سلام.من چند وقته که برام يه سولات اساسي به وجود اومده.سوالاتي که از نگاه بيرون ديني مطرح ميکنم.اميدوارم شما بتونبد پاسخ گو باشيد پشت سرهم اين سوالات را مطرح ميکنم.دين بايد براي انسان باشد يا انسان براي دين؟بايد براي انسان چه بکند؟من ميگويم بايد اورا از حيراني از اين عالم نجات بده بايد اخلاق را در وجود انسان نهادينه کنه...
ولي امروز دين در کشور مايعني شريعت،نجس وپاکي مسلمانان تمام فکرشون رفته روي اين که چي پاک هست چي پاک نيست دين شده رساله عملي.به نظرم سطحي نگري مارو به اين جاکشونده!اگه يه حرکت ببينيم که خلاف فقه است آسمون را به زمين مياوريم ولي از بي اخلاقي از دور شن از خدا رنج نميبريم...حکومت اسلامي چه قدر مسبب اين سطحي نگري ها شد ؟؟آيا اين منحرف شدن از مسير اسلام ناب محمدي نيست

پرسشگر گرامي با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز
به جز سؤال اول و دوم شما که برون دینی است،بقیه سؤال تان درون دینی می باشد . به چند نکته اشاره می کنیم :
1.با توجه به تعاریفی که از ادیان الهی ارائه می شود و هدفی که خداوند از ایجاد ادیان در میان مردم در طول تاریخ داشته ،دین برنامه هدایت انسان به سعادت در دنیا و آخرت می باشد . دین ماهیتی مستقل از انسان های متدین ندارد . طبق این بیان دین برای انسان و هدایت انسان است اما از طرف دیگر هر انسانی هم به عنوان یک وظیفه انسانی و دینی نسبت به حفظ و نشر و رساندن دین الهی به سایرین وظائف و تکالیفی دارد که می تواند خدمت انسان به دین و وظیفه انسان در قبال آن محسوب شود. دین برای انسان است و انسان در خدمت دین .
2.برنامه های دین در قالب سه بخش پیاده می شود:
بخش اول که مهم ترین بخش هر دینی می باشد، اعتقادات و باورهاست . نگرش فرد متدین را به جهان هستی و جایگاه انسان را در نظام خلقت و هدف از آفرینش و بهترین مسیر رسیدن به مقصود نهائی را ترسیم می کند.
دسته دوم اخلاقیات هستند که شیوه رفتار انسان را تنظیم می کند .در غالب معرفی صفات پسندیده و فضائل در کنار تبیین رذائل و زشتی ها و راه خلاصی از بدی ها و گرایش به خوبی ها رفتار انسان متدین را تنظیم می کند.
بخش نهائی که احکام عملی هر فرد را در جزئیات زندگی و شیوه عمل را به فرد آموزش می دهد.(1)
3.در مقایسه بین این سه بخش از دین ،متناسب با نقشی که در هدف اصلی از دین بر عهده دارند ، بالاترین درجه اهمیت مربوط به بخش نخست یا اعتقادات می باشد . سپس اخلاقیات و در درجه آخر احکام عملی قرار می گیرند. البته هر فرد برای رسیدن به سعادت باید به هر سه بخش توجه کند. حتی بودن عمل به احکام دین به مقصود نخواهد رسید اما از حیث اهمیت، اخلاقیات و اعتقادات جایگاه بالاتری دارند.
4. واقعیت تلخی است که در بین جوامع اسلامی مثل جامعه اسلامی مان اهمیت مردم به بخش های اساسی دین که اعتقادات و اخلاقیات هستند، کمرنگ تر از بخش احکام می باشد اما این به معنای زیاده روی در مورد احکام نیست، بلکه کوتاهی در جانب اعتقادات و اخلاقیات می باشد و با اسلام ناب محمدی فاصله دارد .
5.البته اگر مردم به احکام عملی دین عمل می نمودند و آن طور که می گویید حساس بودند، باز هم امری پسندیده بود ، ولی ناکافی اما واقعیت امروز جامعه حاکی از كمرنگ شدن همه ابعاد دین حتی احکام شریعت می باشد . عوامل متعددی در شکل گیری این وضع دخالت دارد که عامل اصلی آن رفاه طلبی و دنیا زدگی برخی از متدینان می باشد.
6.اما فراوان هستند انسان های متدینی که به همه ابعاد دین عمل نموده اند که نباید آن ها را نادیده گرفت گرچه به نسبت کل در اقلیت باشند.
7.بیش ترین نمود ظاهری و بیرونی دین در هر جامعه احکام عملی آن می باشد. در مرتبه کم تر اخلاقیات و در نهایت، اعتقادات افراد در جامعه کم ترین نمود ظاهری را دارد . سر اینکه در جامعه بیش ترین نمود دینداری و حساسیت افراد را در احکام عملی مثل نجس و پاکی و ... مشاهده می کنید، همین است، ولی این به معنای سطحی نگری نیست، بلکه باید هر کدام را در جای خود دید.
8.اگر چه حکومت اسلامی نسبت به تمام ابعاد دین اعم از باورها و اخلاقیات و احکام و نسبت به پیاده کردن و ترویج و حفظ آن مسؤولیت دارد و باید عمل نماید. اما در عین وجود نواقص و کوتاهی هائی که در این بین بوده و هست، تلاش های زیادی در این زمینه انجام شده ،ولی به رغم همه تلاش هائی که در این عرصه صورت گرفته، باز هم تا جامعه ایده آل فاصله زیادی داریم . دین هنوز در جامعه ما واقعا و عملا حاکم نگشته است. اما جهت کلی به سوی اصلاح می باشد .
9. تنها حکومت اسلامی در این بین تاثیر گذار نیست. عوامل گوناگونی دیگری مثل تبلیغات مسموم دستگاه های تبلیغاتی جهان، سلطه و گرایش عمومی مردم به رفاه طلبی و... نیز در شکل گیری این حالت مؤثرند . در مورد نواقص موجود در حکومت، بدنه نظام و افراد مسؤول در حکومت به ویژه کسانی که به طور مستقیم با مشکلات اخلاقی جامعه در ارتباط هستند ، برآمده از مردم هستند . امکان دارد که در عمل برخی از افراد مسؤول کوتاهی نموده باشند اما به معنای توجیه نقصان نیست، بلکه توجه دادن به این حقیقت است که باید همه افراد جامعه در جهت اصلاح حرکت و تلاش کنند، نه به بهانه کوتاهی برخی از مسؤولان از زیر بار وظیفه شانه خالی کنند.

پی نوشت:
1.شهید مطهری، مجموعه آثار ، انتشارات صدرا، 1378ش، ج2ص63 .