با عرض سلام و خسته نباشید.
من 21 سال دارم و شخصی هستم که تا حدود زیادی هم خوردم هم خانواده ام مذهبی هستیم.
یکی از نزدیکان من که برای من اهمیت زیادی دارد، چند وقتی هست که اسیر تبلیغات دین مسیح هم از طریق شبکه های ماهواره ای و هم از طریق یکی از اشناهایشان که چند سالی است مسیحی شده، شده است و میگوید میخواهم دینم را عوض کنم و مسیحی شوم.
من هرآنچه که بلد بودم را به او گفتم و تا توانستم تحقیق کردم و او را راهنمایی کردم ولی هیچ اثری نکرد.
من اهل خوزستان هستم و در منطقه ما، حداقل من که حتی یک نفر مسیحی هم ندیده بودم قبلا که بگوییم جو باعث این تصمیم او شده.
خواهش میکنم هرچه زودتر من را راهنمایی کنید.
خیلی برایم مهم است.

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
غيرت ديني و احساس مسووليت فوق العاده شما در باره افراد پيرامون تان حقا ستودني است.
در باره تصمیمی که دارید، لازم است ابتدا در مورد دین و مذهب تان به ایمان قابل قبول و معقولی رسیده باشید ، در حدی که بتوانید از کلیات و مبانی فکری اسلام و تشیع دفاع عقلانی و منطقی داشته باشید . مطالعات دینی تان در حد قابل قبولی باشد ؛ پس از این مرحله باید با طرح مباحث کلی در مورد ضرورت ادیان و ایمان و تفکر دینی و لزوم تحقیق کامل و دقیق درباره این سوالات بنیادین را با دوست تان به بحث بنشینید. تا حدی ایشان را در مورد بررسی در این زمینه متقاعد کنید .
در هر حال اگر زمینه فکری و روحی بحث و بررسی در این باره ایجاد شد و اشتیاق اجمالی به وجود آمد ،می توانید وارد جزئیات بررسی ادیان مختلف شوید که راهکارهایی بازگو می شود ، با توجه به این نکته مهم که نحوه برخورد و بحث و گفتگوی شما در همه مراحل باید به گونه ای باشد که احساس نکند در حال تلاش برای مسلمان ماندن او هستید ، بلکه لازم است به صورت کاملا بی طرفانه و در مقام یافتن حقیقت زمینه این بحث و بررسی را فراهم کنید .
اولین گام در بررسی حقانیت دین اسلام در برابر سایر ادیان آن است که تفکر پلورالیسم و تکثرگرایی دین را که قایل به حقانیت همه ادیان است ، نادرست بدانیم و گرنه تمام ادله شما بر حقانیت اسلام هیچ نتیجه ای نخواهد داشت . در نهایت دوست تان خواهد گفت: اسلام هم مانند مسیحیت بر حق است. اگر اشکالاتی در مسیحیت وجود دارد، در اسلام هست ؛ پس تفاوتی در اعتقاد به هیچ دینی نسبت به دین دیگر نیست .
البته در صورتی که دوست تان از اساس این تفکر را قبول ندارد ، نیازی به ورود در این بحث نیست اما در صورت نیاز در مورد دلایل بطلان تکثرگرایی به طور مستقل با ما مکاتبه نمایید ؛ اما پس از این گام به داوری و بررسی در خصوص ادیان موجود می پردازیم .
ما مسیحیت را دینی الهی و آسمانی و بر حق می دانیم حتی اعتقاد به نبوت حضرت مسیح را از ضروریات اعتقادی هر انسان مسلمانی می شماریم . به هیچ وجه در مقام انکار و نادرست دانستن مسیحیت نیستیم، بلکه تنها می خواهیم بگوییم شریعت مسیح علیه السلام مربوط به مقطع زمانی خاصی بوده ؛ با آمدن پیامبر اسلام به پایان رسیده ؛ در زمان کنونی پایبندی به شریعت و تفکر مسیحی انتخاب مسیر نادرست و ناصحیح است .
البته در عین حال معتقدیم انحرافات و اشکالات فکری و عملی در آموزه های اصیل حضرت مسیح آن قدر وارد شده است که هیچ عقل سلیمی تبعیت از این قوانین و احکام و اعتقاد به این تفکرات را صحیح نمی شمارد . بر همین اساس است که پاره ای از اشکالات فکری و عقیدیت مسیحیت کنونی را مطرح می کنیم و گرنه اشکال اصلی ما آن است که با آمدن دین جدید با آموزه های جدیدتر و دستور کامل تر برای بشر که از رشد فکری بالاتری برخوردار شده ، اصرار بر تبعیت از دستورعمل قبلی خلاف تسلیم پروردگار بودن است که جوهره همه ادیان محسوب می شود .
