با سلام میخواستم فرق تجربه دینی باتجلی شخصیت باطنی را بدانم
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
در ابتدا بايد مفهو م تجربه ديني روشن گردد. گرچه تجربه انواع مختلفي دارد؛ از جمله تجربه شهودی يا ذوقي است، مانند شناخت زيبايي. و ديگر، تجربه ديني است، مانند وحي و الهام؛ ولي بايد توجه داشت كه تجربه ديني، غير از تجربه هاي متعارف است. متعلق تجربه ديني، موجود يا حضوري ما فوق طبيعي، يا مرتبط با ماوراي طبيعت يا حقيقت نمايي است؛ مثلا تجربه خداوند يا تجلي او در چيزي يا شخصي مانند مسيح يا مريم، يا ديدن فر شته يا سخن گفتن با او و مانند آن.
بنابراين، تجربه ديني اگرچه شباهت هايي با تجربه عرفاني دارد، ولي هر تجربه عرفاني را نمي توان تجربه ديني تلقي نمود؛ چون تجربه عرفاني ممكن است در پي رياضت و تهذيب نفس، نصيب كسي بشود؛ ولي تجربه ديني به مفهوم وحي و الهام، از ماوراي عالم طبيعت و از رهگذر مشاهده و يا صداي فرشته حاصل مي شود و خود انسان در آن مسئله، تنها نقش گيرنده و دريافت كننده را دارد؛ ولي در تجربه عرفاني، نقش انسان بيش تر از اين است و به نوعي ممكن است درك و شهود باطني و معرفتي فطري انسان تجلي نمايد. (1)
بنابراين، گرچه ممكن است تجربه عرفاني را نوعي تجلي شخصيت باطني تلقي نموده، ولي تجربه ديني به مفهوم درست آن كه از سنخ دريافت وحي و الهام است، كاملاً با آنچه احياناً به تجلي شخصيت باطني خوانده مي شود، متفاوت است؛ چون در مسئله تجلي باطني، تجربه معرفتي در محدوده وجود تجربه گر مطرح است و اوست كه از شهود باطني و قلبي خود به عنوان يك تجربه معنويي خبر مي دهد؛ در حالي كه در تجربه ديني به مفهوم دريافت وحي و الهام و يا مشاهده فرشته و مانند آن، از فراسوي عالم طبيعت - چه رسد به باطن خود تجربه گر - خبر داده مي شود. از همين روست كه پيامبر بدون دريافت وحي چيزي نمي فرمود و آنچه داشت، در پي دريافت وحي بود. البته بايد توجه داشت كه تجربه ديني به مفهوم ناصواب آن كه در گفتمان علمي معاصر متداول شده، غير از وحي و الهام است كه در آمو زه هاي ديني مطرح است كه تجربه ديني بدين معنا، اطلاقش بر مسئله وحي و الهام نادرست است؛ چون دريافت وحي و الهام اساساً از باب تجربه نيست؛ بلكه از مقوله دريافت حقايق فرا طبيعي است كه در تجربه آدمي در نمي آيد. (2) در نتيجه، تجربه ديني به اين مفهوم، نوعي از تجربه عرفاني و شبيه آن است و اشتراكات بسياري با آن دارد و اساساً تعبير ديگري از تجربه عرفاني است. (3) تجربه ديني بدين معنا، ممكن است تفاوت چندانی با تجلي شخصيت باطني نداشته با شد و در واقع، تجربه عرفاني، تجربه ديني و تجلي باطني شخصيت، تعبيراتي است که ناظر به اين پديده معرفتي بیان می گردد.
پي نوشت ها:
1. هادي صادقي، درآمدي بر كلام جديد، ص 130، نشر طه، قم، 1383ش.
2. محمد امين صادقي، جلوهاي قرآني در نگاه امام خميني، ص20، نشر مؤسسه آثار امام، 1388ش.
3. هادي صادقي، درآمدی بر كلا م جديد، ص 130، نشر پيشين.






