به نام خدا

با سلام و عرض ادب

سوالاتی داشتم پیرامون نام سوره ها

1.نام سوره ها بر چه اساسی انتخاب شده؟

2.آیا در زمان پیامبر (ص) و به وسیله خود ایشان انتخاب شده ؟

3.چرا نام بعضی از سوره ها با موضوعات آن سوره هماهنگی ندارد ؟

4.چرا مثلا در سوره نساء به مسئله ارث پرداخته شده ؟

5.دلیل این پراکندگی موضوعی قرآن چیست و چرا در یک سوره به موضوعات بی ارتباط نسبت به هم پرداخته شده ؟

با تشکر

پرسش 1: تحدي يعني چه ؟
تحدي يعني چه ؟ منظور خداوند از اينکه ميفرمايند مثل قرآن را بياوريد چيست ؟ که خوب شاعران بسياري هستند که شعر هايي ميگويند که هيچ کس مثل آنان نميتواند شعر بگويد مثلا شاهنامه فردوسي که تا به حال هيچ کس نتوانسته مثل شاهنامه بنويسد ... و يا خطبه بدون الف حضرت علي (ع) که تا به حال کسي نتوانسته مثل آن خطبه بگويد و در همان حد خطبه اي بياورد ... منظور از ((مثل)) چيست ؟ حتما اطلاع داريد که جديدا افرادي بعضي از آيات قرآن را جا به جا کرده اند و آياتي هم به آن اضافه کرده اند و در غالب سوره جديد ارائه کرده اند , آيا اين همان مثل آوردن نيست ؟ لطفا در اين باره توضيح دهيد با تشکر پاسخ: @@@@پرسشگر گرامي با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز قرآن کتابي است که هم آورنده آن مشخص و هم هدف آن معين است و هم اعلام شده که آورنده فقط مامور ابلاغ است و کلام از جانب او نيست، بلکه از جانب رب العالمين است . فرستنده که رب العالمين است ،اعلام کرده اگر قبول نداريد که اين کتاب از جانب من است، حداقل يک سوره مانند آن بياوريد . به سخندانان منصف که خودتان به سخنداني آنان اعتراف داريد ، ارائه دهيد(1)؛ اگر قبول کردند که مثل قرآن است ،پس اين ادعا دروغ است . اگر نتوانستيد چنين کلامي حداقل به اندازه يک سوره بياوريد که اهل سخن مورد قبول خودتان بر همانندي آن با قرآن شهادت دهند، (که نمي توانيد حتي اگر جن و انس پشت به پشت هم دهيد)(2)پس باور کنيد که اين کتاب از آسمان و از جانب خداست. آيه به شرح زير است: و ان کنتم في ريب مما نزلنا علي عبدنا فاتوا بسوره من مثله و ادعوا شهدائکم ان کنتم صادقين؛ اگر در آنچه بر بنده مان نازل کرده ايم ،شک داريد،پس سوره اي مانند آن بياوريد و شاهدان خودتان را به قضاوت و تاييد همانندي آن با قرآن فرا بخوانيد، اگر راست مي گوييد. با توجه به اين آيه معلوم مي شود قرآن معيار و ملاک مشخص براي ارزيابي معرفي کرده و آن جمع سخندانان و سخن شناساني است که صلاحيت اين قضاوت را دارند، حتي اگر مومن به قرآن هم نباشند. از ابتداي ظهور اسلام تا امروز سخن دانان زيادي آمده اند که در صدد معارضه با قرآن هم بوده اند. اما نتوانسته اند و به خود جرات نداده اند سروده و نوشته خود را به جامعه عرضه کنند ، چون هم خود به همسان نبودن آن شهادت داده اند و هم در صورت ارائه آن، مورد استهزا قرار مي گرفتند. زيرا همه سخندانان به ناهمساني آشکار آن با قرآن شهادت مي دادند. معدود افرادي هم که اقدام به معارضه کرده اند، چنان شکست فاحشي خورده اند که دليلي قاطع بر ادعاي قرآن است. تفاوت قرآن با نوشته هاي بشري به قدري زياد است که هر سخن شناسي به راحتي مي تواند ناهمساني نوشته هاي بشري با قرآن را تشخيص دهد. مانند نوشته هاي بشري هم افق و نزديک به هم نيستند که تشخيص برتر، مشکل يا اختلافي باشد. "سوره اي مثل قرآن" يعني سوره اي بياورد که مطالب حق و هدايتگر به فلاح و صلاح با بيان زيبا و جذاب و گيرا در آن مطرح شده باشد ،به طوري که آن مطالب را از کتاب ديگري به خصوص کتاب هاي وحياني اقتباس نکرده باشد .