ایااین حدیث درست است؟ پیامبر اکرم به علی: ای علی در 3 جا دروغ نیکوست: میدان جنگ، وعده به زنان و اصلاح بین مردم. {وسایل الشیعه – جلد 12 لطفا درمورد درستی یا نادرستی ان توضیح دهید؟

با سلام و عرض تبريک فرا رسيدن سال نو و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
احادیث به این مضمون( که دروغ را در سه مورد زیر جایز می شمارد) متعدد است . در کتب معتبر حدیث آمده و فقیهان بدان استناد کرده و فتوا داده اند که نشانه معتبر بودن این احادیث می باشد.
مضمون این احادیث هم دستورهای معقول و پسندیده ای است که هیچ عاقلی آن ها را محکوم نمی کند. در این احادیث دروغ در سه جا جایز، بلکه پسندیده شمرده شده است :
1. در جنگ که دشمن برای ضربه زدن به مسلمانان و جامعه اسلامی هجوم آورده و مسلمانان برای مقابله قیام کرده اند. در این جا اطلاعات غلط دادن به دشمن و با دروغ و مکر و حیله دشمن را منحرف کردن و به زمین زدن، جایز است . این در عرف عموم مردم دنیا جا افتاده و ضرب المثل شده که: جنگ میدان خدعه و نیرنگ است.
دو نفر که برای کشتن هم رو در رو ایستاده اند، به هر طریق سعی در پیروزی دارند . اسلام جنگ ابتدایی و هجومی را علیه کسی اجازه نمی دهد . در میدان فردی و جمعی فقط دفاع را جایز می شمارد . بنا بر این اجازه نمی دهد بدون دلیل قانع و جایز کننده بر فرد یا جمعی هجوم برند ،ولی اگر جایی مورد هجوم دشمن واقع شدند، به آنان اجازه داده برای غلبه بر دشمن مکر و کید و حیله کنند . دادن اطلاعات غلط یکی از موارد است.
2.سخن چینی از کارهایی است که باعث ایجاد و شعله ور شدن کینه ها می گردد . افراد و گروه ها را به هم بدبین و باعث ایجاد شقاق و تفرقه می شود. طبیعی است که افراد در اثر غفلت و بی توجهی یا لغزش، پشت سر برادر و خواهر مؤمن خود گاهی سخن ناروایی می گویند، به خصوص اگر بین آن ها دلخوری باشد. حالا اگر کسی سخن ناخوشایند که این فرد در غیاب برادر یا خواهر مؤمنش زده ، به فرد غایب برساند، دشمنی را بین آنان ایجاد یا شعله ور می سازد اما اگر نقل نکند یا به دروغ سخنان خوبی از این فرد در مورد فرد غایب به وی و از او به این منتقل کند، گر چه دروغ گفته ،ولی باعث شده که بین دو برادر دینی رفع کدورت شده یا دوستی آن ها عمیق تر گردد . افشا شدن این دروغ ها بعدا، نه تنها باعث ناراحتی آن ها نمی شود، بلکه دروغگو را به خاطر این دروغ های فایده بخش تمجید می کنند و از او متشکر هم خواهند بود.
3.وعده دروغ، كار خوب و پسنديده‏اى نيست . در هيچ جا نمى‏توان بدان توصيه كرد. كسى كه قصد انجام كارى را ندارد و انجام آن را صحيح يا مشروع يا در توان خود نمى‏بيند، نبايد ابتدائا و به دروغ وعده انجام آن را بدهد، در حالى كه همان لحظه انجام آن را صحيح يا ممكن ندانسته و اصلاً در ذهنش در صدد انجام آن نمى‏باشد؛ ولى يك نوع وعده دادن است که گرچه راست نیست ، ولی براى تداوم زندگى، رفع كدورت و پيدايش علاقه به زندگى مؤثر است.
معمولاً افراد خانواده و به خصوص همسر تقاضاهاى فراوانى دارد كه بيش تر آن ها مشروع و به جا مى‏باشند. گاه هم خواسته‏اى به ذهنش خطور مى‏كند و برآورده شدن آن را مى‏طلبد و از اينكه همسرش بدان بى‏توجه است، ناراحت مى‏گردد. هنگام اظهار این درخواست ها، چند نوع برخورد از طرف شوهر ممكن است صورت پذيرد:
الف. وعده قطعى انجام آن را بدهد، در حالى كه اصلاً تصميمى بر انجام آن ندارد.
ب. وعده انجام آن را بدهد، مثلاً بگويد به خواست خدا اين كار را خواهم كرد، در حالى كه واقعاً و صد در صد مصمم بر انجام آن نيست، بلكه حتى انجام آن را به مصلحت نمى‏داند.
ج. اصلاً به تقاضاى همسرش توجه نكند و با سكوت از آن بگذرد.
د. با قاطعيت انجام خواسته همسرش را نفى كند.
برخورد چهارم قطعاً سبب ناراحتى و آزرده‏ خاطرى همسر مى‏گردد، مگر اينكه خواسته وى خلاف شرع روشن يا خواسته غير ممكنى باشد و شوهر بتواند او را به صحيح نبودن خواسته‏اش قانع كند.
برخورد سوم شايد به ناپسندى نوع چهارم نباشد، ولى قطعاً ناپسند است، زيرا به معناى بى‏توجهى به همسر و تقاضاهاى اوست كه آزردگى خاطر وى را در پى خواهد داشت.
برخورد اوّل، تعهد قطعى در پى مى‏آورد و با عمل نكردن به آن، مرد گرفتار خُلف وعده مى‏شود كه هم اخلاقاً ناپسند است و هم اثرات بدى بر روح و روان اعضاى خانواده و زن مى‏گذارد.
اما برخورد دوم راه صحيح و عاقلانه‏اى است. مرد در آن لحظه پس از شنيدن تقاضاى همسر، وقتى آن را ناهمگون با عقل و شرع نديد، وعده انجام آن را مى‏دهد و مثلاً مى‏گويد: «به خواست خداوند آن را انجام خواهم داد.» با اين وعده همسرش را شاد مى‏گرداند . پس از گذشت مدتى هر چند كم و آرامش يافتن و فروكش كردن هيجانات روحى همسر، چه بسا خود او از تقاضايش برگردد و آن را بى‏جا بشمرد و يا با كمى توضيح قانع گردد كه تقاضايش حداقل اكنون صحيح نيست يا اينكه با وجود صحيح و به جا بودن تقاضا، همسرش توان انجام آن را ندارد.
بنابراين در این روایت به مردها توصيه مى‏شود به درد دل خانم‏هاي شان به خوبى توجه كنند . از مخالفت فورى با تقاضاهاى همسرشان خوددارى ورزند، بلكه سربسته و با وعده دادن با آن ها موافقت نمايند، تا هيجان‏هاى روحى همسر فروكش كند، آن گاه با توضيح او را از پى‏گيرى خواسته‏اش منصرف سازند. چنين موافقتى در لحظات ابتدايى، مصداق وعده دادن به همسر است، كه بسيار پسنديده و كارساز مى‏باشد.