با سلام من دختري 21 ساله هستم به تازگي به پسري 24 ساله كه فوق ديپلم برق است علاقه مند شده ام و مادر خود را مطلع كردم ،اين آقا به تازگي مدرك آرايشگري خود را گرفته و مغازه زده است اما من به دليل اينكه اين شغل پشتوانه خوبي نيست شغل ديگري متناسب با رشته ايشان از طريغ موسسه كاريابي پيدا كردم اما اين آقا ترجيح مي دهد سر شغل آزاد برود به نظر شما من چگونه با اين آقا رفتار كنم وچه حرفهايي بزنم تا ايشان را قانع كنم آينده اي هم هست و دنيا تنها اين خوشي هاي چند روزه نيست.سوال ديگرم اين است يك من در برخورد با اين آقا بايد چگونه باشم تا هم سنگيني خودم را حفظ كنم وهم نجابتم را و از طرفي علاقه ايشان به من كاهش نيابد.

پاسخ:
@@@@پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
مطالبی را تقدیم می داریم:
1. مسئله ای که آن را پیش فرض گرفته اید، اصل ارتباط شما در شرایط فعلی با او است. هر گونه ارتباط و گفتگوی شما در غیر از کارهای ضروری، از لحاظ دینی و روانشناختی خالی از اشکال نیست. باید در این گونه رفتار خود تجدید نظر به عمل آورید یا اینکه با عقد شرعی آن را در یک قالب دینی و خداپسندانه قرار دهید. طبیعی است تا به پسر مورد علاقه تان محرم نگردید، مجاز به ابراز و اظهار علاقه و محبت و نیز تغییر او به شیوه مستقیم نیستید . باید همچنان وقار و سنگینی خود را در چارچوب دین و شرع، در مواجهه با او به عنوان فردی که هنوز به شما محرم نگردیده است حفظ کنید.
2. اصولاً در روابط دختر و پسر، آسیب های فراوانی نهفته است که مهم ترین آن ها ضعيف شدن حس اعتماد، وابستگی روانی، بدبینی و سؤظن، اتلاف عمر و وقت، انحراف اخلاقی، آبروریزی و... است. زن و شوهر بعد از ازدواج همواره با این سوال روبرو هستند که آیا شریک زندگی شان که قبلاً با هم دوست بوده اند، شریک قابل اعتمادی است یا ممکن است با چندین نفر دیگر مثل من ارتباط داشته باشد؟ آیا می توان به چنین شخصی اعتماد نمود و نقش همسری و مادری و پدری فرزندان را به او سپرد؟
این سوال ها که در بعضی موارد منشأ وسواس گونه دارد ،باعث سوء ظن و عدم آرامش روانی که یکی از اهداف اصلی ازدواج است می شود که زمینه اصلی بسیاری از دعواها و مشاجرات خانوادگی و نهایتاً طلاق و جدایی می گردد.
3. در حال حاضر، نمی دانیم که اصولاً معیار شما برای ازدواج چیست؟ آیا معیار های ازدواج شما همان ملاک ها و معیارهای اساسی و مورد توجه دین و اندیشمندان در ازدواج است؟ اگر معیارهای شما همان معیارهای اساسی ازدواج باشد ، معیار های اساسی ازدواج خود دو گونه اند:
الف) آن هايي كه ركن و اساس اند و براي زندگي سعادتمندانه حتماً لازم اند؛ مثل، تديّن و دينداري، خصوصیات اخلاقی، شرافت خانوادگي، كفو همديگر بودن و...
ب) آن هايي كه شرط كمال هستند و براي بهتر و كامل‏تر شدن زندگي اند و بيش تر به سليقه و موقعيت افراد بستگي دارند. مانند: نوع شغل، گرایش تحصیلی، ثروت، وجاهت اجتماعی و...
