َبا عرض سلام و سپاس از رهنمودهای الهی شما ََ
با وجودی که به حکمت خداوند متعال در تمامی امور دنیوی ایمان دارم ولی گاه با اندیشیدن در پاره ای مسائل دچاره سردرگمی میشوم , خواهشمندم راهنمائیم کنید :
1 – چرا تاوان گناه زن هوسران را باید 3 کودک معصوم پس دهند ؟ ( زن متاهلی که دارای همسری صالح و فرزند 7 ساله پسری بود به خاطر مرد متاهل دیگری که زن و پسر 10 ساله ای داشت از همسرش جدا شد و بعد از ازدواج دومش با این آقا دختر 5/1 ساله ای دارد . این مرد زن و دخترش را ترک کرده و زن هر لحظه در حال ناسزا وتنبیه وداد زدن بر سر دختر خرد سالش است . )
2 – چرا کودکی معلول باید تاوان گناه مادرش را پس دهد ؟ ( مادری که همسر معلول و فرزند خردسالش را در ایران رها کرده و همراه همسر دومش به خارج از کشور میرود و پس از یک سال زندگی مشترک مرد زنش را طلاق داده و حاصل این ازدواج دوم کودک معلولی است که همیشه همراه مادر خواهد بود . )
3 – چرا مرد جوانی که فرزندی نالایق برای والدینش است (تک پسر خوانواده) و پیوسته به ناحق در حال رنجاندن و آزار پدر و مادر و خواهران و شوهر خواهرانش است به سزای اعمالش نمیرسد و سالیان سال است با خوشی و شادکامی او و همسر گناهکارش روزگار میگذرانند و از آزار نزدیکانی که همیشه در حق آنها خوبی کرده اند لذت میبرند ؟
پرسش 1:
تاون گناه شرح :
1 – چرا تاوان گناه زن هوسران را بايد 3 کودک معصوم پس دهند ؟ ( زن متاهلي که داراي همسري صالح و فرزند 7 ساله پسري بود به خاطر مرد متاهل ديگري که زن و پسر 10 ساله اي داشت از همسرش جدا شد و بعد از ازدواج دومش با اين آقا دختر 5/1 ساله اي دارد . اين مرد زن و دخترش را ترک کرده و زن هر لحظه در حال ناسزا وتنبيه وداد زدن بر سر دختر خرد سالش است . )
پاسخ:
پرسشگر محترم با سلام سپاس به خاطر ارتباط تان با اين مرکز
چند نكته :
1- تاوان گناه هيچ كس را فرد ديگري نمي دهد و اين يك اصل مسلم در اعتقادات اسلامي است. هيچ انساني به خاطر عمل بد انساني ديگر و گناه يك فرد ديگر مجازات نشده و تحمل رنج نمي كند.
2- دنيا طبق طبيعت ذاتي كه دارد ، محل تزاحم و درگيري علت ها و اسباب و گرايشات و اميال و خواسته ها و محل اثرگذاري ها و اثر پذيري هاي متعدد موجودات ، از اعمال انسان ها و تاثيرات موجودات ديگر است.
ما انسان ها چون در دنيا در ارتباط با يكديگر زندگي مي كنيم و زندگي هر يك از ما از زندگي و حيات پيرامون خود جدا نيست ، از كارها و نيات و عملكردهاي يكديگر اثر مي پذيريم، همان گونه كه بر ديگران با كارها و نيات و عملكرد خود تاثير مي گذاريم.
وقتي فردي به خاطر عدم رعايت قانون با فردي ديگر كه قانون را رعايت كرده است ،تصادف مي كند، در حقيقت با كار خود بر آن فرد ديگر تاثير مي گذارد . اين به معناي گناهكار بودن يا نبودن مراعات كننده قانون نيست . ضربه اي كه او از تصادف مي بيند، نه به خاطر گناه راننده خاطي است، بلكه به خاطر طبيعت موجود در اين عالم است كه ما از ديگران و كارهاي ديگران تاثير مي پذيريم ، همان گونه كه تاثير هم مي گذاريم.
