به نام خدا.من جوانی 27 ساله هستم، لیسانس کامپیوتر ، اهل نماز و روزه با وجهه ی خوب در بین اقوام و محل.سعی می کنم خوش اخلاق باشم و به همه خوبی کنم و فکر می کنم تا حالا آزارم به کسی نرسیده. وقتی من 15 سال داشتم بزرگترامون من و دختر دائیمو به رسم عهد تیرکمون میرزا به نامزدی هم در آوردن یعنی فقط یه حلقه نامزدی براشون بردیم .دختر دائیم اخلاق خشک و مردونه داره بدون کوچکترین ظرافت دخترونه و همین منو آزار می داد به بزرگترا هم که شکایت می کردم همه می گفتند خجالت می کشه و وقتی عقد بکنید همه چیز درست میشه.به هر حال بعد از چندین سال نامزدی خشک ما با هم ازدواج کردیم و توی دوران عقد بخاطر بوجود آمدن سردی و رابطه ی خواهر برادری و خیلی بی روح بین ما با هم اختلاف پیدا کردیم و می خواستیم از هم جدا شیم ولی با اصرار و فشار بیش از حد فامیل و درخواست 60 میلیون مهریه از طرف خونواده دائیم از این کار منصرف شدم و تصمیم گرفتم این زندگی نکبتبار رو تحمل کنم.آخه باید خونه ای رو که به کمک پدر و برادرم با خون جگر ساخته بودیم یکجا برای مهریه می دادیم و خانواده دائیم هم با اینکه می دونستند ما دچار طلاق عاطفی شدیم حاظر نبودند توی مهریه کوچکترین تخفیفی بدن، اونها خیلی مذهبی هستند و می گفتند مهریه از شیر مادر حلالتره .بعد از یکسال دوران عقد ما عروسی کردیم و یکماه بعد خانمم شروع به بهانه گیری کرد و یک روز سر یه اختلاف کوچک هر چی بد و بیراه بلد بود به من گفت، بعد از چند روز مهریشو اجرا گذاشت و حکم توقیف خونه و ماشین منو که تمام دارائیم بودن و هنوز بدهکاریهاشون مونده از دادگاه گرفت و تقاضای طلاق کرد.مهریش اون موقع 150 میلیون بود و خونه و ماشین تقریبا 100 میلیون ارزش داشت.تهدید می کرد که اگه طلاقش ندم 50 میلیون دیگه رو هم ازم می گیره و بعد از حدود دو ماه کشمکش بالاخره جون به لب شدم و حاشر شدم طلاق بدم.حالا می خوام بدونم آیا دین اسلام چنین حکمی داده که ما مردا برای اجرای دستور دین که ازدواج هست ،اینقدر حقارت بکشیم ؟آیا گرفتن مهریه به این روش واقعا حلاله ؟ اگه می فرمائید نباید مهریه سنگین می گرفتم که الآن به مشکل بخورم من می گم تو این دوره زمونه با این چشم هم چشمی ها کجا با مهریه پائین به کسی زن می دن؟اگه می فرمائید حق طلاق با مرده من می گم چه حق طلاقی که با یه تهدید به گرفتن بقیه مهریه من تسلیم شدم؟اگه می فرمائید قانون میخواد از زنها در برابر ضرب و شتم مردها دفاع کنه ،من میگم وقتی خانمم ده دقیقه به من بد و بیراه می گفت و من فقط یک کشیده به صورتش زدم روز بعدش از من شکایت تحت عنوان ضرب و شتم کرده بود و حتی حکم جلب منو گرفته بود.پس میشه بفرمائید خدائیش ما مردها چه قدرتی داریم ؟جالب اینجاست که اونها همه ی این کارها رو بنام دین انجام می دهند .از شما خواهش می کنم بفرمائید اینجور مهریه حلاله یا نه و آیا دین اسلام چنین ازدواجهائی رو پایه ریزی کرده یا اینکه مشکل از قانون ماست و قانونگذاران ما اسلام رو درک نکردن؟ با تشکر
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
در پاسخ به سؤال شما مطالبی را در قالب نکات زیر تقدیم می داریم:
1. ما نیز از شنیدن داستان زندگی شما متأثر شدیم و تأسف خوردیم که چرا این حادثه ناگوار برای شما اتفاق افتاده و جان و مال و مهم تر از آن، عمر و جوانی شما در این واقعه تباه گردیده است.
