سلام
من پارسال مدام گناهی رو مرتکب میشدم که هر چی سعی میکردم کنار بذارم نمیشد خواستم به خودم سخت بگیرم که دیگه انجام ندم با خدا عهد کردم که اگه تا سه سال دیگه این گناه رو مرتکب نشدم آرزوی منو (که خیلی هم برام مهمه )براورده کنه اگه مرتکب شدم مورد لعن و نفرینش باشم تو دنیا و آخرت و خلاف آرزوم هم برام پیش بیاد. الان بعد از یک سال من دوباره مرتکب اون گناه شدم ولی پشیمونم چیکار کنم که خدا عهدمونو نادیده بگیره . نمی خوام خدا بر طبق عهدمون منو مورد لعن قرار بده یا بر خلاف آرزوم برام پیش بیاره آخه کل زندگیم نابود میشه لطفا بگید چیکار کنم.خیلی عذاب وجدان دارم چیکار کنم که مطمئن بشم خدا این عهد رو نادیده گرفته.
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
غرق گنه نا امید مشو ز دربار ما که عفو کردن بود در همه دم کار ما
توبه شکستی بیا ،هر آن چه هستی بیا امیدواری بجو ز نام غفار ما
در آغاز توجه به چند نکته لازم است. شاید تأمل و تعمق در این موارد، موجب بیداری گردد و در حل مشکل شما کمک نماید.
نکته اول:
خدا بنده مؤمنش را دوست دارد. از این رو دعاها و حاجاتی را اجابت می کند که برای بنده اش خیر و منفعت داشته باشد، اما گاهی انسان کاری را پیگیری می کند و با همه تلاشی که انجام می دهد، موفق نمی شود و به هدف خویش نمی رسد؛ مثلاً تصمیم جدی می گیرد که در فلان روز یا ساعت معینی در فلان مکان یا مجلس حضور داشته باشد، ولی هر چه سعی میکند، توفیق پیدا نمیکند. ممکن است برای لحظات یا روزهایی از این جهت ناراحت شود، اما بعدها شکر خدا می کند که خوب شد فلان کار برایم پیش آمد و من اصلا به آن سمت و سو حرکت نکردم؛ چون به دلیل فلان مانع اصلاً نمی توانستم به مقصد برسم، یا ممکن بود فلان حادثه برایم پیش بیاید، و یا آن مکان و مجلس باب میل و شأن و شخصیت من نبود.
به همین صورت، چه بسا اتفاق می افتد که معامله ای ، جور شدن کاری یا فراهم شدن مقدمات وصلت و ازدواج با کسی را ما به خیر و صلاح خود می پنداشتیم، ولی بعد از مدتی متوجه می شویم که به نفع ما نبوده است، یا بر عکس.
ما انسان ها از آن جایی که از غیب و سرانجام کارها بی اطلاع هستیم، خیلی اوقات کارها یا برآورده شدن حاجاتی را صد در صد به نفع خود می دانیم، در حالی که واقع امر این گونه نیست. گاهی نیز سختی ها، مصیبت ها و مشکلاتی را صد در صد به ضرر خود می پنداریم و حال آن که آنچه خداوند می داند و برای ما مقرر کرده، به ضرر ما نیست. قرآن کریم می فرماید:
«و عسی أن تکرهوا شیئا و هو خیر لکم و عسی أن تحبوا شیئا و هو شرّلکم»؛ (1) یعنی چه بسا چیزی را شما بد و ناگوار بدانید، در حالی که خیر شما در آن است و یا چیزی را دوست داشته باشید، اما واقع امر این است که آن چیز به ضرر شما است.
خداوند چون خیر و صلاح واقعی بنده اش را می خواهد، حاجت هایی را که به ضرر بنده اش می باشد، اجابت نمی کند؛ ولی بنده از روی بی اطلاعی خیال می کند خدا به خواسته هایش توجه ندارد.
نکته دوم:
گاهی اصل دعا استجابت می شود، اما یا زمان مناسبش فرا نرسیده ،یا خداوند عمدا زمانش را تأخیر انداخته تا بنده اش خیر و منفعت بیشتری از آن ببیند، یا چون خواسته اش به ضرر او بوده خداوند آن را تبدیل کرده و بهتر از آن را به او داده ولی بنده به آن توجه ندارد .
