آیا می شود نتیجه گرفت که نزدیکی جسمانی و رفت وآمد با صلحا از اسباب فلاح است

پرسشگر گرامی باسلان و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
« إِذْ قَالَتِ الْمَلَئكَةُ يَامَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكلَِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسىَ ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فىِ الدُّنْيَا وَ الاَْخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِين‏؛(1) (به ياد آوريد) هنگامى را كه فرشتگان گفتند: «اى مريم! خداوند تو را به كلمه‏اى [وجود با عظمتى‏] از طرف خودش بشارت مى‏دهد كه نامش «مسيح، عيسى پسر مريم» است ،در حالى كه در اين جهان و جهان ديگر، صاحب شخصيّت خواهد بود و از مقرّبان (الهى) است.»
اين جهان، جهان اسباب است، و خداوند آفرينش را چنان قرار داده كه هر موجودى به دنبال يك سلسله عوامل و اسباب پا به دائره وجود مى‏گذارد، مثلا براى تولد يك فرزند، آميزش جنسى و ازدواج و تركيب" اسپرم" و" اوول" لازم است، بنا بر اين جاى تعجب نيست كه مريم با شنيدن اين بشارت كه به زودى صاحب فرزندى خواهد شد، در شگفتى فرو رود.
خداوند به شگفتى پايان داد و" فرمود: اين گونه خدا هر چه را بخواهد مى‏آفريند.نظام عالم طبيعت مخلوق خدا است و محكوم فرمان او است . هر گاه بخواهد مى‏تواند اين نظام را دگرگون سازد و به وسيله اسباب و عوامل غير عادى
موجوداتى را بيافريند.(2)
حامله شدن حضرت مر یم (س)به حضرت عیسی (ع) از حالت عادی زندگی یعنی تولد خارج است . جزء معجزات الهی و خوارق العاده است . شامل تقرب جسمانی و فیزیکی نمی شود . حضرت مریم(س) بدون همسر فرزندی به نام حضرت عیسی(ع) را به دنیا آورده و این جا تقرب روحی است.
این که منظور از تقرب در مقربین چیست ، باید گفت ،که تقرب به خداى سبحان است . حقيقت آن اين است كه فردى از انسان ها در پيمودن راه به سوي به خدا- راهى كه به حكم آيه:" يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى‏ رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ"(3 )، و به حكم آيه:" أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الْأُمُورُ"(4 )، پيمودنش بر هر انسانى نوشته شده، از ساير انسان ها سبقت بگيرد.
"تقرب" صفتى است براى افرادى از انسان ها.... كه مجاهده نفس دارند و از گناه و معصيت دورند . (5 )
پس مراد از تقرب عيسي ، تقرب روحی و معنوی و فکری است تا از طریق عمل در خشوع و خضوع به مقامات الهی برسد (6)
پی نوشت ها:
1 . آل عمران(3)آیه 45.
2. مكارم شيرازى ، تفسیر نمونه، دارالكتب الإسلامية، چاپ تهران، 1374 ش، نوبت اول، ج‏2، ص 551.
3.رواقعه( 56)، آيه 1- 11.
4. رانشقاق(84 )، آيه 6.
5. علامه طباطبایی، الميزان، ترجمه موسوى همدانى ، انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسين حوزه علميه قم‏، چاپ قم‏، 1374 ش‏، نوبت پنجم‏، ج‏3، ص 306.
6. فضل الله ،تفسير من وحى القرآن‏، دار الملاك للطباعة و النشر، بيروت‏، 1419 ق‏، نوبت دوم‏،ج‏6، ص 17 .