با سلام و با آرزوی قبولی طاعات و عبادات. مقدمتاً عرض کنم که سوال بنده در رابطه با جبر و اختیار است و بنده در این زمینه تا حد قابل قبولی مطالعه و مباحثه و تحقیق کرده ام و متاسفانه باید بگویم هنوز پاسخ قانع کننده ای نگرفته ام.این مقدمه را گفتم تا دریچه ای باشد به سوی پاسخی منطقی(به معنای واقعی علم منطق) و غیرعامیانه و غیرسطحی.چون اینگونه پاسخ ها را زیاد شنیده ام اما چون جوابهای مفصل شما را دیدم انگیزه پرسیدن یافتم. از دوستم شنیدم که دوستش مانند من پاسخ قانع کننده ای را پیدا نمیکرده تا اینکه به استدلال آیت الله خمینی به تقریر آیت الله سبحانی میرسد و با آن قانع میشود اما چون منبع آن فارسی نبود نتوانستم آنرا مطالعه کنم.امیددارم با ارائه جواب یا معرفی بهترین کتاب بنده را یاری نمایید. لطفاً بفرمایید از کجا اثبات میشود که انسان موجودی مختار است؟(بدون توجه به بداهت آن-چون همان بداهت هم میتواند اجباری باشد- و نیز بدون استفاده از مفهوم بیت:اینکه فردا این کنم یا آن کنم،خود دلیل اختیار است ای صنم.-چون همین باور یا تصور مختار بودن میتواند القاشده و اجباری باشد-).نکته وابسته دیگر که پاسخ آن برای من میتواند هم ارز پاسخ این سوال باشد این است که اگر خداوند آیندهء ما را میداند یعنی میداند که ما در 10سال آینده در چه وضعیم ، پس نقش اختیار ما چیست؟شاید بگویید ما خودمان از بین دو راه یکی را انتخاب میکنیم و خدا از قبل میداند که ما با اختیار خود کدام راه را انتخاب میکنیم، ولی من میگویم وقتی خدا از قبل میداند که ما کدامیک از این دو راه را انتخاب میکنیم آیا دیگر بحث انتخاب اختیاری فرمالیته نیست چون همانطور که گفته شد از قبل معلوم بوده ما کدام راه را انتخاب میکنیم؟ با سپاس
پرسش: جبر و اختيار
شرح : سوال بنده در رابطه با جبر و اختیار است و بنده در این زمینه تا حد قابل قبولی مطالعه و مباحثه و تحقیق کرده ام و متاسفانه باید بگویم هنوز پاسخ قانع کننده ای نگرفته ام. این مقدمه را گفتم تا دریچه ای باشد به سوی پاسخی منطقی(به معنای واقعی علم منطق) و غیر عامیانه و غیرسطحی.چون اینگونه پاسخ ها را زیاد شنیده ام اما چون جوابهای مفصل شما را دیدم انگیزه پرسیدن یافتم.
از دوستم شنیدم که دوستش مانند من پاسخ قانع کننده ای را پیدا نمی کرده تا اینکه به استدلال آیت الله خمینی به تقریر آیت الله سبحانی می رسد و با آن قانع می شود اما چون منبع آن فارسی نبود نتوانستم آن را مطالعه کنم. امیددارم با ارائه جواب یا معرفی بهترین کتاب بنده را یاری نمایید.
لطفاً بفرمایید از کجا اثبات می شود که انسان موجودی مختار است؟(بدون توجه به بداهت آن-چون همان بداهت هم میتواند اجباری باشد- و نیز بدون استفاده از مفهوم بیت:
اینکه فردا این کنم یا آن کنم خود دلیل اختیار است ای صنم.
-چون همین باور یا تصور مختار بودن می تواند القا شده و اجباری باشد-).
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز
بهتر بود منبع عربی که اشاره نمودید، معرفی مي فرموديد تا پیرامون استدلال حضرت امام خمینی و تقریر استاد آیت الله سبحانی توضیحاتی ارائه می شد. درباره اثبات اختیار انسان استدلال های متعدد و همچنین کتابهای فارسی بسیاری نوشته شده که می توانید به آن ها مراجعه فرمائید که در انتها به چند نمونه اشاره میگردد.
