من تازه ازدواج کردم برای حساب کردن خمس و زکات میشه راهنمایی کنید.
می دونم یک پنجم سوده ماله ، اما نمی دونم حساب بانکی چی می شود.
زکات چه جوریه
خمس را میشه ادم به کسی که می شناسه بده

پرسش 1:
من تازه ازدواج کردم براي حساب کردن خمس و زکات مي شه راهنمايي کنيد.
مي دونم يک پنجم سوده ماله ، اما نمي دونم حساب بانکي چي مي شود.
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و تشکر از ارتباط شما با اين مرکز.
خمس، يك پنجم اموال را مي گويند؛ (مثلاً خمس پنج هزار تومان، يك هزار تومان است) و به منفعت كسب، يعنى مالى كه انسان از طريق تجارت يا صنعت و يا كسب هاى ديگر به دست مى آورد و از مخارج سال او و خانواده اش زياد بيايد، تعلق مي گيرد؛ (مثلاً اگر سر سال صد هزار تومان پول مانده باشد، بيست هزار تومان آن بايد بابت خمس داده شود.) (1)
خمس بايد سر سال خمسي پرداخت شود. سر سال خمس، آن روزي است که انسان اولين درآمد را داشته است؛ مثلاً اگر کسي در اول خرداد يک سال، اولين درآمد را داشته است، سال هاي بعد از آن، روز اول خرداد سر سال خمسي او است و بايد حساب کتاب خمس در آن روز انجام گيرد.
بنا بر مطالبي که عرض شد، شما پس از شناختن سال خمسي خود در همان روز، بايد حساب و کتاب کنيد؛ از جمله اين که ببينيد در حساب بانکي چقدر موجودي حاصل از منفعت کسب وجود دارد که يک پنجم آن را بايد بابت خمس پرداخت نماييد.
اگر هم تاکنون سال خمسي نداشته ايد، با دفتر مرجع تان تماس حاصل فرماييد. (2)
تذکر: در مواردي که کالايي مورد احتياج شما است، از دادن خمس استثنا مي شود.

پي‌نوشت‌ها:
1. توضيح المسائل مراجع، مسئله1751.
2. سؤال از دفتر آيت الله خامنه اي در قم.

پرسش 2:
در مورد زكات توضيح دهيد كه چه جوري است؟
پاسخ:

