آیا امامان در سالگرد ائمه قبل از خود سوگواری می کردند؟و اگر این کار را انجام می دادند پس چرا روز شهادت حضرت زهرا نامعلوم است که دانستن روز آن هیچ ضرری برای کسی ندارد.
پرسشگر گرامی با سلام و تشکر از ارتباط شما با این مرکز .
در دوران ائمه (ع ) مانند این زمان عزاداری و برپائی جلسات معمول ومتعارف نبود و شیعیان نیز در آن عصر دارای قدرت و توان و انسجام نبودند و تعدادشان اندک بود .در جاهای مختلف پراکنده زندگی می کردند و نوعا در حال خوف و تقیه بودند و نمی توانستند در ایام سوگواری مراسم عزا برپا کنند. در تاریخ شهادت و ولادت بیش تر ائمه اختلاف نظر وجود دارد. البته ائمه نوعا مراسم عزای امام حسین (ع) را که شهادتش با وضع بسیار دلخراشی اتفاق افتاد ، برگزار و توصیه می کردند. برای آگاهی بیش تر به گفتار زیر توجه نمائید .
عزاداری برای معصومان به ویژه امام حسین دارای آثار و فواید زیادی است. از این رو است که در آموزه های دینی به آن اشاره شده است .امامان هم خود برای امام حسین عزاداری می کردند و هم دیگران را به آن سفارش می نمودند . از این رو به آن اهمیت داده شده است . عاشورا دو جنبه و دو چهره دارد:
اول: چهره زيبايىها ؛يعنى عظمتى كه حضرت اباعبداللَّه (ع) و ياران ايشان در ابعاد مختلف آفريده و عالىترين جلوههاى كمال انسانى را با عمل خويش ترسيم نموده و بزرگ ترين درس را به كل تاريخ بشريت آموخته اند.
دوم: چهره غمبار از اين كه چرا امت، حق امام (ع) را پاس نداشته و ناجوانمردانهترين حركات را نسبت به محبوبترين خلق خدا و شريفترين انسانها روا داشتند.
شهادت امام حسین و یارانش براساس دو رویکرد قابل بررسی است:
یکم: به لحاظ شخصی و فردی . بر این اساس شهادت برای شخص شهید یک موفقیت ، بلکه بزرگ ترین موفقیت است . امام حسین (ع) می فرمود : جدم پیامبر به من فرمود :تو نزد خدا مرتبه ای داری که جز با شهادت به آن نایل نمی گردی .
پس شهادت حضرت ، برای او یک ارتقا و عالی ترین حد کمال به حساب می آید. بر این اساس مرگ به صورت شهادت برای شهید یک پیروزی به شمار می آید. (1)
علی (ع) بعد از ضربت خوردن می فرماید:
به خدا سوگند !هیچ امر خلاف انتظاری برای من رخ نداده ؛ آن چه پیش آمده ، همان است که من در آرزوی نیل به آن بودم. مَثَل من مَثَل کسی است که در جستجوی آب در صحرایی می گردد که ناگهان چاه آبی یا چشمه ای پیدا می شود . مَثَل من مَثَل جوینده ای است که به مطلوب خود رسیده است. (2)
دوش وقت سحر از غُصّه نجاتم دادند
اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر که این تازه براتم دادند.
دوم:از جهت بُعد اجتماعی و وظیفه مردم:
عزاداری برای سید شهیدان حسین بن علی (ع) و یاران مظلومش از آثار و فواید اجتماعی فراوانی بهره مند است. از جمله:
الف. محبت و دوستى:
قرآن و روايات، دوستى خاندان رسول اكرم (ص) و اهلبيت (ع) را بر مسلمانان واجب كرده است. روشن است كه دوستى لوازمى دارد و محبّ صادق، كسى است كه شرط دوستى را - چنان كه بايد و شايد - به جا آورد. يكى از مهمترين لوازم دوستى، همدردى و همدلى با دوستان در مواقع سوگ و اظهار سرور و شادی در شادى آنان است .از اين رو در احاديث، بر برپايى جشن و سرور در ايام شادى اهلبيت (ع) و ابراز حزن و اندوه در مواقع سوگ آنان، تأكيد فراوان شده است.
حضرت على (ع) در روايتى مىفرمايد: «يفرحون لفرحنا و يحزنون لحزننا و یبذلون اموالهم و انفسهم فینا،اولئک منّا و الینا؛ (3) شيعه و پيروان ما در شادى و حزن ما شريكند. دارایی و جان خویش را در راه ما بذل می کنند.آنان از ما هستند و بازگشت شان به سوی ما است.»
امام صادق (ع) فرمود: «شيعتنا جزء منا خلقوا من فضل طينتنا يسوؤهم ما يسؤنا و يسرّهم ما يسرّنا؛ (4) شيعيان ما پارهاى از وجود ما هستند .از زيادى گل ما آفریده شدهاند؛ آن چه كه ما را بدحال يا خوش حال مىسازد، آنان را بدحال و خوش حال مىگرداند.»