توجه شما را به چند مطلب جلب می کنم:
مطلب اول: انسان نمی تواند در انجام کارهایش مجبور تلقی شود. چون دلایل و شواهد حاکی از مختار بودن انسان است که برخی اشاره می شود:
1- تلاش همگانی برای تعلیم و تربیت فرزندان و دور نگه داشتن شان از تربیت ناصحیح و ارتباط با نااهلان، دلیل بر اختیاری بودن اعمال آدمی و تربیت پذیری انسان است.
2- وجود اصل توبه در اسلام و تأکید آیات فراوان قرآن بر توبه کردن مؤمن گنهکار، نشان میدهد که انسان در اعمالش آزاد است، نه مجبور و بدون اختیار.
3- وجدان و فطرت پاک آدمی ،به گونهای روشن و آشکار حکم میکند که انسان در کارها آزاد است، نه مجبور که به برخی از آثار و علائم فطری بودن اختیار و آزادی انسان،اشاره می شود:
الف) گاه انسان به خاطر انجام یا ترک برخی از اعمال مخالف یا موافق عقیده و طبع خود، احساس پشیمانی و نگرانی میکند .تصمیم میگیرد که در آینده از تجربه گذشته استفاده کند . دیگر نسبت به آن امور بیاعتنا نباشد . به موقع آن ها را انجام دهد و یا ترک کند. این حالت روحی و عکسالعمل روانی (ندامت و پشیمانی)، نشانگر این است که اختیار و آزادی عمل انسان به اقتضای طبیعت و فطرت او وجود دارد.
ب) همه عقلا به ویژه خداوند متعال که خود خالق عقل است ، بدکاران را مورد ملامت و سرزنش و نیکوکاران را مورد تمجید و ستایش قرار میدهند . همین امر نشان از اختیار آن هاست . اگر آن ها حقیقتا در انجام گناه مجبور بودند ،سرزنش آدم ها کار عقلائی نبود.
ج) همه انسانها - چه خوب و چه بد - به لحاظ وجدان پاک و عقل سلیم انسانی از انجام کارهای خوب لذت برده و خوش شان میآید . از کارهای زشت متنفرند. اینها علائمی است که گواهی میدهد انسان در مقام عمل دارای اختیار است.
مطلب دوم: عدم توجه به بداهت اختیار در انسان
یکی از روشن ترین قرائن و شواهد مختار بودن انسان ،بدیهی بودن آن است . ما هم قبول داریم که هم اصل وجود اختیار و هم بدیهی بودن اختیار در انسان اجباری است اما به اعتقاد ما اجباری بودن بداهت یک چیز، از ارزش بداهت آن کم نمی کند ، چون انسان به گونه ای خلق شده است که هر گاه حقیقتی را در خود به علم حضوری بیابد، طبیعتا به وجود آن حکم می کند . اگر وجود چیزی را در خود بدیهی بداند، آن را بدیهی قلمداد می کند . در عین حال این باور صادق است. اگر چه در داشتن اصل درک و فهم انسان مجبور است و این گونه خلق شده است، در نتیجه عدم قدرت انسان در انتخاب بدیهی بودن یا نبودن یک چیز باعث نمی شود در بداهت آن شیء شک کنیم و یا بداهت آن را فاقد ارزش بدانیم .