اگر خواستگار شما معیارهای اساسی دسته اول را ندارد و یا با شما تفاوت چشمگیری دارد، تکلیف مشخص است و نیاید با این گونه افراد ازدواج کرد؛ گاهی ازدواج با این افراد سبب مشکلات عدیده ای در زندگی می شود که ازدواج نکردن خیلی به نفع و مصلحت انسان است تا اینکه با فردی ازدواج کنید که با شما تناسب در زمینه های اساسی ندارد. اما اگر معیارهای دسته دوم را ندارد و یا نوع شغل او را نمی پسندید ، باید خوب تفکر کنید ببینید اگر آن معیارها، خیلی به زندگی آینده شما خللی وارد نمی کند ، به نکات مثبت و داشته های خوب طرف مقابل توجه کنید و ذهن تان را از مشاهده نقاط منفی بر حذر کنید، طبیعی است با این شیوه می توانید با او ازدواج کرده و زندگی موفقی را باهم پایه ریزی کنید.
4. با توجه به این که نوع شغل همسر، از معیارهای دسته دوم ازدواج به حساب می آید و خیلی در خوشبختی و شادکامی ازدواج نقشی ندارد، در صورتی که دیگر زمینه ها و معیار ها و ملاک های اساسی ازدواج بررسی شده باشد و در آن ها بیش ترین تطابق و تناسب و همخوانی را با هم داشته باشید و مشکل خاصی دیده نشود، می توان نوع شغل او را به دیده اغماض نگریست و برای آن خیلی اهمیت قائل نشد مگر اینکه واقعاً برای شما حیاتی و مهم باشد و اصلاً نتوانید با آن کنار بیایید. در این صورت ابتدا باید این نگرش شما اصلاح پذیرد، ولی از آن جا که بیش تر نگرانی شما از بی پشتوانه بودن و عدم آینده نگری نامزدتان است، نشان می دهد از شغل آرایشگری خیلی ناراحت نیستید.
5. نباید هیچ گاه به جای دیگران و نامزدتان تصمیم بگیرید و احساس مسولیت کنید. شیوه ای که در انتخاب شغل جدید برای نامزدتان در پیش گرفته اید و از طریق موسسه كاريابي، شغل ديگري را متناسب با رشته ايشان پيدا كرده اید، اگر چه نشان از دلسوزی و آینده نگری شماست، ولی یادتان باشد با این کار، در حقیقت به جای او تصمیم گرفته اید و ناخودآگاه این پیام را برای وی داشته است که فردی باهوش تر و عالم تر از او هستید . در مقابل او را دست و پا بسته و انسان کند ذهنی فرض کرده اید که قادر نبوده برای زندگی خود تصمیم درستی اتخاذ کند، به همین خاطر ناخواسته غرور و عزت نفس او را لگد مال نموده اید . در نتیجه آن باعث شده اید که او در مقابل تان حالت دفاعی به خود بگیرد و به حرف تان ترتیب اثر ندهید . همچنان کار کردن در شغل آزاد را به کاری که شما به سلیقه و انتخاب یک جانبه خود برای او پیدا کرده اید، ترجيح دهد. چون در این صورت حداقل مقداری عزت نفس و غرورش حفظ می گردد.
6. راهکارهایی که برای قانع کردن نامزدتان و تغییر نگرش او وجود دارد، عملاً در شرایط فعلی و در جایی که به صورت رسمی به عقد هم در نیامده اید، کارآیی ندارند. چرا که به کار گیری راهکارها باعث ارتباط بیش تر شما و در نتیجه آن بروز آسیب های روابط دختر و پسر می گردد. به همین خاطر به کارگیری این گونه راهکارها را به مصلحت شما نمی دانیم.
7. عشق و علاقه به نامزدتان را کنار بگذارید . با خود صادقانه برخورد کنید، ببینید که اگر واقعاً شغل او را نمی پسندید و به هیچ وجه نمی توانید با آن کنار بیایید و او نیز حاضر به تغییر شغل خود نیست، بهتر است او را برای ازدواج نپذیرید و عشق به او را فراموش کنید. بترسید از این که عشق و علاقه پیش از ازدواج، باعث شود نقاط ضعف طرف مقابل را نبينید و از آن بگذرید یا اینکه آن را کم اهمیت جلوه دهید، چون اين موضوع نمي‌تواند پس از ازدواج ادامه يابد و بالاخره نقاط ضعف آشكار مي‌شود. در آن صورت زندگي كنار هم مشكل مي‌شود و نقاط ضعف غير قابل تحمل می گردد.