باسلام و باتشکر از زحمات شما من همیشه عاشق این هستم که بهترین بنده برای خالق هستی باشم ولی نمیدونم چرا وقتی نماز میخونم دوست دارم زودتر نمازم تموم بشه وقتی دعا میخونم هم همین طور و تو زندگی خیلی بیاد مرگ می افتم و ترس خیلی زیادی از این بابت در وجودمه و این شاید بخاطر اینه که کارنامه اعمالم سیاهه اما این فکرها هم تغییری در زندگی و رفتار من به وجود نیاورده و من میخوام یه مومن واقعی باشم من میخوام از مرگ نترسم اگه میشه منو راهنمایی کنید؟ شما واقعا مشگل گشای سوال های منید و رازدار تمام رازهای من شاید اگه کسی منو ببینه بگه این دختر مومنیه ولی شما میدونید که اصلا این طور نیست......

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
خواهر گرامی! البته که ان شاءالله مومن هستید :
اگر قرآن کریم را پیش روی خود باز کنید ،می بینید خداوند کتاب خود را با «بسم الله الرحمن الرحیم»با دو صفت جمالی و رحمت خود آغاز نموده، خبری از صفات جلالی او نیست ؛در بند 19 دعای جوشن کبیر هم آمده: یا من سبقت رحمته غضبه؛ای کسی که رحمتش بر غضبش سبقت دارد.
در دعای کمیل هم می خوانیم: «اللهم انی اسئلک برحمتک التی وسعت کل شیء»رحمتی که همۀ اشیا را در بر گرفته . پس برخورد خدا با مخلوقات از روی رحمت و محبت است .حال که چنین است، چرا بنده از روی دوستی و محبت با خدا رفتار نکند؟ محبتی که منشأ همۀ خیرهاست.
البته محبت بستگی به میزان شناخت دارد، هر چه شناخت بیش تر باشد، محبت هم بیش تر می شود،پس اختلاف مراتب محبت، تابع اختلاف مراتب معرفت است.
از دیدگاه اهل معرفت، زیبایی حقیقی از آن خداوند است ( ان الله جمیل و یحب الجمال ) انسانی که به درک و عظمت زیبایی رسیده باشد، محبت و کشش او بیش از همه است .به همین خاطر در قرآن بیان شده است : و الذین آمنوا اشدّ حباً لله؛كسانى كه ايمان آورده‏اند، به خدا محبت بيش ترى دارند.(1)
حقیقت محبت ، کشش به سوی خداوند است . نشان و علامت آن اطاعت و پیروی از خداوند و دستورات الهی است.
اگر با خداوند دوست شدی و شعله های محبتش را در قلبت شعله ور نمودی، از تمام اعمالت به خصوص نماز لذت می بری. یاد مرگ هم برایت شیرین شده و از آن هراسی نخواهی داشت. در زمرۀ بندگان خاص خدا در آمده و خدا نیز شما را دوست خواهد داشت.
برای اینکه بتوانید به محبت خدا دست پیدا کنید ،راه هایی را معرفی می کنیم:
1- بندگی:
امام سجاد علیه السلام می‌فرماید: «العبودیة جوهرة کنهها ربوبیة؛(2) بندگی گوهری است که باطنش خدایی و خداوندگاری است».
کسی که عبد خدا گشت و مشمول خطاب «یا عبادی؛ای بنده ام» قرار گرفت، بنده شیطان و انسان یا هوای نفس نمی‌شود. پس جاده عشاقی، جادة عبودیت و بندگی است. راه و رسم بندگی آموز تا عاشق شوی. سیر و حرکت زمانی میسّر است که در اثر معرفت و آگاهی بیداری دل حاصل گردد . چراغ ایمان در دل روشن شود. روغن چراغ ایمان، عمل صالح و ترک گناه است.
2- پیروی از پیامبر:
ایمان به خدا، و تنفر و بیزاری از فسق و کفر و گناه در نهاد هر انسانی وجود دارد. وقتی از درون سر برآورد و در عرصة عمل صالح تجلّی پیدا کرد، گل عشق که علامت کمال و رشد یافتگی است، شکوفه می‌زند. عاشق مهجور، چشم به راه پیام معشوق است . به هر چیزی که به معشوق تعلق دارد یا نماینده و پیام رسان او است، عشق می‌ورزد. قرآن کریم می‌فرماید:
«ای پیامبر! به مردم بگو: اگر خدا را دوست می‌دارید(و به او عشق می‌ورزید)، از من پیروی کنید، تا خدا هم شما را دوست داشته باشد. لغزش‌های گذشتة شما را ببخشد که خداوند آمرزنده و مهربان است».(3)
آری محبان خدا، مطیع رهبران الهی هستند. محب خدا نباید انتظار داشته باشد که رهبر الهی از آنان اطاعت کند و دستور بگیرد یا با تحمیل افکار خود برای رسیدن به مقاصد و اهداف مادی به او فشار بیاورد که این کار به زیان مردم است،
انسان هنگامی می‌تواند به اوج ایمان برسد که نیرومند‌ترین علاقة او یعنی محبت به خویشتن را تحت الشعاع محبت به ذات خدا و نمایندگان او قرار دهد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرماید: «سوگند به کسی که جانم در دست او است! هیچ یک از شما به حقیقت ایمان نمی‌رسد مگر زمانی که من نزد او محبوب‌تر از جان و مال و فرزندش و تمام مردم باشم».(4)
3-خود شناسی:
محبت یک میل درونی است که برای ظهور و فعلیت یافتن، مانند همة امیال درونی نیازمند فضایی مناسب است تا پرورش یابد و شکوفه و گل دهد.
محبت ریشه در آفرینش انسان دارد، لیکن تجلی و ظهور آن وابسته به میزان شناختی است که محب از کمال محبوب دارد.
نخستین گام محب شدن و ایجاد محبت به خدا در خود ، داشتن شناخت درست از کمال و جلوه‌های محبوب است. تحصیل شناخت خدا، برای اکثر افراد بدون خودشناسی و شناخت تجلیات خدا میسر نیست.
از این رو خودآگاهی و خودشناسی برترین شناخت‌ها دانسته شده است.
علی علی السلام می‌فرماید: «افضل المعرفة، معرفة الانسان نفسه؛(5) برترین آگاهی و معرفت آن است که انسان نفس خود را بشناسد». علامت این که انسان خودآگاه گشته و خود را شناخته ، خداشناسی او است . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «اعرفکم بنفسه، اعرفکم بربّه؛(6) داناترین شما در خودشناسی، خداشناس‌ترین شما است».
تو که از نفس خود زبون باشی عارف کردگار چون باشی؟!
ای شده در نهاد خود عاجز کی شناسی خدای را؟ هرگز!
5- ترک گناه:
انسانی که می‏خواهد محب خدا شود، باید برای خود بنایی محکم بسازد . این بنا از اجزایی تشکیل می‏شود که عبارت است از: خودشناسی، تحکیم مبانی اعتقادی، مطالعه در مبدأ و معاد، پرهیز کامل از گناهان، توبه بعد از هر گناه، اطاعت از خدا، انجام واجب و ترک حرام مانند:غیبت، دروغ، تهمت، بدزبانی، کینه و دیگر گناهان کبیره. این ها مصالحی هستند که اگر در کنار یکدیگر قرار گیرند، به دژ محکمی تبدیل می‏شوند که جز عشق نامی ندارد . صاحبش میزبان معشوقی به نام خدا که خالق هستی است، خواهد شد. امام صادق علیه السلام فرمود: «قلب حرم خدا است. در حرم خدا غیر خدا را ساکن نکنید».(7)

