پرسشگر محترم با سلام و تشكر از ارتباطتان با اين مركز؛
اگر در آیه مورد اشاره و دو آیه بعدش توجه کنیم ، جواب سؤال روشن می شود. آیات مورد نظر به شرح زیر است:
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَ جَعَلْنا عَلى‏ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ في‏ آذانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لا يُؤْمِنُوا بِها حَتَّى إِذا جاؤُكَ يُجادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلاَّ أَساطيرُ الْأَوَّلينَ وَ هُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَ يَنْأَوْنَ عَنْهُ وَ إِنْ يُهْلِكُونَ إِلاَّ أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرُونَ وَ لَوْ تَرى‏ إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ فَقالُوا يا لَيْتَنا نُرَدُّ وَ لا نُكَذِّبَ بِآياتِ رَبِّنا وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنينَ؛
پاره‏اى از آن ها به (سخنان) تو، گوش فرامى‏دهند ،ولى بر دل هاى آنان پرده‏ها افكنده‏ايم تا آن را نفهمند و در گوش آن ها، سنگينى قرار داده‏ايم. و ( آن ها به قدرى لجوجند كه) اگر تمام نشانه‏هاى حق را ببينند، ايمان نمى‏آورند تا آن جا كه وقتى به سراغ تو مى‏آيند كه با تو پرخاشگرى كنند، كافران مى‏گويند: «اين ها فقط افسانه‏هاى پيشينيان است!» آن ها ديگران را از آن بازمى‏دارند و خود نيز از آن دورى مى‏كنند. آن ها جز خود را هلاك نمى‏كنند، ولى نمى‏فهمند! كاش (حال آن ها را) هنگامى كه در برابر آتش (دوزخ ) ايستاده‏اند، ببينى! مى‏گويند: اى كاش (بار ديگر، به دنيا) بازگردانده مى‏شديم، و آيات پروردگارمان را تكذيب نمى‏كرديم، و از مؤمنان مى‏بوديم!

دقت در این آیات نشان می دهد که گوش دادن آنان برای فهمیدن و هدایت یافتن نیست، زیرا از قبل بر انکار و تکذیب قرآن مصمم هستند. هر چه آیت و نشانه حق هم بر آنان خوانده و ارائه گردد، ایمان نخواهند آورد، زیرا انکار آنان ناشی از جهل نیست تا با علم یافتن تسلیم شوند، بلکه انکار آنان آگاهانه می باشد.
آنان برای درک و فهمیدن و هدایت یافتن گوش نمی دهند ، خدا هم گوش دل شان را از شنیدن حق کر کرده است. آنان برای مجادله با پیامبر و مسخره کردن آیات و یافتن ایراد به آیات گوش می دهند (1) تا با فهمیدن مضامین آن ها راه مقابله و مبارزه و مجادله را ترسیم کنند و چگونگی دور کردن مردم از آیات قرآن را برنامه ریزی نمایند.
آری اینان با دیدن عذاب آخرت آرزو می کنند که کاش آن وقت برای فهمیدن و هدایت یافتن گوش می دادند، ولی این آرزو دیگر کارساز نیست و آرزویی ناشی از ترس و برای فرار از عذاب است.

پی نوشت :
1. صادقی تهرانی ، البلاغ ، اول ، قم ، 1419 ق ، ص 130.