با سلام
من با خدا پیمانهایی بسته بودم اما اونا را به طور کامل و یا بعضیاشا اصلا نتو نستم انجام بدم آیا گناه کردم ؟
اگر باز هم نتونم به طور کامل انجام بدم چه کار باید بکنم

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
نخست لازم است در مورد شرایط و کیفیت عهد و پیمان با خدا چند نکته توضیح داده شود:
نکته اول :
عهد آن است که انسان با خداوند پیمان می بندد که کاری را انجام دهد یا ترک نماید . البته کاری را که عهد می کند انجام دهد ، باید یا عبادت باشد مثل نماز واجب و مستحب ، یا کاری باشد که انجام آن بهتر از ترکش باشد . پس اگر عهد ببندد که کار حرام یا مکروهی را انجام دهد ، یا کار واجب یا مستحبی را ترک کند ، عهد او صحیح نیست.
نکته دوم :
عهد کننده باید عاقل و بالغ باشد و به اختیار و قصد خود پیمان ببندد. در عهد همانند نذر باید صیغه خوانده شود و لازم نیست آن را به عربی بخوانند. باید بگوید : « عاهَدتُ الله » یا « علیّ عهدُالله» یا به فارسی بگوید : با خدای خود عهد می بندم که فلان کار را انجام دهم یا ترک کنم .
نکته سوم :
انسان در مورد کاری می تواند عهد و پیمان ببندد که انجام آن عقلا یا عادتا برایش ممکن باشد ، بنا بر این کسی که نمی تواند پیاده به کربلا برود ، اگر با خدا پیمان ببندد که پیاده کربلا برود ، عهد او صحیح نیست . (1)
پس اگر یکی از شرایط عهد یا عهد کننده در هنگام عهد کردن محقق نباشد ، عهد شرعی صورت نگرفته و وفای به آن لازم نیست . ولی اگر همه شرایط محقق بوده و عهد کننده بر اساس عهد و پیمان خویش همه یا بعضی از بخش های آن را انجام نداده باشد ، گناه کرده و باید کفاره بدهد . کفاره شکستن عهد آن است که شصت فقیر را سیر کند ( یا به یک فقیر غذای شصت وعده را بدهد ) ، یا دو ماه روزه بگیرد ( البته سی و یک روز آن باید پی در پی باشد )
بنا بر این اگر عهد و پیمان هایی را که با خدا بستی در هنگام عهد بستن همه شرایط ذکر شده موجود بوده آن را به طور کامل یا بعضی از آن را انجام ندادی! اولا: گناه کردی و مرتکب معصیت خدا شدی که لازم است از آن توبه کنی و استغفار نمایی و تصمیم جدی بگیری که دیگر عهد شکنی نکنی .یعنی در آینده توجه داشته باشی که یا عهد نکنی یا اگر عهد و نذر کردی ، پایبند به آن باشی . ثانیا: باید بابت جبران آن کفاره بدهی . در ضمن اگر این موارد نبوده است ،چیزی بر عهده شما نیست و گناه هم مرتکب نشده اید.
پی نوشت :
1. توضیح المسائل مراجع ، دفتر انتشارات اسلامی ، چاپ سوم ، ج 2 ، ص 552 و 553 .