باسلام و خسته نباشید
من معلول جسمی و حرکتی هستم بطور مادرزاد که از مغزم و 21 سالمه میخواستم بدونم مگه من گناهی کرده بود م که اینطور بشم یا قربانی کارهای دیگران بشم ؟
2- من که الان بسن اوج لذت جنسی رسیده ام وهمسنانم ازدواج کردن و ماشین و ... دارن و زندگیشان خوبه و من چکار کنم که میخوام ازدواج کنم ولی موقیعت یک جوری که فکر میکنند که نمی توانم و از این حرفا و تقصیر من چیه که از یک طرف به گناه می افتم و از یک طرف از دست مردم نمیتونم ازدواج کنم (با دعا هر کاری میکنم که گناه نکنم ولی بعد یک مدت بازهم به گناه آلوده میشم ) و میدانم که جهنمی ام ولی چرا من قربانی دیگران شدم؟
** من رانندگی از 13سالگی یاد دارم ولی حالا به این سن رسیدم و روفتم دونبالش هر کاری میکنم بهم نمیدن و با این وضع مجبورم پیاده یا با چرخ به جایی برم و همه جام درد بگیره مگه من چه فرقی با همسنانم دارم ؟چرا آنها راحت باشن و من عذاب بکشم از دست مردم آخر هم با این همه گناه باید برم جهنم و کلا زندگی در هر دو دنیام تباه شده

من همش به افرادی که فوت میکنند افسوس میخورم که چرا بجای آنها من ازدنیا نرفتم؟

لطفا من را راهنمایی کنید

باتشکر
حسین احدی فر

پرسش 1:
مشاوره شرح : باسلام و خسته نباشيد من معلول جسمي و حرکتي هستم بطور مادرزاد که از مغزم و 21 سالمه مي خواستم بدونم مگه من گناهي کرده بود م که اينطور بشم يا قرباني کارهاي ديگران بشم ؟

