من 26 سالمه و دانشجوی کارشناسی ارشد هستم. خانواده ام دختری 15 ساله را به من معرفی کرده اند. خانواده آنها فامیل ما هستند و به من نیز علاقمند هستند و موافق ازدواج ما هستند.من خودم علاقه دارم ولی می ترسم اختلاف سنی بعدا مشکلات زیادی را ببار بیاورد. گرچه من موافق ادامه تحصیل همسرم هستم. لطفا راهنمایی کنید.
پاسخ:
@@@@پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
مطالبی را در قالب نکات زیر تقدیم می داریم:
1. در ابتدای امر، یازده سال تفاوت سنی برای ازدواج خیلی تأمل برانگیز می باشد . در شرایط معمولی توصیه به ازدواج نمی گردد، مگر در یک شرایط کاملاً ویژه و استثنایی. نیز در جایی که دختر مورد نظر از شرایط نسبتاً ایده آل و بهتری در معیارهای اساسی ازدواج برخوردار باشد و دختر و پسر به پیامدها و مشکلات تفاوت سنی آگاه باشند و به نحوی سعی کنند این مقدار فاصله سنی خود را با برجسته کردن نقاط مثبت دیگر و پر رنگ کردن آن ها در زندگی، بپوشانند. البته این شرایط کاملاً استثنایی برای هر کسی به وجود نمی آید، شاید بتوان گفت که جزء اولیای خاص الهی و پیامبران، کسی نتواند مشکلات تفاوت سنی زیاد را تحمل کند و از عهده حل آن ها بر آید.
2. یکی از معیارهای مهم ازدواج، تناسب و تطابق سنی دختر و پسر آماده به ازدواج می باشد. با بررسي سن ازدواج در ميان قشرهاي مختلف و جوامع گوناگون در مي يابيم كه غالبا ًسن مردان در جريان ازدواج چند سال بيش از زنان است. "آلن ژيرار" مي نويسد: آگاهي هاي جمعيت شناسانه درباره سن همسران به هنگام ازدواج آموزنده است . مي دانيم كه بيش تر اوقات، افرادي با هم پيوند زناشويي مي بندند كه از لحاظ سني به هم نزديك باشند. از اين رو تناسب سني را بايد به عنوان يك ضريب مهم همسان همسري كه در جامعه از اهميت والايي برخوردار است، در نظر بگيريم.
3. چنین به نظر می رسد که فاصله سنی مناسب میان زن و شوهر را می توان 3 تا 4 سال در نظر گرفت. به طور طبیعی اگر تفاوت سني میان زن و مرد 3 تا 4 سال باشد، از يک حد معمولي و نرمال برخوردار است. در اين شرايط زني که 3 يا 4 سال کوچک تر از شوهرش است، معمولاً در برابر موضع مرد کوتاه مي آيد . مي کوشد مطیع باشد. در صورتي که هر چه اين تفاوت سني افزايش يابد، حس پدری، برادر گونه در مرد بیش تر مي شود، مثلاً مردی که10یا 15 سال و يا بیش تر از همسرش بزرگ تر است، همواره همانند پدر يا برادر بزرگ تر با همسرش برخورد مي کند.
البته تعیین فاصله سنی، بدان معنا نیست که اگر چند سال به این سنین افزوده و یا از آن کاسته شود، حتماً نباید ازدواجی انجام گیرد. شاید بتوان گفت که اگر دیگر زمینه ها و معیار ها و ملاک های اساسی ازدواج بررسی شده باشد و در آن ها دختر و پسر بیش ترین تطابق و تناسب و همخوانی را با هم داشته باشند و مشکل خاصی دیده نشود، می توان فاصله سنی را به دیده اغماض نگریست، ولی در عین حال بهترین و مناسب ترین فاصله سنی می تواند 3 تا 4 سال باشد. طبیعی است که اگر سایر شرایط مناسب نباشد، باز هم ازدواج نمی تواند موفق باشد.