2. مهریه نتیجه تدبیر ماهرانهاى است که در متن آفرینش براى تعدیل و حفظ حقوق در روابط زن و مرد و پیوند آنها به کار رفته است. مهریه هماهنگى با طبیعت است، از این رو که نشانه و زمینه آن است که عشق از ناحیه مرد آغاز شده و زن پاسخگوى عشق او است و مرد به احترام او هدیهاى نثارش مىکند.
بر اساس خلقت و فطرت، خداوند متعال مرد و زن را طوری آفریده که مرد همیشه طالب و خواستگار زن است و زن همواره مطلوب بوده و مردان به دنبال آنان می رفته اند. این خاصیت، ظاهراً در مورد موجودات دیگر غیر از انسان که جنس نر و ماده دارند، بر اساس فطرت و خلقتشان نهادینه شده است.
این موضوع نیز ربطی به دین اسلام و سایر ادیان الهی ندارد؛ حال چون مرد خواستگار است و زن خواسته شده و مطلوب است؛ لذا مرد حاضر می شود چیزی به عنوان صداق و مهریه به زن بدهد تا او را به ازدواج راضی کند و دین و ادیان الهی نیز همین فطرت را ارج نهاده و مورد تایید قرار داده اند، لذا مهریه و صداق یکى از اجزاى شکلگیرى ازدواج در شریعت اسلامى به شمار مىرود. قبل از ظهور مکتب نجات بخش اسلام، مهریه بیشتر قیمت یا بهایى بود که جهت خریدارى زن به اولیاى وى پرداخت مىگردید، یا عوضى بود که مرد در برابر انتقال زن از خانه پدرى به خانه همسرى مىپرداخت، به همین خاطر، از احکام تأسیسى در اسلام محسوب نمىشود، اما وضع خاص آن در اسلام، بر تمامى عقاید جاهلى رنگ بطلان کشید و مهریه، موقعیت خاصى یافت. نیز شکل جدیدى به خود گرفت، و جنبه معنوى پیدا کرد، تحفهاى آسمانى شد از جانب مرد (طالب همسر) در نهایت صداقت و صفاى باطن و هدیهاى شد از سوى مرد براى قوام شریک و همسر آینده که آیه4 سوره نساء "و آتوا النساء صدقاتهن نحلةً؛ به زنان مهریه ایشان را به عنوان هدیه تقدیم کنید" نمایانگر آن است.
به همین خاطر مهریه در متون روایی و حدیث با عنوان صداق(نشان صداقت مرد) و هدیه و پیشکش معرفی شده است.
اصل مهريه در اسلام، دو جنبه دارد؛ از جنبه معنوي و بعد عاطفی، مهریه تحفهاي آسماني از جانب مرد است که در نهايت صداقت و صفاي باطن به زن پیشکش می شود و هديهاي از سوي مرد براي همسر آينده است. از اين رو نشانه آن است كه عشق از ناحيه مرد آغاز شده و زن پاسخگوي عشق او است و مرد به احترام همسرش هديهاي نثارش ميكند، كانون خانواده براساس محبت و عشق بين زن و شوهر دوام و استمرار مييابد. هرگاه عشق و علاقه از بين برود، خانواده در معرض فروپاشي قرار ميگيرد. اما از جنبه حقوقي و قانونی، گاهي مهريه كه معمولاً هنگام انحلال ازدواج، مطالبه و درخواست ميشود، مانع گسستن پيوند زناشويي ميگردد و تضمينی براي دوام ازدواج به شمار ميآيد، يا حداقل آن كه نميگذارد به واسطه يك عامل كوچك و قابل گذشت، طلاق صورت بگيرد. و نیز در صورت وقوع طلاق گاهي مالي كه زن به عنوان مهريه ميگيرد، در زندگي او مؤثر است و مانع پريشاني و درماندگي ميگردد.
