من محمد 17 ساله از مازندران.من مشکل خانوادگی دارم.پدرم جنگی و موجی ومن افتخار میکنم پدرم جنگ رفته و حتی شیمیایی شده من با این ها مشکل ندارم ولی موج پدرم زندگی همه ی ما رو از بین داره میبره و همین ور تو مشکل خود دست و پا میزنیم ولی فرو تر میریم من 17 سالمه ولی زیر کمربند پدرم سیاه میشم ولی تحمل میکنم ولی تحمل اینو ندارم رو سر مادرم برادرم حتی خواهرم که پات بهماست رحم نمیکنه من دیگه نمی دونم به چه دری بزنم ولی میدونم خدا گفته و بل والدین احسانا درست ولی حقوق فرزند چی.از خیلی سال ها به ما میگه من که بازبون خوس با شما حرف زدم چرا تربیت نشدین ولب به جز کتک من به شخصه چیزی ندارم.دلم خیلی خون نمیدونم کی خالی شم و اگه به خوام مشکلات زندگیمو بگم فکر کنم حتی اسمون هم نتونه تحمل کنه ازشما خواهشمندم یه فکری یه نظری یه راهی به من بیچاره نشون بدید.با تشکر
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
از اینکه فهم و درك بالايي نسبت به مشكل پدرتان داريد ،خوشحاليم و به شما تبريك مي گوئيم.
برای اینکه بتوانید با وضعیت موجود کنار آمده و راحت تر برخورد نمائید ،توصیه هایی خدمت تان عرض می شود.
فقط شما نیستید که گرفتار آزار و اذیت در زندگی دنیوی هستید؛ زیرا خاصیت دنیا چنین است که اهل خود را گرفتار و به سختی مبتلا می کند.
امیر مؤمنان علی - علیه السلام - در معرفی دنیا می فرماید:
«دَارٌ بالْبَلَاءِ مَحْفُوفَة؛ (1) دنیا، خانه ای است که به بلا پیچیده شده است».
در جای دیگری می فرماید: «الدُّنْيَا دَارُ الْمِحْنَة؛ (2) دنيا، خانۀ رنج و محنت است». به همین جهت، هر انسانی در دنیا به طریقی گرفتار رنج وغم و بلا است؛ یکی به واسطه فقر مادی، دیگری به جهت مریضی و یکی هم به واسطه آزار و اذیت دیگران و... .
تمام گرفتاری ها موجب رشد و نیل انسان به مقامات معنوی و بالا رفتن درجه او نزد خداوند متعال می شود؛ زیرا
آزمایش های الهی برای آزمودن انسان است که در واقع، بهانه ای است برای خداوند، که از خطاهای بندگانش بگذرد و به آنان پاداش عنایت نماید و لطف خود را شامل حال آن ها نماید.
1- پدر شما، یک فرد عادی نیست. با جهاد در راه خدا ،گرفتار بیماری شده که باید آن را تا آخر عمرش تحمل نموده و با آن دست و پنجه نرم نماید.چه بسا اگر گرفتار موج و مواد شیمیایی نمی شد، انسان خوش اخلاق و جزء بهترین ها بود. بداخلاقی هایش را به حساب بیماری اش بگذارید تا تحمل آن ، برای تان آسان تر باشد.
2- سعی کنید در مقابل پدر، کاری که باعث ناراحتی و عصبانی شدن او می شود ،انجام ندهید .
3-اگر درخواستی از شما داشت ،بدون اینکه ناراحتی نشان بدهید ،حرفش را گوش داده و درخواستش را انجام بدهید.
4- در مواقعی که حالت عادی ندارد ، سعی کنید از او فاصله بگیرید و مواظب برادر و خواهر خود نیز باشید.
5-چون پدر شما در راه خدا گرفتار مشکل شده ، هم او، هم خانواده اش با تحمل کردن او، سزاوار پاداش و ثواب بی شمار خداوند هستید.
خداوند حقوق متقابلی را بر عهده والدین و فرزندان قرار داده که هر دو باید حقوق را محترم شمرده و به آن عمل نمایند.
از جمله حقوق فرزند بر پدر این است که:نام نیکو بر او بگذارند . قرآن را به او بیاموزد . او را پاکیزه بپرورد .به او شنا بیاموزد.(3)
امام صادق علیه السلام می فرماید:رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:خدا رحمت کند پدر و مادری را که فرزندان را به نیکی کردن به خود یاری کنند؛سؤال شد: چگونه یاری کنند؟ فرمود:کارهایی را که می تواند انجام دهد، از او بپذیرند و آنچه را از عهدۀ او برنمی آید، از او نخواهند. او را به بدی متهم نکنند و با او بدرفتاری نکنند.(4)
از آیاتی که وظیفه پدر و مادر را نسبت به فرزندان بیان می کند، دستوراتی است که به پدران و مادران داده شده، از جمله آیات زیر:
وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاة ؛(5)
اهل خانواده را به نماز امر کن.
وَ كانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ؛ (6)
اهل خود را به نماز و زکات امر می کرد.