بنا بر اين نمي توان گفت كسي كه مظلوم شده است ، حتما تاوان گناهي را پس مي دهد ، حال گناه خود يا گناه ظالم. چرا كه ظلم كاري است كه شخص ظالم ، خلاف خواست و دستور خدا كه از ظلم كردن نهي كرده است ، در مورد مظلوم انجام مي دهد . آن فرد هم از كار او متاثر مي شود و اثر مي گيرد ،يعني متحمل رنج و سختي مي شود.
با اين سخن نمي خواهيم بگوئيم كه كار ظالم يك كار طبيعي است و مظلوميت مظلوم هم يك امر طبيعي در دنيا است و نبايد نسبت به آن ناراحت شد و واكنش از خود نشان داد.
منظور اين است كه نمي توان مظلوميت مظلوم را به پاي تاوان گناهي نوشت كه بايد پس بدهد تا در مورد كودك خردسالي كه معصوم است و مرتكب هيچ گناهي نشده و مورد ظلم مادر يا پدر خود قرار گرفته است ، دچار تناقض و سردرگمي شويم.
مادر يا پدر كار اشتباهي مي كنند . بايد تاوان ظلم خود را در دنيا يا آخرت بپردازند و اين به خاطر ظلمي است كه به كودك بي گناه روا داشته اند.
همان گونه كه راننده مراعات كننده قانون كه در اثر بي احتياطي و بي قانوني يك راننده خاطي از دنيا مي رود يا دچار مصدوميت مي شود ، گناهي ندارد . نمي توان مصدوميت يا كشته شدن او را به پاي تاوان گناه پس دادن نوشت . كودك معصوم مظلوم هم گناهي ندارد . رنج او تاوان گناه او يا گناه مادرش نيست كه بگوئيم مادر خطا كرده و حال كودك است كه به خاطر گناه و خطاي مادر مجازات مي شود. مادر خطاكار تاوان و مجازات گناه خود را خواهد ديد ،چه در دنيا و چه در آخرت . هيچ كس به جاي او مجازات نخواهد شد . بابت ظلمي هم كه به كودك روا مي دارد، يقينا مجازات خواهد شد. اما نمي توان انتظار داشت كه چون كودك معصوم است ،عالم بر اساس نظام طبيعي خود پيش نرود و تاثير گذاشتن ها و تاثير پذيرفتن ها تعطيل شود.
همان گونه كه در مورد پيامبران و امامان معصوم چنين استثناءاتي وجود نداشت. با وجود اينكه پيامبران و امامان معصوم بودند . هيچ گناهي جز خدا پرستي و دعوت به خدا پرستي نداشتند . ظالمان و كافران آن ها را كشته و تحت آزار و اذيت و شكنجه قرار دادند .خداي متعال به خاطر پيامبر يا امام و معصوم و بي گناه بودن آن ها جلوي تاثير كارهاي ظالمان را نگرفت مثلا حكم نكرد كه شمشير فلان كافر در مورد فلان پيامبر و يا امام اثر نكند و او كشته نشود يا اذيت نگردد.
پيامبر و امامان اذيت و كشته و اسير شدند در حالي كه هيچ گناهي نكرده بودند و اذيت و كشته شدن هم تاوان گناه ديگران نبود، بلكه ظلمي بود كه از طرف ظالمان در حق آن ها روا داشته شد . يقينا ظالمان تاوان و جزاي ظلم خود را خواهند ديد: وَ سَيَعْلَمُ الَّذينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُون؛
آن ها كه ستم كردند ، به زودى مىدانند كه بازگشت شان به كجاست . (1)
چرا خدا دخالت نمي كند و ظلم ظالم را همان لحظه دفع نمي كند؟
خداي متعال انسان را براي امتحان خلق كرده است تا ببيند كه در برابر سختي ها و دو راهي ها و مشكلات چگونه خود را نگه خواهد داشت و خود را از امواج و گرداب هاي بلايا بيرون كشيده و به سوي نور و ساحل نجات حركت خواهد كرد. رسيدن به اين هدف و تحقق چنين امتحاني مستلزم اين است كه زمينه امتحان فراهم آيد. يعني بايد انسان در سير حيات خود وارد عالمي گردد كه مشكلات و گرداب هاي خطرناك و سختي ها او را از هر طرف احاطه كرده باشد تا انسان ها با چنگ زدن به ريسمان عبادت و نور خدا ،خود را از امواج خطرناك و گردابهاي مهلك نجات دهند.