پاسخ:
با سلام و عرض تبريک فرا رسيدن سال نو و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
قبل از هر چيز، عرض مي كنيم كه از وضعيتي كه در آن به سر مي بريد، متأثر شديم و از خداوند رهايي از اين فشارهاي جسمي و روحي را براي شما خواستاريم. ناگفته نماند كه نگراني و تأثر ما بيش تر از وضعيت روحي شما است؛ نه وضعيت جسمي تان؛ زيرا كم نيستند افرادي كه در ظاهر يا باطن جسم خود بيماري ها و مشكلات عديده اي دارند، اما به هيچ وجه به خود، عالم، خداوند و سرنوشتشان، آن گونه كه شما مي نگريد، نمي نگرند و روحي آزاد و رها و شاد و اميدوار دارند.
به هر حال، در مورد پرسش شما بايد به عرض برسانيم كه همه نعمت ها و نقمت ها براى امتحان و آزمون انسان ها است. در عين حال، در باره علل تفاوت ها در بين افراد بشر بايد دانست که تفاوت در كيفيت خلقت انسان ها نتيجه و لازمه حتمى نظام مندى و قانونمندى جهان هستى است؛ يعنى:
1. نظام خلقت، نظام علت و معلول است. هيچ معلولى، بدون علت به وجود نمى آيد و تخلف هيچ معلولى از علت تامه اش ممكن نيست. (اصل ضرورت علّى)
2. رابطه علت و معلول، داراى قوانين و قواعد معين است؛ يعنى چنان نيست كه از هر علتى، هر معلولى قابل ايجاد باشد؛ به تعبير ديگر، هر علت معينى، معلول معينى دارد؛ مثلا از علف خوردن گوسفند، كوه درست نمى شود. (اصل سنخيت علت و معلول)
اگر دو اصل فوق با ژرفكاوى دقيق فلسفى مورد بررسى قرار گيرد، مشخص خواهد شد که معلول يا سالم تولد يافتن يك فرد، لازمه حتمى مجموعه عللى است كه در به وجود آوردن وى مؤثر بوده اند. در اين امور، عوامل بسيار متعددى دخيل اند، مانند: عوامل طبيعي و غير طبيعي،‌ نكات بهداشتي، ميزان سلامت جسمي عوامل پديد آورنده كودك و نقص يا سلامت ژنتيكي والدين كه امري ناخواسته است و حتى كيفيت آميزش والدين، زمان، مكان، روحيات و حالات روانى، نوع و مقدار غذاهايى كه مصرف كرده اند و غيره. هر يك اي اين موارد به سهم خود نقشى در كيفيت تكوين جنين ايفا مى كنند. در اين جا ممكن است سؤال شود كه آيا خداوند نمى تواند با تفاوت چشمگيرى كه همه اين عوامل دارند، تأثير همه را يكسان سازد؟ پاسخ آن است كه چنين چيزى سر از تناقض درمى آورد؛ زيرا لازمه آن اين است كه علت پديده اى محقق باشد، ولى تأثير نكند و علت بودن و تأثير نكردن، تناقض آميز است. يا معلولى بدون علت پديد آيد كه لازمه آن اين است كه كل طرح نظام آفرينش به هم بخورد؛ زيرا در اين صورت، پديد آمدن هر چيز از هر امر نامربوطى محتمل مى شود و آن گاه است كه از علف خوردن گوسفند بايد كوه پديد آيد. (1)
در قيامت نيز خداوند هر كس را به اندازه نعمتى كه به او داده، بازخواست مى كند. در روايت است كه در قيامت سه ديوان براى هر فرد گشوده مى شود: ديوان حسنات، ديوان سيئات و ديوان نعمت ها. همچنين در روايت آمده است: خداوند از گناه كسى كه يك چشم و يا دو چشم خود را از دست داده است، بازخواست نمى كند. (2) پس اگر كسى از نعمتى محروم است، در قبال آن از مزايايى و تخفيفاتى برخوردار است و به هر شکل ممكن، عدالت برقرار است.
بنابراين، بر اساس نظام جهان، بايد ميان عواملي كه در آن بسيارى از مسائل رعايت شده و عواملي كه در آن ها بسيارى از مسائل مراعات نشده اند، در نتيجه تفاوتى باشد. از اين رو، شخصي كه با رعايت تمام عوامل صحيح به دنيا آمده است، با شخصي كه در برخي از اسباب و عوامل وجود او نقصي پديدار شده است (خواسته يا ناخواسته)، در ميزان استعدادها و توانايي هاي جسمي و روحي، متفاوت خواهند بود.
اما از آن جا كه خود شخص، بى تقصير است، خداوند بر اساس عدالت خود، به ميزان استعداد و توانمندى شخص، از او مسؤوليت مى خواهد و كمبودهاى او را در آخرت جبران مى كند؛ يعني از فرد معلول تنها كارهايي را مي خواهد كه مي تواند و هرگز مانند يك فرد سالم با او معامله و رفتار نخواهد نمود؛ به تعبير ديگر، پيدايش افراد معلول، تابع نظام ضرورى علت و معلولى است كه نظامى ذاتى و تكوينى است و تخلف ناپذير است. ضمن آن كه آزمايشى نيز براى خود فرزند و والدين مى باشد؛ همچنان كه فرزند سالم نيز امتحان و آزمايش است. در اين روند نيز به كودك ظلمى نشده است؛ زيرا همه انسان ها در اين دنيا در بوته آزمايش اند؛ به اين معنا كه خداوند به هر يك ابزارهايى جهت تلاش و عمل براى تكامل نهايى عطا فرموده و اين دنيا را مقدمه اى براى رسيدن به سعادت جاودانى قرار داده است و در محاسبه قيامت، كنش هاى هر كس را به تناسب امكانات، ابزارها و نعمت هايى كه در دنيا عطا فرموده، خواهد سنجيد و نسبت به محروميت ها و دشوارى هايى كه شخص در اين جهان تحمل نموده و نسبت به آن شكر و صبورى پيشه كرده است، درجات عظيمى عطا خواهد نمود؛ به گونه اى كه ديگران آرزو خواهند كرد كه: اى كاش در دنيا آن دشوارى ها، ناملايمات و محروميت ها را مى كشيديم و اكنون از ثمرات شيرينش بهره مند مى شديم!