بر اين اساس وظيفه عقلانى و شرعى، ايجاب مىكند كه در ايام عزادارى اهلبيت (ع)، حزن و اندوه خود را به «زبان حال»؛ يعنى، با اشك، آه و ناله و زارى،اظهار نماییم . طبق فرموده امام صادق (ع) : عزاداران سيدالشهدا در روز عاشورا از آب و غذا دورى جويند تا آن كه يك ساعت از وقت فضيلت نماز عصر بگذرد، آن گاه به جامی از آب بسنده كنند. (5)
در روایت دیگر امام رضا (ع) به ریان بن شبیب،، فرمود : « یا ابن شبیب ان کنت باکیا لشیئ فابک علی الحسین فانه ذبح کما یذهب الکبش... ؛ (6) ای پسر شبیب! اگر بر مصیبتی گریه می کنی ، بر حسین بن علی گریه کن چون که آن بزرگوار را همانند گوسفند سر بریدند . همراه او هیجده تن از اهل بیت او -که در زمین همانندی نداشتند- به شهادت رسیدند. »
سپس حضرت فرمود: «...فاحزن لحزننا و افرح لفرحنا؛ (7) اگر خوش حال می شوی از این که در درجات عالی بهشت با ما باشی ، در حزن ما محزون و در شادی ما شاد باش. »
ب. انسانسازى:
از آن جا كه در فرهنگ شيعى، عزادارى بايد از سر معرفت و شناخت باشد؛ همدردى با آن عزيزان، در واقع يادآورى فضايل، مناقب و آرمانهاى آنان است . بدين شكل، آدمى را به سمت الگوگيرى و الگوپذيرى از آنان سوق مىدهد.
ج. جامعهسازى:
هنگامى كه مجلس عزادارى، موجب انسانسازى گشت؛ تغيير درونى انسان به عرصه جامعه نيز كشيده مىشود و آدمى مىكوشد تا آرمانهاى اهلبيت (ع) را در جامعه حكمفرما كند.
د. انتقالدهنده فرهنگ شيعى به نسل بعد:
كسى نمىتواند منكر اين حقيقت شود كه نسل جديد در سنين كودكى، در مجالس عزادارى با فرهنگ اهلبيت (ع) آشنا مىشوند. عزادارى و مجالس تعزيه، يكى از عناصر و عوامل برجستهاى است تا آموزههاى نظرى و عملى امامان راستين، به نسلهاى آينده منتقل شود.
هـ. زنده نگه داشتن و ترويج دائمي مكتب:
احيا و زنده داشتن نهضت عاشورا موجب زنده نگه داشتن و ترويج دائمي مكتب قيام و انقلاب در برابر طاغوتها و تربيت كننده و پرورش دهنده روح حماسه و ايثار است.گريه بر مصائب سالار شهيدان باعث زنده نگه داشتن نهضت حسيني است.
گريستن در سوگ شهداي كربلا، تجديد بيعت با عاشورا و فرهنگ شهادت و تغذيه فكري و روحي با اين مكتب است. اشك ريختن نوعي بيعت و امضا كردن پيمان و قرارداد دوستي با سيد الشّهدا و ابراز انزجار و تنفّر از قاتلان حضرت است. از اين رو ائمه (ع) به گريستن بر مظلوميت شهداي كربلا تأكيد كرده اند. براي گريه بر مصيبتهاي امام حسين (ع) ثوابها و فضيلتهاي فراوان ذكر كرده و فرمودهاند كه چشم گريان بر كربلائيان، چشمه فيض خدا است، زيرا اشك ريختن در عزاي حسين (ع) نشانه پيوند قلبي با اهل بيت (ع) و سيدالشّهدا (ع) است.
اشك، دل را سيراب ميكند، عطش روح را برطرف ميسازد، و نتيجه محبتي است كه نسبت به اهل بيت حاصل ميشود. نيز نشانه همدلي و هماهنگي روحي با ائمه اطهار (ع) است. قلبي كه مهر حسين (ع) داشته باشد، بي شك به ياد مظلوميت و شهادت او ميگريد.
به تعبير شهيد مطهري «گريه بر شهيد، شركت در حماسه او و هماهنگي با روح وي و موافقت با نشاط و حركت او است». (8) آري چنين اشكي سزاوار آن همه ثواب است. به تعبير حضرت امام خميني (ره) «گريه كردن در عزاي امام حسين، زنده نگهداشتن نهضت است. گريه بر مظلوم، فرياد مقابل ظالم است». (9)
پی نوشت ها:
1. مجموعه آثار ، ج 24 ، ص 470- 472 شهید مرتضی مطهری ،انتشارات صدرا ، 1385 ه ش ، چاپ اول .
2. نهج البلاغه ، نامه 23.
3. غرر الحکم ، حدیث شماره 3554 ؛ ميزانالحكمه، ج 2، ص 1539 ، واژه (الشیعه ) .
4. المحبة فى الكتاب والسنة، ص 169 - 170 و 181 - 182 ، محمد محمدی ری شهری.
5 . بحارالانوار، ج 44، ص 287.
6. همان، ص 286 .
7.همان .
8 مرتضي مطهري، همان ، ص 473 .
9. صحيفه نور، ج 8، ص 70 .