زکات بر خلاف خمس، به اموال خاصي تعلق مي گيرد؛ به شرطي که هر کدام از آن ها به حد نصاب برسند.
اما نصاب هر يك از موارد متعلّق به زكات، مختلف است‏ كه به سه دسته تقسيم مى‏شوند:
1. دسته اول، مربوط به غلّات چهارگانه است.
2. دسته دوم، مربوط به طلا و نقره است.
3. دسته سوم، مربوط به شتر و گاو و گوسفند است
مقدار هر يك همراه با احكام مربوط به آن ها به ترتيب ذكر خواهد شد.
نصاب غلّات چهارگانه:‏
در غلّات، يك نصاب جارى است و مقدار آن در هر يك از گندم و جو و خرما و مويز به يك اندازه است و قبل از رسيدن هر يك از آن ها به حدّ نصاب، هر چند به مقدار كمى باشد، زكات بر آن ها تعلّق نمى‏گيرد. زکات گندم و جو و خرما و کشمش وقتي واجب مي شود که به مقدار نصاب برسند و نصاب آن ها 288 من تبريز و 45 مثقال کم است که 207/847 کيلو گرم مي شود. (1) پس از رسيدن هر يك از غلّات به اين مقدار، زكات بر آن تعلّق مى‏گيرد و پس از تعلق زكات بر آن ها، مى‏بايد يك دهم آن را جدا نموده و به عنوان زكات بدهند؛ البته در صورتى كه در زمينى كه به وسيله باران و آب رودخانه يا قنات و مانند آن آبيارى شده است، به عمل آمده باشند. امّا در محصولى كه از زمين آبيارى شده - نه به وسيله موارد فوق، مانند چاه - به دست آيد، يك بيستم به منظور زكات از آن خارج مى‏شود.
نصاب طلا:
طلا، دو نِصاب دارد:
1. نصاب اوّل آن، بيست مثقال شرعى است كه هر مثقال آن، 18 نخود است. پس وقتى طلا به بيست مثقال شرعى كه پانزده مثقال معمولى است، برسد، اگر شرايط ديگر را هم كه گفته شد، داشته باشد، انسان بايد چهل يك آن را كه نُه نخود مى‏شود، از بابت زكات بدهد و اگر به اين مقدار نرسد، زكات آن واجب نيست.
2. نصاب دوم آن، چهار مثقال شرعى است كه سه مثقال معمولى مى‏شود؛ يعنى اگر سه مثقال به پانزده مثقال اضافه شود، بايد زكات تمام 18 مثقال را از قرار چهل يك بدهد و اگر كمتر از سه مثقال اضافه شود، فقط بايد زكات 15 مثقال آن را بدهد و زيادى آن، زكات ندارد و همچنين است هر چه بالا رود؛ يعنى اگر سه مثقال اضافه شود، بايد زكات تمام آن ها را بدهد و اگر كمتر اضافه شود، مقدارى كه اضافه شده، زكات ندارد. (2)
نصاب نقره:
نقره، دو نصاب دارد:
1. نصاب اوّل آن، 105 مثقال معمولى است كه اگر نقره به 105 مثقال برسد و شرايط ديگر را هم كه گفته شد، داشته باشد، انسان بايد چهل يك آن را كه 2 مثقال و 15 نخود است، از بابت زكات بدهد و اگر به اين مقدار نرسد، زكات آن واجب نيست. نصاب دوم آن، 21 مثقال است؛ يعنى اگر 21 مثقال به 105 مثقال اضافه شود، بايد زكات تمام 126 مثقال را به طورى كه گفته شد بدهد و اگر كمتر از 21 مثقال اضافه شود، فقط بايد زكات 105 مثقال آن را بدهد و زيادى آن زكات ندارد و همچنين است هر چه بالا رود يعنى اگر 21 مثقال اضافه شود، بايد زكات تمام آن ها را بدهد و اگر كمتر اضافه شود، مقدارى كه اضافه شده و كمتر از 21 مثقال است، زكات ندارد. بنابراين، اگر انسان چهل يك هر چه طلا و نقره دارد، بدهد، زكاتى را كه بر او واجب بوده، داده و گاهى هم بيش تر از مقدار واجب، داده است؛ مثلًا كسى كه 110 مثقال نقره دارد، اگر چهل يك آن را بدهد، زكات 105 مثقال آن را كه واجب بوده، داده و مقدارى هم براى 5 مثقال آن داده كه واجب نبوده است. (3)
نصاب شتر:
شتر، دوازده نصاب دارد:
1. اوّل: پنج شتر. زكات آن، يك گوسفند است و تا شماره شتر به اين مقدار نرسد، زكات ندارد.
2. دوم: ده شتر. زكات آن، دو گوسفند است.
3. سوم: پانزده شتر. زكات آن، سه گوسفند است.
4. چهارم: بيست شتر. زكات آن، چهار گوسفند است.