در حقانيت آن مطالب ، هيچ ترديدي نباشد . بيان هم گيرا بوده و به عنوان معارضه با قرآن و اثبات وحياني نبودن قرآن گفته شده باشد . زبانشناسان منصف همانندي آن با قرآن در عين همسو و همراستا و اقتباس نبودن آن از قرآن ، را تاييد کنند. اگر کسي توانست چنين سوره اي بياورد و ارائه دهد و از زبانشناسان و عالمان محتوا شناس تاييد بگيرد ، آن گاه مي تواند ادعا کند قرآن کتاب خدا نيست. قرآن کتاب داستان صرف نيست تا با نوشتن داستاني با آن معارضه شود. کتاب تاريخ صرف نيست ، کتاب علمي صرف نيست ، کتاب سخنوري و ادبيات صرف نيست تا با نوشتن شعر و نثري زيبا با آن معارضه شود. قرآن در عين که همه اين ها هست ، هيچ کدام از اين ها هم نيست ،بلکه همه اين ها را به خدمت هدف خودش که هدايتگري است ، به کار گرفته است. قرآن کتاب معرفت به مبدا و معاد و کتاب هدايت به کمال و کتاب ارائه کننده برنامه عملي سعادت و فلاح است . بايد با ارائه کتابي در اين زمينه که خدا و معاد و فلاح را غير اين و بهتر از اين و ... معرفي کند، با آن معارضه کرد. اما شاهکارهاي هنري و معماري و شعري و حماسي و ... در جهان زيادند، ولي هيچ کدام آن ها به عنوان معجزه از طرف سازندگان ارائه نشده اند . اين آثار از فهم و ذوق و توان محدود آن ها نشأت گرفته و هيچ بعيد نيست که به زودي يا در فاصله اي طولاني فرد يا افرادي بيايند و در همان زمينه آثاري ارائه دهند که از اثر آنان زيباتر و شکوهمندتر و ... باشد و نمره اي که اثر شناسان به آن مي دهند ،از نمره اي که به اثر قبلي داده اند ، بيش تر باشد. اما قرآن يک اثر معرفتي و هدايتي از جانب خداي جهان است ،نه از جانب پيامبر . خدا آن را به عنوان نمود خودش ارائه داده و خواسته که کتابش مانند خودش با هيچ کتاب بشري قابل قياس نباشد . هيچ کتاب بشري حق و هدايتي جز آن ارائه نکند و هر چه از بشر صادر مي شود ، اگر جمال و زيبايي و حقانيتي دارد ، بر گرفته از قرآن باشد . با اين وجود هيچ بشري نتواند در اثري همه آن را انعکاس دهد و براي هميشه اثري يگانه بماند. بنا بر اين در اين زمينه اگر همه بشر و غير بشر دست به دست هم دهند ، نمي توانند کتابي معرفتي و هدايتي بياورند که مثل قرآن باشد و يا سوره اي بياورند که مثل سوره هاي قرآن باشد و در عين حال وام دار قرآن و اقتباس از آن نباشد. بنا بر اين قرآن از آن جهت معجزه است که کتاب خدا در زمينه هدايت و معرفت است . هيچ بشري به تنهايي يا با کمک گيري از ديگران نمي تواند مانند آن را بياورد . از آوردن حتي سوره اي مانند آن عاجز است. کسي که مي خواهد مانند قرآن بياورد، بايد کتاب هدايتي و معرفتي بياورد که شامل حقايقي غير حقايق قرآني باشد و به راه حقي هدايت کند که غير راه هدايت شده توسط قرآن باشد . مگر غير از حقايق قرآني حقيقت ديگري هست که بيان شود و بدان هدايت گردد ؟ ُّفَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلالُ فَأَنَّى تُصْرَفُون‏ ؛(3) بعد از حق، چه چيزى جز گمراهى وجود دارد؟! پس چرا (از پرستش او) روى گردان مى‏شويد؟! به اين جهت است که معارضه با قرآن جز خسران و ذلت و سرشکستگي نتيجه اي ندارد . قرآن که تجلي خداست، مانند خدا ، يگانه و بي نظير بوده و خواهد ماند. پي نوشت ها: 1. بقره (2) آيه 23. 2. همان ، آيه 24. 3. يونس (10) آيه 32.