در هر حال در این مقام به نوعی داوری بین ادیان شکل می گیرد که بررسی کنیم در شرایط کنونی تبعیت از دین اسلام معقول و منطقی است یا مسیحیت یا هر دین دیگری ؟
برای داوری در مورد حقانیت یک دین و عدم حقانیت ادیان دیگر، باید ابتدا با اصول عقاید و آموزه‏های ادیان آشنا شد . آن‏ گاه آن را به وسیله عقل -که مهم ترین ابزار در این مسیر است- محک زد. در چنین مراجعه‏ای، اصول عقاید و معارف دین اسلام را مبتنی بر ادله و براهین متقن و یقینی عقلی می‏یابیم؛ یعنی،معتقدیم یکایک اصول به وسیله براهین متعدد عقلی اثبات می‏گردد. با وجود براهینی که درباره‏ اصل توحید اقامه می‏شود، ادیان و مکاتب غیرتوحیدی -که اعتقاد به ثنویت (دوخدایی)، تثلیث (سه خدایی) یا چند خدایی از ارکان اعتقادی آن ها محسوب می‏شود- ابطال می‏گردد.
اما اگر به آموزه های مسیحیت مراجعه کنیم، در می یابیم که آموزه ها لااقل در بسیاری از موارد تنها اموری ایمانی هستند ،نه عقلانی ؛ یعنی در متن آموزه های مسیحی تاکید می شود که تنها باید به این امور ایمان داشت و به دنبال دلایل عقلانی آن نبود، همانند تفکر تثلیث؛ اعتقاد به تثلیث(رساله اول به قرنتیان 8:6 و انجیل یوحنا: 5/20 )تجسم و رؤیت خدا(همان و سفر پیدایش، 32:24 ـ 30 و...) اموری است که براهین عقلی آن را از هیچ مکتب و مذهبی نمی‏پذیرد.
عقایدی مانند توحید و تجسم و تجسد و رویت خدا که نقطه مقابل تثلیث و خدا بودن مسیح هستند، با دلایل عقلی ثابت می شوند .با اثبات عقلی یک طرف نقیضین یا ضدین ناچار طرف دیگر ابطال می شود ، بسیاری از عقاید جزیی مسیحیت هم با عقل خرد و منطق صحیح قابل جمع نیست .
نگاهی اجمالی به کتب مقدس دین مسیحیت به روشنی مبین این حقیقت است که این کتاب ها در سطح وسیعی از حقیقت آسمانی خود منحرف شده ؛ دستخوش تحریف و تغییر شده اند تا حدی که انسان را نسبت به پایبندی به بقیه مطالب آن ها هم دچار حیرت و تردید می کند .
نمونه ای از این موارد :
1. اتهامات ناروا به پیامبران؛
علاوه بر رسوخ تحریفات بنیادی و اعتقادی در کتاب مقدس، پاره‏ای اتهامات ناروا و غیراخلاقی به بعضی از پیامبران نسبت داده شده است که قلم از بیان آن شرم دارد،
به صورت مثال: حضرت لوط توسط دخترانش با شراب مست می شود.در نتیجه با دختران خود همبستر می شود تا از لوط نسلی به یادگار بماند.(1) حضرت ابراهیم به علّت ترس از جانش زن خود ساره را که از زیبایی فوق العاده برخوردار بوده، به عنوان خواهر خود در دربار فرعون معرّفی و به فرعون تزویج می کند. سرانجام فرعون از واقعیت مطلب مطلع می شود، و ابراهیم را به خاطر اقدامش سرزنش می کند(2)
حضرت داود به خاطر پنهان نگهداشتن رابطه نامشروعش با زن او ، وی را که از مجاهدان مخلص و پاکدل بوده است، بر اثر یک توطئه به قتل می رساند. زن او را تصاحب می کند(3). حضرت سلیمان به خاطر تمایل زنانش به بت پرستی، دستور ساخت و ساز بتخانه های متعدد را صادر می کند.(4) به حضرت عیسی نسبت داده اند که در اثر معجزه ای در مراسم عروسی شرابی بسیار مست کننده تهیه می کند(5) در حالی که شراب در کتاب مقدس تحریم گردیده است.(6)
در حالی که پیامبران الهی باید واجد صفات و اخلاقی باشند که ذرّه ای خدشه به امانتداری و صداقت آنان در پیام رسانی از جانب خداوند، وجود نداشته باشد امّا تصویر پیامبران الهی در کتاب مقدس چنان مخدوش و آلوده است که جای هیچ اطمینان منطقی، بر صداقت و درستکار و امانت داری آنان باقی نمی ماند.
