به نام خدا

با سلام و عرض خسته نباشید و تسلیت به مناسبت فرارسیدن ایام فاطمیه (س)

تحدی یعنی چه ؟ و منظور خداوند از اینکه میفرمایند مثل قرآن را بیاورید چیست ؟

که خوب شاعران بسیاری هستند که شعر هایی میگویند که هیچ کس مثل آنان نمیتواند شعر بگوید مثلا شاهنامه فردوسی که تا به حال هیچ کس نتوانسته مثل شاهنامه بنویسد ...

و یا خطبه بدون الف حضرت علی (ع) که تا به حال کسی نتوانسته مثل آن خطبه بگوید و در همان حد خطبه ای بیاورد ...

منظور از ((مثل)) چیست ؟

حتما اطلاع دارید که جدیدا افرادی بعضی از آیات قرآن را جا به جا کرده اند و آیاتی هم به آن اضافه کرده اند و در غالب سوره جدید ارائه کرده اند , آیا این همان مثل آوردن نیست ؟

لطفا در این باره توضیح دهید

با تشکر

پرسشگر گرامي با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز
قرآن کتابي است که هم آورنده آن مشخص و هم هدف آن معين است و هم اعلام شده که آورنده فقط مامور ابلاغ است و کلام از جانب او نيست، بلکه از جانب رب العالمين است . فرستنده که رب العالمين است ،اعلام کرده اگر قبول نداريد که اين کتاب از جانب من است، حداقل يک سوره مانند آن بياوريد . به سخندانان منصف که خودتان به سخنداني آنان اعتراف داريد ، ارائه دهيد(1)؛ اگر قبول کردند که مثل قرآن است ،پس اين ادعا دروغ است . اگر نتوانستيد چنين کلامي حداقل به اندازه يک سوره بياوريد که اهل سخن مورد قبول خودتان بر همانندي آن با قرآن شهادت دهند، (که نمي توانيد حتي اگر جن و انس پشت به پشت هم دهيد)(2)پس باور کنيد که اين کتاب از آسمان و از جانب خداست.
آيه به شرح زير است:
و ان کنتم في ريب مما نزلنا علي عبدنا فاتوا بسوره من مثله و ادعوا شهدائکم ان کنتم صادقين؛
اگر در آنچه بر بنده مان نازل کرده ايم ،شک داريد،پس سوره اي مانند آن بياوريد و شاهدان خودتان را به قضاوت و تاييد همانندي آن با قرآن فرا بخوانيد، اگر راست مي گوييد.
با توجه به اين آيه معلوم مي شود قرآن معيار و ملاک مشخص براي ارزيابي معرفي کرده و آن جمع سخندانان و سخن شناساني است که صلاحيت اين قضاوت را دارند، حتي اگر مومن به قرآن هم نباشند.
از ابتداي ظهور اسلام تا امروز سخن دانان زيادي آمده اند که در صدد معارضه با قرآن هم بوده اند. اما نتوانسته اند و به خود جرات نداده اند سروده و نوشته خود را به جامعه عرضه کنند ، چون هم خود به همسان نبودن آن شهادت داده اند و هم در صورت ارائه آن، مورد استهزا قرار مي گرفتند. زيرا همه سخندانان به ناهمساني آشکار آن با قرآن شهادت مي دادند. معدود افرادي هم که اقدام به معارضه کرده اند، چنان شکست فاحشي خورده اند که دليلي قاطع بر ادعاي قرآن است.
تفاوت قرآن با نوشته هاي بشري به قدري زياد است که هر سخن شناسي به راحتي مي تواند ناهمساني نوشته هاي بشري با قرآن را تشخيص دهد. مانند نوشته هاي بشري هم افق و نزديک به هم نيستند که تشخيص برتر، مشکل يا اختلافي باشد.
"سوره ای مثل قرآن" یعنی سوره ای بیاورد که مطالب حق و هدایتگر به فلاح و صلاح با بیان زیبا و جذاب و گیرا در آن مطرح شده باشد ،به طوری که آن مطالب را از کتاب دیگری به خصوص کتاب های وحیانی اقتباس نکرده باشد .در حقانیت آن مطالب ، هیچ تردیدی نباشد . بیان هم گیرا بوده و به عنوان معارضه با قرآن و اثبات وحیانی نبودن قرآن گفته شده باشد . زبانشناسان منصف همانندی آن با قرآن در عین همسو و همراستا و اقتباس نبودن آن از قرآن ، را تایید کنند.