هر كس به ريسمان الهي چنگ بزند و صبر پيشه كند و از مسير حق منحرف نشود ، جزو نجات يافتگان درياي متلاطم و طوفاني دنيا خواهد بود . هركس به بيراهه برود و به جاي چنگ زدن به ريسمان الهي، به تخته پاره هاي دنيا چنگ بزند، از غرق شدگان و مردودان امتحان خواهد بود.
حال اگر بگوئيم كه خدا دريا را آرام كند و مشكلات را بردارد و ظلم ظالم را خنثي كند و هيچ مشكلي بر سر راه هيچ انساني وجود نداشته باشد ، ديگر زمينه امتحاني وجود نخواهد داشت و امتحاني صورت نخواهد گرفت . در نتيجه هدف خدا از خلقت انسان كه رسيدن انسان به كمال خود با اختيار و پس دادن امتحانات است ، محقق نخواهد شد.
انسان بايد در دنيا آزاد باشد تا خود را نشان دهد كه آيا اهل ظلم كردن است يا حمايت از مظلوم ،آيا اهل خوبي ها و نيكي ها است يا اهل شرور و بدي و زشتي .
پس اگر رسيدن انسان به كمال حتمي است ( كه واجب است ) لازم است كه زمينه رسيدن به كمال مهيا باشد. زمينه كمال انسان امتحاناتي است كه بايد در زندگي دنيوي خود در برابر مشكلات ، پس دهد . اگر خدا مشكلات را بردارد و همه چيز به خوبي و خوشي و سلامتي پيش برود ،ديگر جائي براي امتحان باقي نمي ماند . انسان هم به كمال خود نخواهد رسيد و حقيقت باطني خود را نشان نخواهد داد.
براي مطالعه بيش تر در اين مورد مي توانيد به كتاب « عدل الهي » و همچنين كتاب « انسان و سرنوشت » از شهيد مطهري مراجعه فرمائيد.(2)
پي نوشت ها:
1. شعراء (26) ،آيه 227.
2. مرتضي مطهري ،مجموعه آثار ،قم ،صدرا ،1370 هـ.ش ، ج 1.
پرسش 2:
چرا کودکي معلول بايد تاوان گناه مادرش را پس دهد ؟ ( مادري که همسر معلول و فرزند خردسالش را در ايران رها کرده و همراه همسر دومش به خارج از کشور مي رود و پس از يک سال زندگي مشترک مرد زنش را طلاق داده و حاصل اين ازدواج دوم کودک معلولي است که هميشه همراه مادر خواهد بود . )
پاسخ:
پاسخ ضمن پاسخ قبلي روشن شد .
معلوليت كودك يكي از تاثيراتي است كه ما انسان ها بر يكديگر مي گذاريم يا مي پذيريم. مانند اينكه پدر يا مادر خواسته يا ناخواسته موارد و نكاتي را براي تامين سلامتي رعايت نمي كنند و به نتيجه آن هم مبتلا مي شوند. اين عمل و يا بي احتياطي والدين يا هر كس ديگري كه در اين امر دخالت دارد ( مانند دكتر ، ماما و ... ) نتيجه طبيعي خود را كه نقص عضو يا معلوليت جسمي يا ذهني كودك است، در پي خواهد داشت.
كودك معلول نه گناهكار است و نه تاوان گناه كسي ديگر را پس مي دهد، بلكه محصول شرائط طبيعي است كه پدر يا مادر يا عوامل طبيعي مانند عوامل ژنتيكي ، ايجاد كرده اند.
اگر كودك معلول گناهكار نيست و تاوان گناه كسي ديگر را هم نمي پردازد و صرفا محصول طبيعي عواملي است كه در چيدمان آن ها اشتباه اختياري يا غير اختياري صورت گرفته ، چرا خدا اثر آن عوامل را نمي گيرد تا كودكي كه بي گناه است، معلول به دنيا نيايد ؟
اگر خدا در هر موردي چنيني نظم طبيعي موجود در عالم را كه خود براي رسيدن به هدفي ، چيده است، به هم بزند، نظم عالم به هم خواهد خورد . خدا به هدف خلقت انسان نخواهد رسيد . اين كار ( نقض غرض ) از خداي حكيم محال است كه صورت بپذيرد.
