ، موسسه الوفاء ‌، 1404 هـ.ق ، ج 36 ،ص 74.