امیر مؤمنان(ع) می فرماید: «دیر اجابت نمودن خدا، تو را ناامید نکند که همانا بخشش، بسته به مقدار درخواست است. چه بسا در اجابت دعای تو تأخیر رخ دهد تا درخواست تو طولانی تر گردد و بخشش خدا کامل تر شود. چه بسا چیزی را خواسته ای آن را به تو نداده، اما بهتر از آن را در این دنیا یا آن دنیا به تو داده است و یا خیر و صلاح واقعی شما آن بوده که آن را از شما باز دارد. چه بسا چیزی را طلب نمودی که اگر به تو می داد، تباهی دین یا تباهی و ناراحتی های دنیای خود را در آن می دیدی». (2)
نکته سوم:
گاهی دعا اجابت می شود، اما خواسته انسان بر آورده نمی شود؛ زیرا آنچه خداوند در عوض دعا برای بنده اش در نظر گرفته و می خواهد آن را در آخرت به بنده خود عطا کند، بسیار برتر از آن چیزهایی است که انسان از خدا خواسته است.
بنابراین، اگر کسی بداند خداوند در عوض عدم اجابت دعا، چه پاداشی برای او در آخرت در نظر گرفته است، هرگز ناامید نمی شود. امام صادق(ع) می فرماید: «روز قیامت خداوند می فرماید: ای بنده من! مرا خواندی و اجابتت را به تأخیر انداختم. اکنون ثواب و پاداش تو چنین و چنان است. پس مؤمن آرزو می کند که ای کاش هیچ دعایی از او در دنیا اجابت نمی شد، برای آن ثواب و پاداش نیکی که می بیند». (3)
نکته چهارم:
از روایات استفاده می شود که هیچ دعایی بی اثر نیست و هر دعایی در دنیا و آخرت تأثیر مناسب خود را دارد. پس در واقع هر دعایی به اجابت می رسد، اما گونه های اجابت آن مختلف است.
امام سجاد(ع) می فرماید: «دعای مؤمن، یکی از سه فایده را دارد:
یا برای او ذخیره می گردد تا در آخرت بهتر از آن چه در دنیا طلب کرده بود، به او داده شود، یا در دنیا برآورده می شود و یا بلایی را که می خواست در دنیا به او برسد، از وی دور می کند». (4)
========================
بنا بر این اولا - خداوند در توبه و بازگشت را به روی همه بندگانش باز گذاشته و توبه آنان را می پذیرد ، گناهان آنان را می بخشد،
توبه که به معنی پشیمانی واقعی از معصیت است، نه تنها موجب بخشش و آمرزش گناهان می شود ، بلکه صفحه قلب را از آلودگی و سیاهی حاصل از گناه ، پاک می کند . تیرگی را مبدّل به روشنایی میسازد . توبه کننده را دوست و محبوب خدا می کند. البته به شرط آن که توبه حقیقی باشد؛ یعنی انسان از عمق دل توبه کرده باشد و تصمیم جدی بر ترک گناه برای همیشه داشته باشد .
دوم - در صورت توبه حقیقی خداوند گناه عهد شکنی های شما را مورد عفو و بخشش قرار می دهد . لعن و نفرین را بر می دارد . به جایش در های رحمت و محبت خود را به روی تان می گشاید. اگر آرزوهایت به خیر و مصلحتت باشد ، به تو عنایت می کند . اگر دیدی به آرزوهایت نرسیدی ،یقین بدان که خیر و صلاحت در رسیدن به آن نبود . پس در هر حال - چه به آرزوهایت برسی یا نرسی- شکر او را به جا آور، زیرا او جز خیر و خوبی به بندگانش نمی رساند.
سوم - سعی کن خدایی که این قدر به بنده اش مهربان است، او را بیش تر بشناسی. با او رابطه بهتر و نزدیک تری داشته باشی . گاهی در روز یا شب به ویژه هنگام سحر با او خلوت کن . با او راز و نیاز کن ، از او آمرزش و هدایت و توفیق بندگی خالصانه بخواه.
عزیز گرامی ! یکی از بزرگ ترین نعمت هایی که خداوند به شما داده، این است که تو را با خودش آشنا کرده است . خود را به تو نزدیک ساخته ، محبتش را در دلت گذاشته است . اگر این کار را نکرده بود، هیچ وقت شما برای گناه کردن و عهد شکنی این قدر ناراحت نمی شدی . ناراحتی درونی و دغدغه گناهی که در شما است ،نشانه این است که هنوز خدا تو را دوست دارد . چتر محبت خود را از سرت بر نداشته است . پس آن را غنیمت بشمار . مپندار که این چتر و سایه محبت همیشه خواهد بود. پس یک بار و برای همیشه بیا تصمیم جدی و شجاعانه بگیر آن گناه و هر گناه دیگری را کنار بگذاری . ترك گناه را در قبال برآورده شدن حاجات قرار نده.
موفق باشی
پینوشتها:
1. بقره (2) آیه 216.
2. نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام، نامه 31.
3. ثقة الاسلام کلینی، اصول کافی، دار الکتب الاسلامیة، طهران، 1365 ه ش، ج 4، ص 247.
4. الحسن بن شعبه الحرانی، تحف العقول، مؤسسة النشر الاسلامی، قم، 1404 ه ق، ص 2.2.






