سلام
اینکه خدا به هر کسی یه شخصیتی داده ساکت ، بد اخلاق ، پر حرف .....این شخصیت در انسان ثابت هست ؟ اگه سعی در تغییر ان انجام بدیم یعنی برخلاف میل خدا عمل کردیم ؟
اگه غیر از این باشه یعنی برخلاف خدا نباشه از کجا بفهمیم که خدا داره کمکمون می کنه ( منظورم عوض شدن شخصیته) ولی زمان که می گذره همینطور با همون شخصیت باقی می مونیم با اینکه خیلی ام تلاش کنیم ...اصلا اگه یه نفر به شخصیتی که داره اعتراض داشته باشه این میشه اعتراض به خدا یا نه ؟؟

با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز.
پاسخ در سه محور ارایه می شود:
الف_ صفات و سجایای اخلاقی و ملکات نفسانی انسان بیش تر اکتسابی است تا ذاتی، و از راه مجاهده و کوشش و تحمل مشکلات ساخته می شود. "دانشمندان اسلامی می‌گویند: اخلاق عبارت از ملکات و صفاتی است که برای انسان، بر اثر تکرار و عمل یا وراثت یا فطرت حاصل می شود . شخصیت و منش او را تشکیل می دهد . در گفتار و افکار او اثر خوب یا بد دارد".(1)
شخصیت انسان و منش و رفتارهای او متأثر از سه عامل است:
یکی صفات و راثتی است که از طریق ژن ها انتقال می یابد.
دوم فطرت کمال جو و تعالی طلب است که به صورت استعدادهای بالقوه در درون انسان نهفته است. زمان و شکل و صورت فعلیت و چگونگی شکوفایی آن به "اختیار و انتخاب" انسان بستگی دارد.
سوم، کاری (افعال و اقوال) یا حالت و صفتی که به دلیل تکرار و تمرین بسیار، به حالت "عادت و ملکه" در آید و در نهاد انسان تثبیت و مستقر گردد . از این عامل، گاهی به "سرشت ثانوی"‌تعبیر می شود.
شخصی که یک یا چند بار بذل و بخشش دارد، بخشنده نیست. صفت بخشندگی و سخاوت وقتی یک صفت اخلاقی شمرده می شود که به علت تکرار و تمرین، به "عادت و ملکه" تبدیل شود، به گونه ای که بدون فکر و تأمل به بذل و بخشش مبادرت ورزد. همین گونه است صفات مذموم و زشت اخلاقی که بر اثر تکرار و تمرین به شکل عادت در می آید، بنابراین از عوامل سه گانة سازندة شخصیت انسان و تأثیر گذار در اخلاق، که دو عامل به "اختیار و انتخاب"‌بر می گردد.
صفات و خُلقیاتی که به شکل "ملکه و عادت" در آمده، بدون فکر و محاسبه عمل می کند و از کنترل و اختیار انسان خارج است؟
پاسخ: اوّلاً، از ابتدا می توانسته به آن افعال و حالات عادت کند یا نکند، یعنی به واسطة انتخاب عمل و تکرار آن، به صورت ملکه شده به آن عادت کرده است.
از ابتدا اختیار و انتخاب با خودش بوده، چنان که افراد معتاد، به اختیار خویش راهی را بر می گزیند که به تدریج به عادت و اعتیاد منتهی می شود.
حتی پس از عادت و ملکه شدن چنان نیست که فعل یا صفت از حیطة قدرت و اختیار آدمی بیرون رفته باشد، بلکه هر زمان که بخواهد، می‌تواند جلو آن را بگیرد.
امیرالمؤمنین(ع) بر ترک عادات تأکیده کرده و فرموده: "غالبوا أنفسکم علی ترک العادات و جاهدوا أهوائکم تملکوها؛ با ترک عادات، بر نفس خویش غلبه کنید . با خواهش های دل مبارزه نمایید، تا بر آن مسلط گردید" . از سوی دیگر، غلبة بر عادت را بر‌ترین عبادت دانسته است: "أفضل العبادة، غلبة العادة".(2)
چگونگی شکل گیری اخلاق و سجایای اخلاقی انسان، به اختیار و انتخاب وی بستگی دارد، بلکه خُلق و خوی ثابت و نهادینه شدة انسان (حتی صفاتی را که از راه وراثت انتقال یافته)را می توان متغیر و متحول ساخت، اگر چه تغییر و تحوّل این گروه از صفات با دشواری و سختی زیادی همراه است. تهذیب اخلاق و اصلاح آن امری است نیازمند به اراده ای قوی و تصمیم جدی و تکرار و تمرین پیوسته و تدریجی.
عمل اختیاری و کسب فضایل نفسانی و طرد رذایل از درون و نفس، هر چه سخت تر باشد، در پاداش اُخروی و محکم شدن آن صفات که به سختی و کوشش به دست آورده، مؤثر است.