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَة؛(7)
ای کسانی که ایمان آورده اید! خود و خانواده را از آتشی که هیزمش مردم و سنگ ها هستند، حفظ کنید.
در قرآن کریم به موارد زیادی از حقوق فرزندان اشاره شده است :
1 - شیر خوردن از مادر یا دایه .(8)
2 - نگهداری توسط والدین (9).
3 - نکشتن آنان .(10)
4 - ضرر نزدن به آنان .(11)
5 - حق ارث .(12)
بیش تر، حقوق فرزندان بر پدر و مادر در روایات آمده. یکی از دعاهای صحیفه سجادیه(دعای 25) در ارتباط با فرزندان است.
شانه خالی کردن دیگران از زیر بار مسئولیت، دلیل نمی شود تا وظایف مان را ترک کرده و بی اعتنا به آن باشیم. به همین جهت، اگر پدر و مادر به هر دلیلی، کوتاهی در وظیفه خود نسبت به فرزند نمایند، فرزند نباید بی اعتنا به وظایفش باشد. در مورد شما،بی اعتنایی پدرتان ،شاید به خاطر مشکلش باشد.
احسان به پدر و مادر، از شریف ترین سعادت ها و برترین اعمال است. در آيات و احادیث بسياری، امر و ترغيب به آن شده است. حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - فرمود:
«نيكويى به پدر و مادر، با فضیلت تر است از نماز و روزه و حج و عمره و جهاد در راه خدا».(13)
متذکر چند نکته می شوم:
1. هر کس در قیامت نتیجه عمل خویش را خواهد دید. پدر شما نیز از این امر مستثنا نیست.
2.شاید از رفتار پدرتان ،هیچ کس به اندازۀ خودش ناراحت ونگران نباشد. مراعات حالش را بنمایید.
3. از این که در مقابل بدرفتاری پدر مجبور به احسان و نیکی هستید، ناراحت نباشید؛ زیرا علاوه بر پاداش صابران، شایسته ثواب ها و نعمت هایی هستید که خداوند به نیکی کنندگان به والدین عطا می نماید.
4. فراموش نکنید که با احسان و نیکی به پدر و تحمل آزار و اذیتش، در واقع، خداوند متعال را اطاعت می کنید. جزء بندگان خوب خدا خواهید شد.
5. امید داشته باشید که از دوستان خداوند هستید و مشکلات، عامل رشد شما است؛ زیرا:
اگر با دیگرانش بود میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی
6.با توجه به سن شما، چند وقت دیگر برای ادامۀ تحصیل یا خدمت سربازی (اگر به خاطر جانبازی پدرتان معاف نباشید؛که البته معافیت، می تواند هدیۀ پدر ،به شما باشد)از خانواده فاصله گرفته ؛ می توانید با خیال راحت تر به زندگی خود برسید ؛بعد از آن هم ان شاءالله با انتخاب صحیح ،همسر اختیار نموده و سر زندگی خود می روی و از تجربیات زندگی خود، برای تربیت فرزند سالم استفاده می نمائی.
7.احتمال می دهیم بدرفتاری پدر شما، به خاطر دختری باشد که برای ازدواج انتخاب نموده ای ،که در این صورت، خوب است به توصیه های مشاوران ما،فکر کرده و دقت بیش تری داشته باشی.
چگونه در شانزده،هفده سالگی فوق دیپلم گرفته اید؟ اگر چنین است ،حتماً فکر و خیال تان آسوده است که ارتقائی مدرک اخذ نموده اید.اگر امکان داشت ،در نامه های بعد برای مان توضیح بدهید.(شاید اشتباهی صورت گرفته باشد).
در پایان سفارش می کنیم: یک بار دیگر، به جواب دو نامه ای که در مهر ماه 89 ارسال نموده ایم ،رجوع کرده و با دقت بیش تری مطالعه نمایید و به کار ببندید.
می توانید با گرفتن مشاوره و بالا بردن مهارت خود، به نوعی عمل کنید که زندگی برای تان سخت نباشد . با شماره تلفن 09640 (بدون کد) تماس بگیرید . با مشاوران ما در بخش تلفنی جزئیات مسائل خود را در میان بگذارید، تا شما را در چگونگی رفتار و برخورد با پدر راهنمایی کنند.
پی نوشت ها:
1. سید رضی، نهج البلاغه، خطبه 226، ص 348.
2. آقا جمال الدين خوانسارى، شرح بر غرر الحكم، ج 1، ص 276.
3.عبدالله شبّر،اخلاق،ص198،ترجمه محمد رضا جباران،انتشارات هجرت،قم،1378ش.
4.همان،ص197.
5. طه(20)آیه132.
6. مریم(19)آیه55 .
7. تحریم(66)آیه6.
8. بقره(2)آیه 233 .
9. همان.
10. اسراء(17)آیه 31 .
11. بقره،آیه 233 .
12. نساء(4)آیه 11 .
13. سید جلال الدین مجتبوی، علم اخلاق اسلامى (ترجمه جامع السعادات)، ج 2، ص 353، انتشارات حکمت، تهران، 1377ش.