يونس بن عمار از اصحاب ويژه امام صادق - عليه السلام - بود. در صورتش لکه اي داشت که او را زشت کرده بود. روزي به امام عرض کرد: مردم مي پندارند هر گاه خدا بنده اي را دوست داشته باشد، او را به اين بلا گرفتار نمي کند. حضرت فرمودند: «اين پندار نادرستي است؛ زيرا مؤمن آل فرعون که خداوند از او در قرآن تعريف و ستايش مي کند، انگشت هاي دستش شل و فلج بود». (3) ولي قلبي پاک و عملکردي خداپسندانه داشت. آن حضرت در بياني ديگر مي فرمايد: «بلا و گرفتاري بزرگ در دنيا، پاداش بزرگ آخرت را همراه دارد. هر گاه کسي به نقصي، بلايي يا مصيبتي دچار شد و به رضاي خدا راضي گشت،خداوند نيز از او راضي و خشنود مي گردد. اگر خشمگين شد، خداوند نيز بر او خشم مي گيرد». (4)
3. خداوند متعال در قرآن مى فرمايد: «ولولا ان يكون الناس امة واحدة لجعلنا لمن يكفر بالرحمن لبيوتهم سقفا من فضة و معارج عليها يظهرون»؛ (5) «اگر (تمكن كنار مواهب مادى) سبب نمى شد كه همه مردم امت واحد (گمراه) شوند، ما براى كسانى كه به [خداوند] رحمان كافر مى شدند، خانه هايى قرار مى داديم با سقف هايى از نقره و نردبان هايى كه از آن بالا روند». (5)
زيرا دنيا بازيچه است؛ بازيچه اى كودكانه كه تنها كافران را شايسته است: «اعلموا انما الحياة الدنيا لعب و لهو و زينة و تفاخر بينكم و تكاثر فى الاموال و الاولاد كمثل غيث اعجب الكفار نباته ثم يهيج فتراه مصفرا ثم يكون حطاما و فى الاخرة عذاب شديد و مغفرة من الله و رضوان و ما الحياة الدنيا الامتاع الغرور»؛ (6) «بدانيد زندگى دنيا تنها بازى و سرگرمى و تجمل پرستى و فخر فروشى در ميان شما و افزون طلبى در اموال و فرزندان است؛ همانند بارانى است محصولش كافران را در شگفتى فرو مى برد، سپس خشك مى شود؛ به گونه اى كه آن را زرد رنگ مى بينى، سپس تبديل به كاه مى شود و در آخرت عذاب شديد است يا مغفرت و رضاى الهى و (به هر حال) زندگى دنيا چيزى جز كالاى فريب نيست».
پس ثروت داشتن، دليل برترى نيست؛ بلكه وسيله امتحان است و در منطق قرآن، هم ثروت و هم فقر، دليل امتحان است و اين، خلاف منطق ما است: «فاما الانسان اذا ما ابتلاه ربه فاكرمه و نعمه فيقول ربى اكرمن. و اما اذا ما ابتلاه فقدر عليه رزقه فيقول ربى اهانن»؛ (7) «اما انسان هنگامى كه پروردگارش او را براى آزمايش، اكرام كند و نعمت دهد، مى گويد: پروردگارم مرا گرامى داشته است. اما هنگامى كه براى امتحان روزيش را بر او تنگ مى گيرد، مى گويد: پروردگارم مرا خوار كرده است».
پس بايد ديدگاه خود را عوض كنيم. دنيا بازيچه اى بيش نيست و محل آزمايش و آزمون است و زندگى واقعى و حقيقى، تنها در آخرت رخ مى نمايد: «و ما هذه الحياة الدنيا الا لهو و لعب و ان الدار الاخرة لهى الحيوان لوكانوا يعلمون»؛ (8) «اين زندگى دنيا چيزى جز سرگرمى و بازى نيست و زندگى واقعى، سراى آخرت است، اگر مى دانستند».
هر چه به انسان داده شود كه از نظر ما خير است و هر چه از انسان بازگرفته شود كه از نظر ما شر است، براى امتحان ما است تا در قيامت پاداش و جزاى اعمال خود را ببينيم: «و نبلوكم بالشر والخير فتنة والينا ترجعون»؛ (9) «و شما را با بدى ها و خوبى ها آزمايش مى كنيم و سرانجام به سوى ما بازگردانده مى شويد».
بنا بر آنچه كه گفته شد، همه آنچه كه ما داريم يا نداريم، همه و همه وسيله است براي رسيدن به هدف كه همان رسيدن به كمال انساني و قرب الهي است. حال ممكن است وسيله فردي كندتر از وسيله ديگري باشد و بر اين اساس، ديرتر از ديگري به مقصد برسد؛ ولي اگر اولاً آشنايي به توانايي هاي خود و وسيله خود باشد و سعي و جهت خود را براي رسيدن به هدف معطوف كند، قطعاً به هدف خواهد رسيد.
خدا به شما فكر و انديشه و روح و احساس و عاطفه داده است كه مي توانيد بينديشيد، خوب و درست را تشخيص دهيد و راه خود را بشناسيد. اين ها ابزاري است كه ما براي رسيدن به هدف از خلقتمان نياز داريم. حال ممكن است براي چند روز عمر در اين دنيا كه تنها مقطعي بسيار كوچك از زندگي ابدي ما است كه در پيش داريم، از برخي از امكانات محروم باشيم و كمي بيش تر از ديگران در سختي و رنج باشيم؛ ولي مطمئناً در ديگر مراحل حيات ابدي و يا حتي در همان مرحله از حيات كه دچار اين محروميت شده است، آن نقص به وسيله نعمت هاي ديگر جبران شده و ظلمي از جانب خدا بر او نخواهد رفت؛ چرا كه همه بندگان براي خدا به يك اندازه اهميت دارند و انساني از آن جهت كه انسان است، برتر و محبوب تر از انسان ديگر نيست؛ مگر به اعمال و انجام وظايف و ترك گناه.