پرسش 3:
چرا مرد جواني که فرزندي نالايق براي والدينش است (تک پسر خوانواده) و پيوسته به ناحق در حال رنجاندن و آزار پدر و مادر و خواهران و شوهر خواهرانش است به سزاي اعمالش نمي رسد و ساليان سال است با خوشي و شادکامي او و همسر گناهکارش روزگار مي گذرانند و از آزار نزديکاني که هميشه در حق آنها خوبي کرده اند لذت مي برند ؟
پاسخ:
توضيح داديم خدا به انسان ها فرموده است ظلم نكنيد . هر كه ظلم كند، سزا و جزايش را خواهد ديد . از اين كار به شدت منع كرده است حتي پيامبران و امامان خود را براي مقابله با ظلم و ظالمان فرستاده است . تاثير ظلم ظالم و عمل او را از كار نمي اندازد و ظالم را در دم مجازات نمي كند.
چون در اين صورت انسان از ترس مجازات آني و فوري ، ديگر آزادانه عمل نمي كند. در اين صورت باطن خويش را نمايان نمي سازد. در اين حالت مومن از منافق و فرد با ايمان و تسليم در برابر خدا از فرد كافر و بي ايمان و گناهكار از بي گناه تشخيص داده نمي شود.
اين به معناي آن نيست كه ظالم در ظلم خود آزاد آزاد است و هيچ مجازاتي انتظار او را نمي كشد. بلكه مجازاتي سخت و سنگين براي ظالمان هم در دنيا و هم در آخرت مهيا است .
ممكن است ظالم مدتي در رفاه و آسايش دنيوي باشد ، مانند ظالماني كه پيامبران و امامان و خوبان عالم را مورد ظلم خود قرار مي دادند و در رفاه و آسايش دنيوي و غرق در لذات و خوشي ها
بودند، ولي اين مكر خدا است كه نسبت به آن ها اعمال مي كند تا به اين خيال كه آن ها هر چه ظلم كنند، خدا نه تنها كاري با آن ها نخواهد داشت ، بلكه بر نعمت ها و لذت هاي شان خواهد افزود ، بر ظلم خود اضافه كنند . در نهايت به جائي برسند كه هنگام مجازات الهي ديگر راهي براي بازگشت نداشته باشند.
در قرآن كريم به اين موضوع در آيات متعددي اشاره كرده است.
« وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهينٌ ؛
آن ها كه كافر شدند، (و راه طغيان پيش گرفتند،) تصور نكنند اگر به آنان مهلت مىدهيم، به سودشان است! ما به آنان مهلت مىدهيم فقط براى اينكه بر گناهان خود بيفزايند و براى آن ها، عذاب خواركنندهاى (آماده شده) است" (1)
خداي متعال اين مهلت را به عنوان استدراج معرفي مي كند و آن را به زيان گناهكاران معرفي مي كند.
وَ الَّذينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُون؛
كسانى كه آيههاى ما را دروغ شمردهاند، به مهارت از آن جا كه ندانند به دام شان مىآوريم.(2)
ظالمان نيز گرفتار دام اندازي الهي و گير افتادني كه نجاتي در آن نيست مي شوند ، مگر اينكه به نور هدايت الهي توبه كنند و بازگشت نمايند و هر چه بيش تر خود را در گرداب ظلم و ستم و طغيان پائين نكشند.
خداي متعال نعمت هاي اهل دنيا و ظالمان را مخصوص دنيا مي داند كه آن ها با نعمت هاي ظاهري و دنيوي و گذرائي كه خدا به آن ها مي دهد ، فريب خورده و آرام آرام خود را با اعمال خود به سوي عذاب الهي و سخط او پيش مي برند.
نُمَتِّعُهُمْ قَليلاً ثُمَّ نَضْطَرُّهُمْ إِلى عَذابٍ غَليظ؛
اندكى آن ها را از متاع دنيا بهرهمند مىكنيم، سپس آن ها را به تحمّل عذاب شديدى وادار مىسازيم.(3)
پي نوشت ها :
1. آل عمران (3) آيه 178.
2. اعراف (7) آيه 182 .
3. لقمان (31) آيه 24.