4. معمولاً تفاوت سني زیاد بين پسر و دختر، ممكن است مشكلاتي از اين قبيل را در زندگی مشترک ايجاد كند:
- با توجه به قرار گرفتن هر یک از زوجین در دوره های مختلف رشد، تفاهم و درك متقابل كاهش می یابد . زندگی را با مشکل عدم درک مطلوب یکدیگر، مواجه می سازد.
- به مرور زمان و با افزایش سن مرد و پیر شدن او، جذابيت مرد براي زن کاهش می یابد . امكان رضامندي جنسي و غرایز را كاهش می دهد.
- عدم تناسب در توانایی های جسمی. وقتی که فاصله سنی بین زن و شوهر زیاد باشد، هر یک در دوره ای از زندگانی به سر می برند که به لحاظ قوت و توان با همسر خود تفاوت های عمده دارند. یکی در اوج توانایی و دیگری در زمان افول آن قرار دارد.
- انعطاف پذیری کمتر فرد بزرگ تر. وقتی که دو نفر جوان با یکدیگر زندگی می کنند، به دلیل جوانی، قابلیت انعطاف بیش تری دارند بر خلاف افراد مسن تر که این گونه نیستند.
- نگرانی و استرس، برای فرد بزرگ تر. مثلاً نگران آن هستند که مبادا همسرشان روزی از آنان طلاق بگیرد و زندگی آنان را متلاشی نماید.
- پیدا شدن سوءظن. گاه وجود فاصله های سنی زیاد باعث می شود که برخی از مردان، سوءظن هایی نسبت به همسر خود پیدا کنند.
- امر و نهی پیوسته فرد بزرگ تر. در چنین خانواده هایی فرد بزرگ تر به دلیل داشتن تجربه، خود را ملزم به آن می داند که مدام به همسر خود امر و نهی کند. امر و نهی بیش از حد موجبات ناراحتی همسر فرد را فراهم می آورد.
- رودربایستی با همسر. در این گونه خانواده ها فرد کوچک تر دچار نوعی رودربایستی رنج آور می شود و نمی تواند به راحتی مشکلات خود را با همسر خویش در میان بگذارد.
- دادن امتیازات بیش از حد. گاه فرد بزرگ تر برای اینکه فرد کوچک تر را جذب کند و زندگانی تداوم یابد، باید مدام به او امتیازاتی بدهد که وی را به دوام زندگانی دلگرم کند، اما هر کس قادر نیست که مدام چنین امتیازاتی بدهد.
- ترس و ناامنی. در مواردی هم دیده می شود که فرد کوچک تر، از همسر خود که بزرگ تر است ، دچار ترس و وحشت می شود . این هنگامی اتفاق می افتد که مرد خانواده از سن و سال بیش تری برخوردار است.
- نتایج نامطلوب دیگر مثل: احساس پشیمانی، بروز مشکلات غیر منتظره، جرم زایی فرزندان، طلاق و...
به خاطر بروز همین مشکلات است که معمولاً روانشناسان، فاصله سنی زیاد دختر و پسر را در ازدواج مشکل آفرین می دانند و در شرایط معمولی چنین ازدواج هایی را توصیه نمی کنند.
خانواده ها و نیز دختر و پسر باید دریابند که با فاصله سنی کم تر، مشکلات کم تری نیز خواهند داشت.
5. مقدار فاصله سنی مطلوب نمی باشد و مشکلات عدیده ای را برای شما به وجود می آورد. بنا بر این می توانید با خانواده خود با نرمی و ملاطفت صحبت کنید . آن ها را به نحوی متقاعد کنید که این گونه ازدواج متناسب شما نیست. اگر نتوانستید آن ها را متقاعد کنید ، از پا در میانی و واسطه قرار دادن افراد صاحب نفوذ در خانواده خود استفاده کنید.
6. در آخر شما هستید که باید در مورد ازدواج خود تصمیم نهایی را اتخاذ کنید، به همین خاطر نباید به هیچ عنوان تن به ازدواج های تحمیلی و اجباری دهید که در غیر این صورت، مشکلات شما چندین برابر خواهد شد.