ب_ رابطه سجایای اخلاقی انسان با خواست و اراده الهی :
انسان موجودی است صاحب اختیار و اراده، به گونه ای که در انجام اعمال و نیز نوع تصمیم‌ گیری هایش در زندگی، همواره خود را بر سرراه های مختلف می بیند. اگر یک سری موانع و عوامل اجبار کننده خارجی وجود نداشته باشد، در خود هیچ اجباری در نوع تصمیم گیری و انتخاب راه و روش زندگی نمی بیند. آزادی و اختیار برای هر انسان عاقلی قابل درک است. آیات قرآن کریم پر است از دلائل اختیار و آزادی انسان. اصولاً امتیاز انسان از سایر جانداران، همین مسأله مهم است.
با توجه به این اصل، مجموعه تلاش ها و رفتارهای مادی و معنوی انسان، در راه تحقق آرمان ها و اهدافش، در نوع سرنوشت و تقدیر او بی تأثیر نیست. در واقع عامل سازنده در سرنوشت انسان، دگرگونی هایی است که هر کس در روش و اخلاق و فکر و اعمال خود، با اراده خویش به وجود می آورد. (3)
برای رسیدن به یک هدف مشخص، عوامل مادی و معنوی دخالت دارند. عوامل مادی رفتارهای ظاهری، و فراهم کردن اسباب و علل مادی، در جهت تحقق هدف مورد نظر است.
عوامل معنوی، یک سری نگرش های درونی و اخلاقی خود فرد است. کسانی که در طول زندگی، علاوه بر تلاش های مادی، از تلاش های معنوی نیز در جهت خودسازی و درک و دریافت سجایای اخلاقی و فضایل انسانی، رویگردان نیستند، در همه حال خدا را ناظر اعمال خویش می بینند. رضایت او را می طلبند. خداوند هم آن ها را تحت حمایت خود قرار می دهد. یاری شان می کند. از این رو اموری چون دعا و ذکر، صدقات، احسان ها، توکل به خدا، دفاع از حق ، پرهیزگاری و عمل به واجبات و مستحبات، بی تأثیر در زندگی و سرنوشت و تقدیر انسان نیستند.‍(4)
با توجه به مطالب یاد شده به دست آمد که اولا تلاش برای تغییر سجایای اخلاقی هرگز به معنای عمل بر خلاف اراده و قضا و قدر الهی که پرسشگر محترم از آن به میل خدا یاد نموده نیست .
دوم: خدا وند به ما اختیار داده و در آموز ه های وحیانی از ما خواسته که در جهت اعمال نیک و اخلاق پسندیده حرکت نماییم که نشانه آن است خدا کمک نموده جهت اصلاح سجایای اخلاقی و رفتاری و گفتاری سیر کنیم .
سوم: اگر بعد از مدتی تلاش، تغییری در اخلاق بد ما به وجود نیامد، دلیل بر عدم کمک الهی نیست، بلکه باید دید علت چیست که به رغم سعی و تلاش اخلاق فرد اصلاح نشده است ؟ اعتراض و اعراض بر اخلاق نکوهیده و تلاش برای اصلاح آن نه تنها اعتراض بر خدا نیست، بلکه حرکت در مسیر الهی و عمل به آموزه های متعالی اوست .
ج_ از این که خداوند انبیا و فرستادگانش را برای اصلاح و تربیت انسان ها فرستاده و آنان با تمام توان در جهت هدایت بشر تلاش کرده اند ، معلوم می شود که تغییر در همه ساحات زندگی و از وضع نا مطلوب به سوی وضع مطلوب رفتن، نه تنها با خواست و اراده خدا ناسازگار نیست ، بلکه بسیار مورد پسند اوست . به این ترتیب ، تغییر و تکامل وجود انسان ، در جنبه هاى «علمى » و «عملى » به عنوان هدف نهایى بعثت پیامبران است . خدا در آیات متعدد در این باره سخن گفته :
هُوَ الَّذِى بَعَثَ فِى الاُْمِّیِّینَ رَسُولاً مِّنْهُمْ یَتْلُواْ عَلَیْهِمْ ءَایَـتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتَـبَ وَ الْحِکْمَةَ؛ (5)
اوست آن کس که در میان بى سوادان فرستاده اى از خودشان برانگیخت تا آیات او را بر آنان بخواند و پاک شان گرداند . کتاب و حکمت به ایشان بیاموزد . آنان قطعاً پیش از آن در گمراهى آشکارى بودند» . بنابر این تلاش برای تغییرات اصلاحی، با خواست الهی منافات ندارد .

پی نوشت ها :
1. زین العابدین قربانی، اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی، ص 12.نشر دفتر فرهنگ اسلامی، تهران، 1378 ش.
2. همان ، ص 14.
3. شهید مرتضی مطهری، انسان و سرنوشت، نشر صدرا، 1373 ش.
4.همان.
5. جمعه(62) آیه 2.