قدرت تحمل ابهام يعني ما در برابر ناشناخته ها چگونه برخورد مي كنيم ؟ اتنعطاف پذيري ماچقدر است ؟ و ... حال سوال اينست كه آيا اسلام در برخورد با اينگونه مسائل نظر خاصي دارد يا نه ؟ لطفاً آدرس منابع را هم بفرماييد . بسيار سپاسگزارم

پاسخ:
@@@@پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
در منظر دین انسان از بدو تولد خالی الذهن است. خداوند می فرماید:
«خدا شما را از شكم مادران تان خارج كرد در حالى كه چيزى نمى‏دانستيد، براى شما گوش ها، چشم ها و قلب ها قرار داد تا شكر كنيد.»(1)
اگر چه بسیاری از شناخت ها و معارف در نهاد او به صورت فطری قرار داده شده است (2) لکن به صورت بالقوه بوده ، انسان برای شناخت حقایق عالم نیازمند به ارتباط با خارج بوده ، البته خداوند ابزارهای لازم جهت کشف مجهولات مثل حواس و عقل را به او عطا نموده است . انسان می تواند با ابزارهای شناخت و با تکیه بر معلومات پیشینی عقلی که به آن بدیهیات گفته می شود و با استفاده از معلومات جدیدی که از طریق حواس به دست می آورد ، مرحله به مرحله مجهولات خود را تبدیل به معلومات کند . در مرحله بعد با استفاده از معلومات و داشته های قبلی به کشف مجهولات بیش تری بپردازد و ابهامات خود را حل کند .البته در نگاه دینی، کشف حقایق و کسب علم بسیار سفارش شده و به عنوان فریضه و عمل واجب تلقی شده (3)بهترین عبادت برای انسان تفکر و اندیشیدن می باشد که طبیعتا منجر به کسب معرفت و علم و کشف مجهولات و تبدیل آن به معارف قطعی و یقینی می شود. (4) اما در این مسیر دین به انسان توصیه می کند که با کمک عقل و خرد و تکیه بر معلومات قطعی هرگز در مسیر کشف ابهامات دچار شتابزدگی نشده ؛ هر گاه انسان با مجهولی مواجه شد و یا با مطلبی که پاسخ آن را نمی داند و یا در جریانی قرار گرفت که جوانب کار را نمی شناسد و یا واقعیت را نمی داند، هرگز بدون علم وارد نشود و یا قضاوت نکند و یا یا تصمیمی نگیرد و بداند در صورت شتاب بی جا و افتادن به خطا باید در مقابل عدم تحمل و خطای حواس و باور خود در محضر الهی پاسخگو باشد .توصیه خداوند این است که با تحمل و صبر در چنین حالتی انسان توقف کند:
« چيزى را كه به آن علم ندارى، پيروى مكن كه گوش و چشم و قلب همه آن ها مسئول هستند»(5) با توجه به این آیه و آیات قبل مفسران در توضیح این آیه بیان می کنند که انسان نه در عمل شخصى از غير علم پيروى كند، و نه هنگام قضاوت در باره ديگران. نه شهادت به غير علم بدهد، و نه به غير علم اعتقاد پيدا كند.(6) با توجه به این روند در دین مشخص می شود که در مواجهه با مجهولات و ابهامات بهترین الگوى شناخت در همه چيز، علم و يقين است. غير آن خواه" ظن و گمان" باشد يا" حدس و تخمين" يا" شك و احتمال" هيچ كدام قابل اعتماد نيست.کسانی که بر اساس حدس و گمان در امور ،اعتقادى پيدا مى‏كنند، يا به قضاوت و داورى مى‏نشينند، يا شهادت مى‏دهند، و يا حتى در عمل شخصى طبق آن رفتار مى‏كنند، بر خلاف اين دستور صريح اسلامى گام برداشته‏اند.
در نگاه دینی مؤمن در مواجهه با مسائل حتی اگر در نگاه اولیه آنچه را حدس می زند، برخلاف انتظار او باشد، ولی باز باید منعطف بوده و آمادگی پذیرش حق گرچه بر خلاف میلش باشد داشته باشد . اگر به راستى اين برنامه قرآنى در كل جامعه انسانى و همه جوامع بشرى به طور دقيق اجرا شود، بسيارى از نابساماني ها كه از شايعه‏سازى و جوسازى و قضاوت هاى عجولانه و گمان هاى بى اساس و اخبار مشكوك و دروغ سرچشمه مى‏گيرد، برچيده خواهد شد.در غير اين صورت، هرج و مرج در روابط اجتماعى همه جا را فرا خواهد گرفت، هيچ كس از گمان بد ديگرى در امان نخواهد بود. هيچ كس به ديگرى اطمينان پيدا نخواهد كرد، و آبرو و حيثيت افراد همواره در مخاطره قرار خواهد گرفت.
در بسيارى ديگر از آيات قرآن و روايات اسلامى روى اين موضوع تكيه شده است از جمله:
1- آياتى كه افراد بى ايمان را نسبت به پيروى از ظن و گمان شديدا مورد نكوهش قرار داده است مانند: اكثر آن ها در قضاوت هاى خود تنها از ظن و گمان پيروى مى‏كنند ،در حالى كه ظن و گمان به هيچ وجه انسان را به حق و حقيقت نمى‏رساند"(7) .
2- در جاى ديگر پيروى از گمان در رديف پيروى از هواى نفس قرار داده شده: " آن ها تنها پيروى از گمان و هواى نفس مى‏كنند" (8).
3- در حديثى از امام صادق مى‏خوانيم:" از حقيقت ايمان اين است كه گفتارت از علمت فزون تر نباشد و بيش از آنچه مى‏دانى نگويى"(9)
4- در حديث ديگرى از امام موسى بن جعفر مى‏خوانيم كه از پدرانش نقل مى‏كند:" نمى‏توانى هر چه را مى‏خواهى بگويى، زيرا خداوند متعال مى‏گويد از آنچه علم ندارى، پيروى نكن" (10)
از اين آيات و احاديث كه از پيامبر و ائمه هدى نقل شده است ،روشن مى‏شود كه اسلام چگونه چشم و گوش انسان را مسئول مى‏شمرد. تا نبيند نگويد. تا نشنود قضاوت نكند. بدون تحقيق و علم و يقين نه به چيزى معتقد شود، نه عمل كند و نه داورى نمايد . قدرت تحمل ابهامات را داشته باشد.(11)

پی نوشت ها:
1.نحل(16) آیه 78.
2.علامه مجلسی ،بحارالانوار ،ج 3،ص 248، مؤسسه الوفاء بیروت، 1404ق.
3.همان، ج1 ،ص 31.
4.همان،ج2 ،ص 23.
5.اسراء(17) آیه 36.
6.آیت الله مکارم شیرازی، تفسير نمونه،دار الكتب الإسلامية، تهران،1374ش، ج‏12، ص 117.
7. يونس(10) آيه 36.
8. نجم (53)آيه 23.
9.شیخ حر عاملی ،وسائل الشيعه،ج27 ،ص 29،مؤسسه آل البیت ، قم،1409ق .
10.همان،ج15 ،ص 172.
11.تفسير نمونه، ج‏12، ص 121.