سلام
از راهنمايي قبلي شما در مورد اين كه من از ميان رشته هاي مختلف رشته ي كامپيوتر را انتخاب كردم نشان از سلامت روان من دارد. همين قضيه من را واداشته دباره براي شما اين توضيح را در مورد خودم بدم كه من واقعاً در چه چيزي مي خوام تحصيل كنم تا شما راهنماييم كنيد.
من از ميان علوم به 2 چيز خيلي اهميت ميدم، 1-ارضاي كنجكاوي درونيم كه غالباً در جستجوي چيستي هاست 2-ذهنم را مشغول به چيزي كنم كه از علوم طبيعي و ذاتي هستي چيزي برشمرده ميشه
اجازه بديد توضيح بيشتري بدم، من گفتم مي خوام به دنبال"چيستي ها" برم تا براي آن "چطوري ها و چون ها" پيدا كنم همه را در دو علم ميبينم علوم انساني و علوم رياضي فيزيك... چون در علوم انساني انسان دنبال چيستي هاي رواني و روحيست و در علوم رياضي فيزيك انسان دنبال چيستي هاي مادي هست، من به اين ترتيب علاقه دارم برم به رياضي فيزيك
دلايل مختلفي هست كه ممكن است هر كدامش باعث اين تصميم من باشد، از جمله اين كه شايد اعتماد به نفس كم من باعث شده من به دنبال يك بنا و اساس ريشه اي براي خود باشم و ناخودآگاهانه علوم رياضي فيزيك و علوم انساني را در نظر مي گيرم
و يا ممكن است من بخاطر روحيه گرفتن و نشاط گرفتن سرگذشت "رياضيدانها و فيزيك دانها" را مطالعه كردم و همين باعث شده با سرمشق گرفتن از آن ناخوداگاه به اين علوم تمايل پيدا كنم.
و يا ممكن است چون من چالش در علم و بحث و نظريه دادن و خلاصه درگيري عميق نظريه ها با يكديگر را دوست دارم ممكن است به دنبال علم رياضي فيزيك يا فلسفه برم...در حالي كه چون كامپيوتر براي من علميست كه ساخته ي دست بشر است و وابسته ي به دست بشر است بشر بيشتر ابداء يا اختراع مي كند تا اين كه چيز جديدي را در وجود كامپيوتر كشف كند...چون كامپيوتر همه ساخت بشر است...خلاصه اين كه من كامپيوتر را زماني دوست دارم كه واقعاً بشه توش انقلابي به وجود آورد و كشف جديدي در آن كرد و در نهايت فرد با ادامه ي اين علم با چالشها و نظريات مختلف روبرو بشه...اگر هم در آن ادامه تحصيل بدم در سخت افزار ادامه تحصيل خواهم داد، اما واقعاً من به دنبال چالش و علمي هستم كه مرتب دنبال تحقيقو درگيري علميست.

بگذارين خيلي راحت بگم تا اگر احياناً دچار اختلال مغزي هستم در اين جمله ام مشخص بشه
...قيافه ام وقتي عينك ميزنم شبيه پروفسور هاست...خودمم ميخوام پروفسور بشم گاهي به قدري عجيب حرف ميزنم كه نسبت به سنم خيلي عميق و پر معنا حرف زدم...و گاهي به قدري ضعيف هستم كه معلم هايم را كه انتظار داشتند من شاگرد زرنگي باشم ناراحت كردم.
گاهي در مورد نظريه ي نسبيت عام انيشتين فكر مي كنم و گاهي دارم تلاش مي كنم تا درس رياضي را كه در‌آن تجديد هستم ياد بگيرم و پاس كنم...كلاً در كلاس درس هم مي خوام به صورت انفرادي عمل كنم يعني مثلا معلم به يك روش مي گويد اين مسئله را حل كن...من به يك روش ديگري كه حل مي كنم و از اين كار لذت مي برم...چون احساس مي كنم ثابت كردم من بلدم.

من چمه؟

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
ضمن تحسین ویژگی های بسیار مثبت شما باید گفت: روحیات شما تحت تأثیر فکر واگرا و خلاق شما می باشد.
برخی از افکار که حالت آزارنده و تکرار شونده دارند، وسواس فکری خفیف یا متوسط است.
با این وصف هرگونه مشاوره کتبی پیاپی مشکلی از شما دوست عزیز حل نخواهد کرد. ساختار ذهن شما به گونه ای نیست که به گفته یا نوشته ای آرام گیرد. همان حرف های گذشته را با کمی تغییر تکرار کرده اید و ما هم چاره ای نداریم جز این که پاسخ های گذشته را تکرار کنیم. باید با نوسانات شناختی هیجانی بسازید یا این که از طریق مراجعه حضوری به متخصص روانپزشکی و روانشناسی بالینی به درمان ریشه ای مشکل خود بپردازید.