جهت مطالعه بیش تر به کتب زیر مراجعه فرمائید:
-- علم پیشین الهی و اختیار انسان، محمد سعیدی مهر
-- انسان و سرنوشت، تالیف استاد شهید مطهری
-- معارف قرآن، محمد تقی مصباح،
-- آموزش کلام اسلامی، ج 1 ،محمد سعیدی مهر،
پرسش:
اگر خداوند آیندهء ما را می داند یعنی می داند که ما در 10سال آینده در چه وضعیم ، پس نقش اختیار ما چیست؟
شاید بگویید ما خودمان از بین دو راه یکی را انتخاب می کنیم و خدا از قبل می داند که ما با اختیار خود کدام راه را انتخاب می کنیم، ولی من می گویم وقتی خدا از قبل می داند که ما کدام یک از این دو راه را انتخاب می کنیم آیا دیگر بحث انتخاب اختیاری فرمالیته نیست چون همان طور که گفته شد از قبل معلوم بوده ما کدام راه را انتخاب می کنیم؟
پاسخ:
اين مطلب دقيقا مغالطه ناخواسته اي است كه در ذهن شما شكل گرفته كه با اندك تامل برطرف مي شود . رابطه علم خداوند با رخدادها و حوادث عالم نمی تواند رابطه ای جبری و بی اختیار باشد . زمان در برابر خداوند چنان که در برابر ما سه حالت گذشته ، حال و آینده دارد ، نیست ؛ بلکه برای خدواند گذشته و حال و آینده یکسان است . خداوند انتظار سر رسیدن آینده را نمی کشد تا ببیند چه می شود یا رخدادهای آن را پیش گویی کند ؛ این گونه دیدگاه ها بیش تر متاثر از الهیات مسیحی است که خدا را موجودی مادی و همانند انسان تصویر می کند، در حالی که در نگاه دقیق الهیات اسلامی چنین حرف های سطحی بی معناست .
اما در هر حال حتي اگر آينده براي خداوند همانند آينده براي ما موجودات ممكن و مادي باشد ، باز آگاهی خداوند به حوادث و رخدادهای آینده چه ارتباطی به مجبور بودن ما دارد ؟ اگر قدری تامل کنید ، درخواهید یافت که علم و آگاهی خدا از آینده انسان و سایر موجودات عالم هیچ ربطی به اعمال و افعال انسان و موجودات دیگر ندارد.
این که خدا میداند در آینده فلان شخص چه خواهد کرد و چه نخواهد کرد، تأثیری در عمل فرد ندارد، مانند پزشکی که میداند فلان بیمار در آینده دچار فلان بیماری خواهد شد . یا با توجه به وضع فعلی اش روند بهبودی یا پیشرفت بیماری اش به کجا منتهی می گردد، دانستن این مسایل از طرف پزشک تأثیری در به وجود آمدن یا نیامدن بیماری و روند خاص پیشرفت یا درمان آن ندارد.
آیا اگر معلمی از قبل بداند که کدام دانش آموز در امتحان نمره بدی می آورد ، در امتحان او تاثیری خواهد داشت؟ مسلما خیر، زیرا نتایج ضعیف این دانش آموز معلول علت های خاص خود مانند کاهلی و تنبلی است که اطلاع قبلی معلم ربطی به آن ها ندارد؛ به همین شکل علم خداوند به حوادث آینده هم ما را مجبور به حرکت به سمت همان اهداف نمی کند.
یا فرض کنید که دوربین بسیار قوی و مجهزی اختراع شود که تمام کارهای یک ساعت آینده شما را بدون هیچ اشتباهی فیلم برداری کند، آیا فیلم برداری و حتی آگاهی شما از آن يا ديدن آن توسط هر فرد ديگر ، تأثیری در انتخاب و اختیار و نحوه عملكرد شما ایجاد خواهد کرد؟
خداوند به تمام حوادث و کارهایی که در جهان انجام می شود، آگاهی دارد . از جمله کارها، چیزهایی است که انسان انجام می دهد، اما آگاهی خداوند از اعمال انسانی با قید اختیار است، یعنی خدا می داند که انسان با اختیار خود این کارها را انجام می دهد. این نه تنها موجب جبر نمی شود، بلکه تأیید اختیار است.
پس منوط بودن عاقبت فرد به علم الهي به هيچ وجه به معني تاثير علم خداوند بر كيفيت و كميت اعمال فرد نيست . خداوند تنها مي داند كه هر فرد در هر موقعيت زماني و مكاني چه تصميم و انتخابي خواهد داشت. در نتيجه ما در موقعيت خاص انتخاب رفتار پيش رو واقعا اختيار داريم و همان را انتخاب مي كنيم كه خداوند مي داند .