5. پنجم: بيست و پنج شتر. زكات آن، پنج گوسفند است.
6. ششم: بيست و شش شتر. زكات آن، يك شتر است كه داخل سال دوم شده باشد.
7. هفتم: سى و شش شتر. زكات آن، يك شتر است كه داخل سال سوم شده باشد.
8. هشتم: چهل و شش شتر. زكات آن، يك شتر است كه داخل سال چهارم شده باشد.
9. نهم: شصت و يك شتر. زكات آن، يك شتر است كه داخل سال پنجم شده باشد.
10. دهم: هفتاد و شش شتر. زكات آن، دو شتر است كه داخل سال سوم شده باشد.
11. يازدهم: نود و يك شتر. زكات آن، دو شتر است كه داخل سال چهارم شده باشد.
12. دوازدهم: صد و بيست و يك شتر و بالاتر از آن است كه بايد يا چهل تا چهل تا حساب كند و براى هر چهل تا، يك شترى بدهد كه داخل سال سوم شده باشد، يا پنجاه تا پنجاه تا حساب كند و براى هر پنجاه تا يك شتر بدهد كه داخل سال چهارم شده باشد و يا با چهل و پنجاه حساب كند. ولى در هر صورت، بايد طورى حساب كند كه چيزى باقى نماند، يا اگر چيزى باقى مى‏ماند، از نه تا بيش تر نباشد؛ مثلاً اگر 140 شتر دارد، بايد براى صد تا، دو شترى كه داخل سال چهارم شده و براى چهل تا، يك شتر ماده‏اى كه داخل سال سوم شده باشد، بدهد. (4)
نصاب گاو:
گاو، دو نصاب دارد:
1. نصاب اوّل آن، سى تا است كه وقتى شماره گاو به سى رسيد، اگر شرايطى را كه گفته شد، داشته باشد، انسان بايد يك گوساله‏اى كه داخل سال دوم شده، از بابت زكات بدهد.
2. نصاب دوم آن، چهل است و زكات آن، يك گوساله ماده‏اى است كه داخل سال سوم شده باشد و زكات ما بين سى و چهل، واجب نيست؛ مثلاً كسى كه سى و نه گاو دارد، فقط بايد زكات سى تاى آن ها را بدهد و نيز اگر از چهل گاو زيادتر داشته باشد تا به شصت نرسيده، فقط بايد زكات چهل تاى آن را بدهد و بعد از آن كه به شصت رسيد، چون دو برابر نصاب اوّل را دارد، بايد دو گوساله‏اى كه داخل سال دوم شده بدهد و همچنين هر چه بالا رود، بايد سى تا سى تا حساب كند يا چهل تا چهل تا يا با سى و چهل حساب نمايد و زكات آن را به دستورى كه گفته شده، بدهد؛ ولى بايد طورى حساب كند كه چيزى باقى نماند، يا اگر چيزى باقى مى‏ماند، از نُه تا بيش تر نباشد؛ مثلاً اگر هفتاد گاو دارد، بايد به حساب سى و چهل حساب كند و براى سى‏تاى آن، زكات سى‏تا و براى چهل‏تاى آن، زكاتِ چهل‏تا را بدهد؛ چون اگر به حساب سى تا حساب كند، ده تا زكات نداده مى‏ماند. (5)
نصاب گوسفند:
گوسفند، پنج نصاب دارد:
1. اوّل: چهل گوسفند. زكات آن، يك گوسفند است و تا گوسفند به چهل نرسد، زكات ندارد.
2. دوم: صد و بيست و يك گوسفند. زكات آن، دو گوسفند است.
3. سوم: دويست و يك. زكات آن، سه گوسفند است.
4. چهارم: سيصد و يك. زكات آن، بنا بر احتياط واجب، چهار گوسفند است.
5. پنجم: چهارصد و بالاتر از آن است، كه بايد آن ها را صد تا صد تا حساب كند و براى هر صد تاى آن ها، يك گوسفند بدهد و لازم نيست زكات را از خود گوسفندها بدهد؛ بلكه اگر گوسفند ديگرى بدهد، يا مطابق قيمت گوسفند، پول بدهد، كافى است؛ ولى اگر بخواهد جنس ديگر بدهد، در صورتى بى اشكال است كه براى فقرا بهتر باشد؛ اگرچه لازم نيست‏. (6)

پي نوشت ها:
1. امام خميني، توضيح المسائل، م 1864.
2. همان، م 1896.
3. همان، م 1897.
4. همان، م 1910.
5. همان، م 1912.
6. همان، م 1913.

پرسش 3:
خمس را مي شه آدم به کسي که مي شناسه بده؟
پاسخ:

اگر شخص بخواهد خودش خمس را به مصرف برساند، بايد از مرجع خود اجازه بگيرد و مستقيماً بدون اجازه او نمي تواند به مصرف برساند و يا به شخصي که مي شناسد، بدهد. (1)

پي نوشت:
1. امام خميني، توضيح المسائل، م 1834؛ آيت الله خامنه اي، رساله اجوبة الاستفتائات، س 1018.