در خاطرات آقای قرائتی آمده که محقق اردبیلی در خواب می بیند که به او می گویند فردا صبح به مسجد برو و اولین کسی که به مسجد می آید را اکرام کن و فردا سگی به در مسجد می آید و محقق هم اورا بیرون می کند
چند شبی این قضیه اتفاق می افتد و هر بار محقق آن سگ را از مسجد بیرون می کند و می گوید من فقه را که در بیداری و هوشیاری آموخته ام با خواب عوض نمی کنم

این قضیه در مقابل با داستان ابراهیم (علی نبینا وآله و علیه السلام )

پرسشگر گرامی، با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز.
در هر مساله اي بايد از مباني و اصولي كه در علم مربوط به آن مساله به اثبات رسيده است تبعيت نمود.
هر مساله اي كه ما با آن برخورد مي كنيم و در مورد حقيقت آن و چگونگي برخورد با آن دچار مشكل مي شويم ،‌به علمي از علوم عقلي ، يا نقلي يا تجربي و ... ،‌ تعلق دارد. هر كدام از اين علوم نيز براي اثبات گزاره هاي خود و بررسي مسائل خود روشي را طبق مباني و اصول مورد قبول منطقي و علمي ، دنبال مي كنند. بنابراين اگر مساله اي از مسائل خداشناسي مورد سوال باشد، بايد از روش عقلي در اثبات يا نفي آن استفاده كرد. اگر بخواهيم بدانيم كه خدا خالق جهان است، نمي توان از گفته هاي ديگران دليل بر خالق بودن يا نبودن خدا دليل آورد ، بلكه تنها راه چاره ساز در اين مساله آوردن يك دليل عقلي برهاني است. پس نمي توان در پاسخ اين گونه سوالات گفت: چون فلان دانشمند گفته خدا خالق جهان است ،‌ پس ما هم مي گوئيم خدا خالق جهان است و يا چون فلان دانشمند گفته: خدا خالق جهان نيست ،پس ما هم بگوئيم كه خدا خالق جهان نيست.
در علوم ديگر هم بايد از روش خاص همان علوم تبعيت كرد.
همين اصل را در علم احكام و فقه نيز كه به سوال شما مرتبط است ،‌ نيز بايد رعايت كنيم. يعني تبعيت از روش بررسي مسائل فقهي و احكام و تبعيت از مباني و اصول در آن علم.
در علم فقه دو منبع به عنوان منابع اصلي براي استنباط حكم خدا و اين كه ما بدانيم خدا نسبت به چه عملي رضايت دارد و يا ندارد و چه عملي واجب است يا حرام ، مستحب است يا مكروه و يا مباح ؛ وجود دارد .
اين دو منبع عبارتند از :
1- قرآن.
2- روايات پيامبر و اهل بيت عليهم السلام .(1)
هر مسلماني بايد از اين دو منبع حكم خدا را استنباط كند و به آن عمل نمايد. حال اگر شخصي توانست در استنباط حكم خدا از اين منابع با خواندن علوم مختلف تبحر پيدا كند و خودش توانائي فهم حكم خدا را از آيات قرآن و روايات اهل بيت را داشته باشد ، بايد اين كار را به انجام برساند . نمي تواند از ديگران تقليد كند و تبعيت نمايد . اگر كساني نتوانستند به اين مرحله از توانائي علمي برسند ( كه عموم جامعه اين گونه است ) بايد ازمتخصصان اين علوم بهره گرفته و از نظرات كارشناسي آنان تبعيت كرده و اصطلاحا از آن ها تقليد نمايند.
حال اگر سوال يا مشكل و شبهه اي در مورد امري كه مربوط به عمل مسلمانان است ، پيش بيايد، وظيفه اصلي مسلمانان اين است كه به آن منابع يعني قرآن و روايات ، مراجعه كنند . حكم آن امر را از آن منابع استخراج كنند. مجتهدان و كارشناسان علم فقه بايد كار بررسي آيات و روايات را انجام دهند . غير كارشناسان و غير مجتهدان بايد ازنظر كارشناسي مجتهدان تبعيت كنند .