در زندگی زناشویی، آنچه كه باعث آرامش زيبايي، خير و بركت، شيريني زندگي مشترك مي شود بعد عاطفي مهریه است، چون در واقع خانواده براي تأمين نيازهاي عاطفي - جنسي شكل مي گيرد. اگر دختر و پسري كه با يكديگر ازدواج مي كنند سعي نمايند با پيوند عاطفي، دوستي، صميميت ، عشق و علاقه به زندگی، استحكام بخشند. زندگي بسيار شيرين و باصفايي را خواهند داشت بنابراين رفاقت زن و شوهر و دوست داشتن يكديگر شرط اصلي تداوم زندگي مشترك است. وقتي زن و شوهري همديگر را دوست دارند حاضرند همه هستي خود را فداي يكديگر كنند از اين رو توصیه شده است که زن و شوهر از همين آغاز زندگي رابطه عاطفي خود را با همديگر محكم كنند و از هر كاري كه به اين رابطه دوستانه و عاطفي آسيب مي رساند اجتناب ورزند.
3. با توجه به این که مهریه در واقع هدیه می باشد، هدیه هم معمولاً نقد می باشد؛ بنابراین مهریه هم باید نقد باشد و در زمان عقد، مرد توان پرداخت آن را داشته باشد. ولی متأسفانه زیاده خواهی برخی انسان ها باعث شده که اصل این موضوع تحریف شود و مهریه تبدیل به اهرم فشار و یا به غلط پشتوانه زندگی زن تلقی گردد، که این برداشت غلط و انحرافی ربطی به دین و قانون گذار اسلامی ندارد! چرا که مبنای دین هیچ گاه بر مهریه های سنگین پایه گذاری نشده است. حتی در برخی روایات، نشانه سعادت و خوشبختی زن را مهریه پایین او ذکر کرده اند.
4. اگر چه براي مهریه اندازهاي معين نميتوان مطرح كرد و ميزان درآمدها و چگونگي زندگي افراد، در تعیین اندازه مهر میتواند اثرگذار باشد. اسلام به كم بودن مهریه سفارش كرده و آن را امري مستحب دانسته كه پاداشي الهي دارد توصيه اسلام اين است كه مقدار مهر زنان به گونهاي باشد كه مرد بتواند با آسودگي خاطر و رضايت قلبي آن را بپذيرد؛ چرا كه بيگمان كراهت قلبي در پذيرش اندازه مهریه، به شكل پنهانی و ناخودآگاه، روزنههايي از بيمهري و دلسردي را به روي مرد ميگشايد و در قلب او خراش نازكي پديد ميآورد و در نتیجه، در دل او در مورد همسر آیندهاش علامت سؤالی ایجاد كند كه میتواند به سردی روابط بینجامد. رسول خدا (ص) در این باره ميفرمايد: «بهترین زنان امت من، زیباترین آن ها از نظر چهره، و كم مهرترین آن ها هستند».
امام صادق (علیه السّلام) نیز فرموده است: «همانا از بركت زن، كم بودن مهریهاش و از بديُمني او، زیادی مهرش است».
بيگمان برخي از آن ها كه مهریه سنگين را پيشنهاد ميدهند، گویا نوعی وثیقه مالی میستانند تا به گمان خود، زن در برابر مشكلات احتمالی بیمه شود و خاطرش آسوده گردد؛ در حالي كه تجربه نشان داده است هرگز اين گونه وثيقههاي مالى، به تنهايي بر پايداري و استواري روابط زناشويى توانا نبوده است و هيچ وثيقهاى، به پای وثیقه اخلاقی نمیرسد؛ وثیقهای كه اگر در مرد وجود داشته باشد، خوشبختي زن در آينده تأمين است گر چه مهریهاش اندك باشد.
كم بودن مهریه در احاديث اسلامي نشانه بركت و خوش يمني زن به خانه مرد شناخته شده و موجب بالا رفتن ارزش معنوي او ميشود، در مقابل، سنگینی مهر نكوهش گردیده و از آن با عنوان بدیمنی و شومی زن نام برده شده است. رسول گرامی اسلام (ص) میفرماید: «شومی و بدقدمی زن، به سنگین بودن مهر اوست».
