پرسشگر گرامی باسلان و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
نيز به خاطر بياوريد زمانى را كه گفتيد: «اى موسى! هرگز حاضر نيستيم به يك نوع غذا اكتفا كنيم! از خداى خود بخواه كه از آنچه زمين مى‏روياند، از سبزيجات و خيار و سير و عدس و پيازش، براى ما فراهم سازد.» موسى گفت: «آيا غذاى پست‏تر را به جاى غذاى بهتر انتخاب مى‏كنيد؟! (اكنون كه چنين است، بكوشيد از اين بيابان) در شهرى فرود آئيد زيرا هر چه خواستيد، در آن جا براى شما هست.» (مهر) ذلت و نياز، بر پيشانى آن ها زده شد و باز گرفتار خشم خدايى شدند ،چرا كه آنان نسبت به آيات الهى، كفر مى‏ورزيدند و پيامبران را به ناحق مى‏كشتند. اين ها به خاطر آن بود كه گناهكار و متجاوز بودند».
با توضیحی که در ذیل می آید، خطاب توهین آمیز هم فهمیده می شود :
تنوع‏طلبى جزء طبيعت انسان است، تنوع از لوازم زندگى و جزء خواسته‏هاى بشر است، كاملا طبيعى است كه انسان پس از مدتى از غذاى يك نواخت خسته شود، اين كار خلافى نيست، ولی بنى اسرائيل با درخواست تنوع مورد سرزنش قرار گرفتند، چون در زندگى بشر حقايقى وجود دارد كه اساس زندگى او را تشكيل مى‏دهد و نبايد فداى خور و خواب و لذائذ متنوع گردد.
زمان هايى پيش مى‏آيد كه توجه به اين امور، انسان را از هدف اصلى، از ايمان و پاكى و تقوى از آزادگى و حريت باز مى‏دارد، در اين جا است كه بايد به همه آن ها پشت پا بزند.
تنوع‏طلبى در حقيقت دام بزرگى است از سوى استعمارگران ديروز و امروز كه با استفاده از آن، افراد آزاده را چنان اسير انواع غذاها و لباس ها و مركب ها و مسكن ها مى‏كنند كه خويشتن خويش را به كلى به دست فراموشى بسپارند و حلقه اسارت آن ها را بر گردن نهند . جمله ای که به آن اشاره کردید، گویای این مطلب است :
فَادْعُ لَنا رَبَّكَ يُخْرِجْ ...؛ از خدا بخواه براى ما بيرون آورد، آنچه زمين مي روياند مانند سبزى و خيار و گندم و عدس و پياز و سيب.(1 )
سبب اين درخواست به عقيده قتاده اين است كه بنى اسرائيل در بيابان بودند و ابر بر سر آن ها سايه انداخت و منّ و سلوى بر ايشان نازل مي شد. از اين يك نواختى زندگى خسته شدند و به ياد زندگى خود در مصر افتادند . از موسى(ع) خواستند كه به همان وضع باز گردند. خداوند در جواب اين خواهش( سرزنش) آنان فرمود كه به مصر فرود آئيد كه در آن جا آنچه مي خواهيد مهيا است‏.(2)
از کل آیه فهمیده می شود كه آن ها به دو جهت گرفتار خوارى و ذلت شدند:
يك، براى كفر و سرپيچى از دستورات خدا، و انحراف از توحيد به سوى شرك.
ديگر اينكه، مردان حق و فرستادگان خدا را مى‏كشتند. سنگدلى و قساوت و بى اعتنايى به قوانين الهى، بلكه تمام قوانين انسانى كه حتى امروز نيز به روشنى در ميان گروهى از يهود ادامه دارد، مايه آن ذلت و بدبختى شد.(3)
نگفتند از خداي مان بخواه؛ گفتند از خدايت بخواه! با اين بيان مي خواستند بفهمانند كه خداي تو را قبول نداريم .
پی نوشت:
1.مکارم شیرازی ، تفسير نمونه،چاپ تهران، دار الكتب الإسلامية،نوبت اول، 1374 ش، ج‏1، ص 279.
2.علامه طبرسی،مجمع البيان في تفسير القرآن، انتشارات فراهانى،‏چاپ تهران،‏ 1360 ش،‏نوبت اول، ج‏1، ص 19؛ تفسير نمونه، ج‏1، ص 281.