بنا بر اين غير از دو منبع اصلي ( قرآن و روايات ) منبع ديگري براي استنباط حكم خدا نداريم. پس در بررسي يك سوال فقهي و شبهه تكليفي ، بايد به حكمي كه از قرآن و روايات به دست مي آيد ( البته بر اساس روش هاي علمي كه در علم فقه بررسي مي شود ) مراجعه كنيم. خواب و رؤيا و فال بيني و طالع بيني و اموري از اين قبيل ( هر چند كه صحيح هم باشند ،در برخي موارد ) نمي توانند براي يك مسلمان ملاك عمل باشند و فرد عمل خود را طبق آنچه كه در خواب ديده است قرار دهد. مگر آن كه به يقين برسد. يقيني كه هيچ احتمال خلافي در آن ندهد.
بنابراين اگر محقق اردبيلي كه مجتهدي بود از مجتهدان طراز اول زمان خود و عالم اسلام ،‌ در خواب ببيند كه شخصي به او مي گويد : سگ را از مسجد بيرون نكن ، نمي تواند به خواب خود كه امري است غير يقيني و ظني ( هر چند خواب صادقه باشد ) اعتنا كند و طبق آن عمل كند ، چرا كه با روش علمي كه مورد توصيه ائمه عليهم السلام است و آن ها مسلمانان را به اين روش براي فهميدن حكم خدا توصيه كرده و عمل به مفاد آن را خواستار شده اند ،‌ هماهنگی ندارد.مجتهد با بررسي روايات ،‌ به اين حكم رسيده است كه سگ نمي تواند داخل مسجد شود . اگر سگي داخل مسجد شد ، وظيفه مسلمان اين است كه آن را بيرون كند.
محقق اردبيلي در اين مساله مامور است طبق نظر كارشناسي خود كه از آيات و روايات كه منابع اصلي فقه هستند، به دست آمده است ، عمل كند ، نه طبق خوابي كه ديده است. بنا بر اين نكته است كه آن شخص بعد از سه بار تكرار اين خواب و عمل محقق ،‌ به ايشان در خواب مي گويد محقق هستي و شايسته اين عنوان و مقام. چرا كه از روش علمي خود عدول نكرده و طبق توصيه ائمه عليهم السلام تنها از روش مورد قبول علمي در استنباط احكام تبعيت نموده است.
خواب انبيا ، جزو امور يقيني و يكي از راه هاي رسيدن وحي و الهام به آن ها است . در خواب شان شيطان نفوذ نمي كند . علم تعبير هم براي همه آن ها موجود است . مي توانند منظور واقعي از خواب خود را به طور يقيني دريافت كنند ،‌پس حجيت براي عمل دارد. آن ها مامور هستند كه هر چه در خواب به آن ها نشان داده مي شود و نسبت به كاري امر مي شوند ،طبق آن عمل كنند. برخلاف خواب انسان هاي عادي ( هر چند عالم و داراي مقامات معنوي بالا باشند )كه احتمال نفوذ شيطان وجود دارد . احتمال شيطاني بودن و غير صحيح بودن خواب بسيار است . انسان هاي عادي از عمل كردن طبق خواب خود در امور شرعي و احكام ديني منع شده اند.

پي نوشت ها:
1. هر چند كه عقل و اجماع نيز دو منبع ديگر براي استنباط احكام فقهي است لكن دو منبع ذكر شده در متن پاسخ، اصلي ترين منابع مي باشد . مواردي كه مي توان به وسيله عقل به حكم آن ها پي برد، بسيار اندك و كلي هستند . در مقابل دو منبع قرآن و روايات از ارزش علمي كم تري برخوردار است . اجماع نيز بازگشتش به روايات است و منبعي جداي از آن نمي توان به حساب آورد.
ر.ك : مرتضي مطهري ، مجموعه آثار ،‌ نشر صدرا، ج20 ، بخش اصول فقه و فقه؛
شيخ مرتضي انصاري ، فرائدالاصول‌( رسائل ) ،‌ مبحث حجيت قطع.