یاد مرگ :

امام صادق علیه السلام می‌فرماید: «یاد مرگ شهوت‌ها را می‌میراند و ریشه‌های غفلت را از بین می‌برد».(8)
اگر ترس از مرگ به خاطر گناهان است ،گناهان بسیار با توبه و اعمال صالح و جلب رضایت خدا، قابل جبران است. اگر چه هنوز در مرحله جوانی هستید و شاید گناهان بسیار در مورد شما مصداق نداشته باشد، اما برای هر چیز چاره ای اندیشیده شده است.
از خصوصیات یاد مرگ این است که انسان را از خواب غفلت بیدار می کند تا فریب دنیا را نخورد.یاد مرگ آثار تربیتی بسیاری در زندگی انسان ها دارد. شاید در دین مقدس اسلام هیچ عاملی برای جلوگیری از گناه مهم تر از توجه به معاد نباشد.
یاد مرگ موجب کوتاه شدن آرزوهای غیر الهی می گردد.(9)
به نظر می­رسد یک بار دیگر و قبل از هر چیز اعتقاد خود را مرور کرده، جایگاه خود را در عالم پیدا کرده و خدای رحیم و بخشنده و اداره کننده را به درستی بشناسید. در آن صورت شناخت بهتری از خود خواهید داشت. شناخت بهتر از خود، زندگی و معنا و هدف زندگی را برای تان روشن تر و لذت بخش می کند.

نکته:یاد مرگ نباید عامل مخرّب شود . سرور و نشاط زندگی و استفاده از فرصت‌های مطلوب و شایسته را گرفته، آثار منفی بر روح و جان‌تان وارد نماید. به حفظ اعتدال در این مورد باید توجه شود. یاد مرگ را وسیله ای برای به دست آوردن محبت خدا قرار دهید .
عاقبت بخیر و سرافراز باشید!

برای ایجاد حضور قلب و توجّه خاطر، می توانید به کتاب های مربوط از جمله :اسرار الصلاة میرزا جواد آقا ملکی تبریزی،صلاةالخاشعین شهید دستعیب و حضور قلب در نماز ،آقای علی اصغر عزیزی و...مراجعه فرمایید.

پی نوشت ها :

1. بقره(2) آیه 165.
2. مصباح الشریعه، ص7.
3. آل عمران (3) آیه 31.
4. جمعی از نویسندگان، تفسیر نمونه، ج 17، ص 203.
5. محمد رضا مهدوی کنی،‌نقطه‌های آغاز در اخلاق عملی، ص 54 به نقل از فهرست غرر، ص 387، شمارة‌2935.
6. همان.
7. بحار الانوار، ج 67، ص 25، حدیث 27.
8. محمد محمدی ری شهری،میزان الحکمه، ماده موت، ش 19154.انتشارات دارالحدیث،تهران،1375ش.
9.احمد عابدی،فلسفۀ زیارت،انتشارات زائر،قم،1376ش.