2. وجود افسانه‏ها؛
وجود افسانه‏های بی‏پایه در کتاب مقدس، یکی دیگر از جنبه‏های تحریف آن است؛ از جمله می‏توان به کشتی گرفتن حضرت یعقوب با خدا و غلبه‏ای او بر خدا، اشاره کرد.(7)
3. گناه فطری؛
مسیحیان معتقدند آدم در بهشت به گناه آلوده شد . این گناه به همه فرزندان او نیز منتقل می‏شود؛ یعنی، انسان بالفطره گناهکار است . هرگونه تلاش و عمل انسان در رهایی از این خطا، سودی نخواهد بخشید . تصلیب و به دار کشیده شدن حضرت عیسی(ع)، کفاره گناه فطری انسان است.
4. تقویت ظلم؛
یکی دیگر از آموزه‏های نامعقول کتاب مقدس، توجیه ظلم و ستم و دعوت به سکوت در برابر حاکمان ظالم، به بهانه این است که آنان حاکم و سایه خدا در زمین‏اند.(8). در یک کلام وجود این گونه آموزه‏های غیرعقلانی که در کتاب «انیس الاعلام»، ج 2، آمده و حدود 125 مورد تناقض موجود در کتاب مقدس مورد بررسی قرار گرفته ، دلیل بر عدم حقانیت مسیحیت امروزی است.
راه شناخت حقانیت دین اسلام و عدم حقانیت سایر ادیان و شرایع، مراجعه به آموزه‏های آن ها و داوری است. اگر کسی مراجعه کند، خواهد یافت که اسلام در سه وادی «عقاید»، «اخلاق و فضایل» و «احکام فردی و اجتماعی»، نه تنها کامل‏تر از سایر ادیان، بلکه قابل مقایسه و طرف نسبت با آن ها نیست . در تمام دوره زندگی بشر، عقاید و شریعتی به این جامعیت و عمق و اتقان و استواری بر بنیان عقل، وجود ندارد.
امام خمینی(ره) در این زمینه، در کتاب چهل حدیث می‏نویسد: «اثبات حقانیت دین اسلام، احتیاج به هیچ مقدمه ندارد جز نظر کردن به خود آن و مقایسه‏ بین آن و سایر ادیان و شرایع».(9)
مهم ترین اشکالی که متوجه مسیحیت امروزی است، آن است که از مدار و محور عقل در حوزه عقاید و باورهای دینی خود فاصله گرفته، در حالی که در اسلام هیچ گاه در حوزه عقاید عقل و خرد به کناری نهاده نمی شود .هیچ اعتقاد غیر عقلانی در زمره اموری که باید به آن ایمان آورد ، مطرح نمی شود .
به علاوه مسیحیت در عین حال که خود را دین اخلاق و مکارم انسانی و اخلاقی معرفی می کند ، متونی را مقدس می شمارد که زشت ترین رفتارهای غیراخلاقی و دور از انسانیت را به پیامبران الهی حتی خود خدا نسبت می دهد . همچنین تفکر مسیحی در دنیای امروز تفکری تک بعدی و به دور از رهنمود در خصوص ابعاد مختلف زندگی فردی و اجتماعی و در مجموع دینی محدود است ، در حالی که اسلام دینی همه جانبه و دارای ابعاد گسترده زندگی جسمی و روحی انسان و نیازمندی های مادی و معنوی اوست .

پی نوشت ها :
1. ويليام گلن و هانري مرتن، كتاب مقدس عهد عتیق سفر پیدایش، اساطير، تهران، 1383ش،باب 19: 38ـ31.
2 . همان، باب 12: 20ـ12 و باب 20: 12ـ2.
3 . همان ،کتاب دوم سموئیل ،باب 11: 27ـ2.
4 . همان ،کتاب اول پادشاهان ،باب 11: 14-1.
5 . عهد جدید، انجیل یوحنّا، ب 2: 11ـ1.
6 . عهد عتیق، سفر لاویان، ب 10: 10ـ9.
7. عهد عتيق، سفر پیدایش، همان، 32:34ـ30.
8. انجیل متی، 5:38 و اکثر نامه‏های پولس به رومیان.
9. امام خمینی، چهل حدیث؛شرح حدیث دوازدهم، موسسه تنظيم و نشر، تهران، 1387ش،ص 201.