اگر کسی توانست چنین سوره ای بیاورد و ارائه دهد و از زبانشناسان و عالمان محتوا شناس تایید بگیرد ، آن گاه می تواند ادعا کند قرآن کتاب خدا نیست.
قرآن کتاب داستان صرف نیست تا با نوشتن داستانی با آن معارضه شود. کتاب تاریخ صرف نیست ، کتاب علمی صرف نیست ، کتاب سخنوری و ادبیات صرف نیست تا با نوشتن شعر و نثری زیبا با آن معارضه شود. قرآن در عین که همه این ها هست ، هیچ کدام از این ها هم نیست ،بلکه همه این ها را به خدمت هدف خودش که هدایتگری است ، به کار گرفته است. قرآن کتاب معرفت به مبدا و معاد و کتاب هدایت به کمال و کتاب ارائه کننده برنامه عملی سعادت و فلاح است . باید با ارائه کتابی در این زمینه که خدا و معاد و فلاح را غیر این و بهتر از این و ... معرفی کند، با آن معارضه کرد.
اما شاهکارهای هنری و معماری و شعری و حماسی و ... در جهان زیادند، ولی هیچ کدام آن ها به عنوان معجزه از طرف سازندگان ارائه نشده اند . این آثار از فهم و ذوق و توان محدود آن ها نشأت گرفته و هیچ بعید نیست که به زودی یا در فاصله ای طولانی فرد یا افرادی بیایند و در همان زمینه آثاری ارائه دهند که از اثر آنان زیباتر و شکوهمندتر و ... باشد و نمره ای که اثر شناسان به آن می دهند ،از نمره ای که به اثر قبلی داده اند ، بیش تر باشد.
اما قرآن یک اثر معرفتی و هدایتی از جانب خدای جهان است ،نه از جانب پیامبر . خدا آن را به عنوان نمود خودش ارائه داده و خواسته که کتابش مانند خودش با هیچ کتاب بشری قابل قیاس نباشد . هیچ کتاب بشری حق و هدایتی جز آن ارائه نکند و هر چه از بشر صادر می شود ، اگر جمال و زیبایی و حقانیتی دارد ، بر گرفته از قرآن باشد . با این وجود هیچ بشری نتواند در اثری همه آن را انعکاس دهد و برای همیشه اثری یگانه بماند. بنا بر این در این زمینه اگر همه بشر و غیر بشر دست به دست هم دهند ، نمی توانند کتابی معرفتی و هدایتی بیاورند که مثل قرآن باشد و یا سوره ای بیاورند که مثل سوره های قرآن باشد و در عین حال وام دار قرآن و اقتباس از آن نباشد.
بنا بر این قرآن از آن جهت معجزه است که کتاب خدا در زمینه هدایت و معرفت است . هیچ بشری به تنهایی یا با کمک گیری از دیگران نمی تواند مانند آن را بیاورد . از آوردن حتی سوره ای مانند آن عاجز است. کسی که می خواهد مانند قرآن بیاورد، باید کتاب هدایتی و معرفتی بیاورد که شامل حقایقی غیر حقایق قرآنی باشد و به راه حقی هدایت کند که غیر راه هدایت شده توسط قرآن باشد . مگر غیر از حقایق قرآنی حقیقت دیگری هست که بیان شود و بدان هدایت گردد ؟
ُّفَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلالُ فَأَنَّى تُصْرَفُون‏ ؛(3)
بعد از حق، چه چيزى جز گمراهى وجود دارد؟! پس چرا (از پرستش او) روى گردان مى‏شويد؟!
به این جهت است که معارضه با قرآن جز خسران و ذلت و سرشکستگی نتیجه ای ندارد . قرآن که تجلی خداست، مانند خدا ، یگانه و بی نظیر بوده و خواهد ماند.
پی نوشت ها:
1. بقره (2) آیه 23.
2. همان ، آیه 24.
3. یونس (10) آیه 32.