همچنين امام علی(علیه السّلام) در این باره ميفرمايد: «مهریه زنان را گران و سنگين نكنيد كه دشمني در پي خواهد داشت»؛ با آن تأکیدی که دین اسلام در پایین بودن مهریه دارد در مقابل، در فرهنگ اسلام، مهریه به عنوان يك حق براي زن لحاظ شده كه ميتواند از همان ابتدای عقد ازدواج آن را دريافت نمايد و يا اگر خواست ببخشد در هر صورت، مهريه حق زن است و در صورت مطالبه او بايد فوراً پرداخت شود و نبايد از پرداخت آن امتناع كرد؛ منتها اگر زن مطالبه نکند، این حق همچنان بر گردن مرد باقی است و باید روزی آن را بپردازد و اگر در زمان حیاتش ندهد بعد از مرگ جزء دیون اوست و باید قبل از تقسیم ارث به همسرش پرداخت شود. در روايت نیز وارد شده كه حلالترين مال براي زن، مهريهاي است كه از شوهرش دريافت ميكند. در صورتي كه مرد قادر به پرداخت باشد و از پرداخت آن امتناع كند، گناهكار است. و دادگاه ميتواند او را مجبور به پرداخت نمايد و اگر مالي نداشته باشد به او مهلت داده ميشود تا در اولين فرصت ممكن آن را پرداخت نمايد مگر آنكه زن مهریه اش را ببخشد يا اجازه تاخير در پرداخت بدهد.
5. به نظر می رسد که خانواده شما و خانواده دایی شما علی رغم اینکه مذهبی و دیندارند، ولی عملاً در پیروی از تعالیم روح بخش دین، گزینشی عمل کرده اند. هم در اصراری که در ازدواج تحمیلی شما داشته اند و هم در تعیین مهریه بالا، به آموزه های دینی عمل نکرده اند و دقیقاً برخلاف اسلام عمل کرده اند و در مقابل آنجا که به نفع خودشان بوده، از قوانین الهی سوء استفاده کرده اند و این گونه موجب آزار و اذیت شما گردیده اند.
6. آنچه مسلم است این است که یقیناً دین اسلام چنین ازدواج هایی را با این مهریه های سنگین پایه ریزی نکرده و قانون گذار اسلامی هم با توجه به آموزه های دینی، این نوع ازدواج ها را قبول ندارد، منتها این خود مردم هستند که قوانین الهی را تحریف می کنند و مشکلاتی برای خودشان ایجاد می کنند.
7. بیشتر تعجب ما از عملکرد خود شماست که چرا هم در قضیه اصل ازدواج و هم در پذیرش مهریه به این سنگینی و هم در تهدیدات بی اساس، منفعلانه برخورد کرده اید و چشم و گوش بسته، زمام امور زندگی خود را به دست جهالت اطرافیان سپرده بودید. لازم بود، با جرأت مندی و شهامت از نظر و خواسته خود دفاع می کردید!! البته قصد ما از این سخنان، ملامت و سرزنش و مکدر ساختن خاطر شما نیست؛ اما از انسان تحصیل کرده و دین داری مثل شما این انتظار می رود که اگر اطرافیان دینداری سطحی و ظاهری دارند و در عمل به دین گزینشی برخورد می کنند، لااقل شما بر مبنای تعالیم دینی پیش می رفتید تا این گونه گرفتار کج اندیشی و کج فهمی اطرفیانتان نمی گردیدید.
8. اینکه می فرمایید: « تو این دوره زمونه با این چشم هم چشمی ها کجا با مهریه پائین به کسی زن می دن؟» کافی است نگاهی به اطراف و زندگی دیگران بیندازید، هنوز هستند کسانی که علی رغم موج غالب فزون خواهی مهریه، تنها تعالیم دینی را ترجیح داده و مقدم می دارند و هرگز مغلوب نمی گردند و مهریه های پایینی را در ازدواج تعیین می کنند، می توانستید با این گونه خانواده های اصیل و دین دار وصلت نمایید.






