با توجه به اینکه در طلاقی که نزدیکی صورت نگرفته عده لازم نیست پس حتما عده فقط برای بحث بارداری است نه برای موارد دیگر
پرسشگر گرامی، با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز.
معتقد به برخورداري همه دستورات ديني از حكمت ها و علل خاص خود هستيم. اما اين دليل نمي شود كه بتوانيم با تحليل عقلي ، فلسفه اصلي همه احكام يا انحصار تشريع اين دستورات در اين حكمت خاص به دست بياوريم . در نتيجه در مورد محدوده مد نظر شارع در اين احكام اظهار نظر كرده، رعايت برخي از دستورات را در موارد خاصي غيرلزومي بخوانيم .
البته در موارد خاصي نتيجه گيري و استنباط حكم آن گونه كه تحليل نموده ايد اتفاق مي افتد. اما اين امر نيازمند تامل و دقت و بررسي كارشناسان فن است ،نه تحليل هاي جزء نگر و سطحي .
دستورات ديني بر دو گونه است :
1- مستنبط العلة ، که علت حکم در حکم بیان نشده و مجتهد آن را استنباط می کند.
2- منصوص العلة که علت حکم در حکمی که از طرف معصوم بیان می شود ، ذکر شده است.
در مورد احكام مستنبط العلة نمي توان بر اساس قياس و تحليل عقلي يا استحسان ،حكم را محدود در موارد خاص نمود يا آن را به موارد ديگري تعميم داد . اين از نظر تفكر فقهي شيعه كاملا مردود است . اين نوع قياس ها و تحليل هاي عقلاني و استحساني در روايات هم به شدت انكار شده است .(1)
در مورد احكام منصوص العلة اکثر فقهای شیعه رعايت كردن محدوده علت را در لزومي و يا غير لزومي بودن حكم با حفظ برخي شروط صحيح مي دانند، مثلا قياس در آن را حجت مي شمارند. اگر در روایتی آمد که "الخمر حرام لانه مسکر" چون علت حرمت خمر (شراب) مسکریت (مست کنندگی) است، میتوانیم بگوییم هر چیز دیگری هم که مسکر باشد ،حرام است.
اما در مورد عده چنين دليل روشن و قطعي در مورد فلسفه لزوم عدن بيان نشده است تا بگوييم به مجرد يقين به عدم وجود فرزند ، ضرورتي براي عده نگه داشتن زن نيست . اين نوع تحليل عقلاني ،نوعی استنباط شخصي علت حكم است كه نمي تواند حجت شرعي محسوب گردد . به علاوه كه شواهد و قرائن ديگر نادرستي تحليل شما را ثابت مي سازد كه در ادامه آن ها را بيان خواهيم نمود .
اما در مورد فلسفه عده نگه داشتن زن بعد از طلاق بايد گفت:
از آن جا که فروپاشی خانواده، ضربه جبران ناپذیرى بر پیکر اجتماع وارد مىکند، اسلام مقرراتى وضع کرده که تا آخرین مرحله امکان، از گسستن خانواده جلوگیرى به عمل آید يا به نوعي زمينه بازگشت و ترميم مجدد خانواده در آن وجود داشته باشد .
از یک طرف، در روایات، طلاق را «منفورترین حلالها» شمرده (2) و از طرف دیگر، با ارجاع اختلافات زناشویى به دادگاهى که به وسیله بستگان تشکیل مىشود، و فراهم آوردن وسایل آشتى به وسیله نزدیکان طرفین، جلوى این کار گرفته شود:
فَابْعَثوا حَکَماً مِّنْ أهْلِهِ و حَکَماً مِنْ أهْلِها؛(3) از خانواده دختر و پسر قاضى انتخاب کنید و بین آن دو حکم کنید.
در اين ميان یکى از این مقررات که عامل تأخیر طلاق يا منصرف شدن افراد از آن مىگردد، نگاه داشتن عدّه است که مدت آن سه قرء تعیین شده ؛ یعنى سه مرتبه پاک شدن زن از حیض. گاهى در اثر عوامل مختلف، وضعى پیش مىآید که پدید آمدن یک اختلاف جزئى و نزاع کوچک، حس انتقام را چنان شعله ور مىسازد که فروغ عقل و وجدان را خاموش مىکند. غالباً تفرقههاى خانوادگى در همین حالات رخ مىدهد. اما مدتى اندک بعد از کشمکش، زن و مرد به خود آمده، پشیمان مىگردند. این جاست که آیه مورد بحث مىگوید: زن ها باید مدّتى عده نگه دارند . صبر کنند تا این امواج زود گذر بگذرد و ابرهاى تیره نزاع و دشمنى از آسمان زندگى آنان پراکنده شود.
مي توان احتمال داد كه در عده نگاه داشتن، نوعي احترام زندگي قبلي و ايجاد زمينه اي براي آمادگي روحي فرد براي بازگشت به شرايط ايده آل و گسستن تعلقات قبلي و رسيدن به شرايط مطلوب روحي و جسمي براي ورود به زندگي جديد مطرح است. در نتيجه در ازدواج هايي كه رابطه جنسي در آن اتفاق نيفتاده ،اين امور چندان لازم نيست و شارع مقدس دستور به نگه داشتن عده نداده است .
البته مي توان احتمال داد كه یکى دیگر از فلسفههاى «عدّه»، روشن شدن وضع زن از نظر باردارى است . یک بار دیدن عادت ماهیانه، معمولاً دلیل بر عدم باردارى زن است، ولى گاه دیده شده که زن در عین باردارى، عادت ماهیانه را در آغاز حاملگی مىبیند. از این رو، براى رعایت کامل این موضوع دستور داده شده که زن سه بار، عادت ماهیانه ببیند و پاک شود تا به طور یقین، عدم باردارى از شوهر سابق روشن گردد و بتواند مجدداً ازدواج کند.
اما در مقابل نمونه هايي وجود دارد كه نشان مي دهد اين امر يا از فلسفه هاي اصلي عده نيست و يا تنها علت و فلسفه اين حكم محسوب نمي شود، زيرا عده در خصوص وفات هم لحاظ شده ، حتي اگر مدت ها امكان رابطه جنسي بين زوجين وجود نداشت يا در مورد زني كه شوهرش سال هاست غايب شده و مواردي از اين قبيل كه طلاق به طور غيابي و از طرف حاكم شرع جاري مي شود ،باز زن موظف به نگه داشتن عده است . در اين خصوص روايات بسيار متعددي نقل شده است . (4)
پی نوشتها:
1. علامه مجلسي ، بحارالانوار، اسلاميه، تهران ،بي تا ، ج 10، ص 220.
2. ابوالقاسم پاينده ، نهج الفصاحة -مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ، نشر دنياى دانش ، تهران ، 1382 ش ، ص 158.
3. نساء (4) آيه 35.
4. ثقة الاسلام كلينى، الكافي، دار الكتب الإسلامية تهران، 1365 ه ش ، ج 6 ،ص 112 .