پي نوشت ها:
1. براى آگاهى بيش تر ر.ك: شهيد مطهرى، مجموعه آثار، ج 1‌، عدل الهى، بحث راز تفاوت ها، قم، نشر صدرا.
2. علامه مجلسي، بحار الانوار، ج 81، ص 182، بيروت، مؤسسة الوفاء، سال 1404 هـ.ق.
3. ثقة الاسلام كليني، الکافي، ج 2، ص 252، تهران، دار الكتب الاسلامية، سال 1365 هـ . ش.
4. همان، ص 259.
5. زخرف (43)، آيه 33.
6. حديد (57)، آيه 20.
7. فجر (89)، آيات 16- 15.
8. عنكبوت (29)، آيه 64.
9. انبيا (21)، آيه 35.

پرسش 2:
من که الان به سن اوج لذت جنسي رسيده ام و رفقاي من ازدواج کردن و ماشين و ... دارن و زندگيشان خوبه و من چکار کنم که مي خوام ازدواج کنم. ولي موقيعت يک جوري که فکر مي کنند که نمي توانم و از اين حرفا و تقصير من چيه که از يک طرف به گناه مي افتم و از يک طرف از دست مردم نمي تونم ازدواج کنم (با دعا هر کاري مي کنم که گناه نکنم ولي بعد يک مدت بازهم به گناه آلوده مي شم ) و مي دانم که جهنمي ام ولي چرا من قرباني ديگران شدم؟

پاسخ:
اين مطلب نيز مانند سؤال قبل، حول اين محور مي چرخد كه من و افرادي مثل من، از نقص عضو و يا از ناتواني جسمي رنج مي بريم، مورد ظلم واقع شده ايم و از هر گونه نعمتي در مقايسه با ديگران محروم هستيم و ديگران در نعمت و راحتي هستند و ما در رنج و عذاب.
اين نوع نگاه، بر اساس حساب مادّى و دنيايى درست است و اين که همه چيز از ديده آسايش و راحتى يا زحمت و ناراحتى دنيايى بررسى شود و ناقص الخلقه ها را بدبخت و تندرست ها را خوشبخت بشمارند و زحمات و صدمات و مصايب و مجاهدات آنان، تلافى و تدارک نشود. در اين صورت، هر چه بر سر اين افراد بيايد، خسارت و زيان جبران ناپذير و بدون تدارک است و اين افراد در زندگى محکوم به بدبختى هستند و غير از اين رنج و زحمت و نگرانى و گرفتارى و سختى، بهره اى از زندگانى نمى برند.
بر اساس حساب دنيايى و مکتب مادّى، ثمره همين است و غير از اين نيست. اين افراد هيچ نتيجه اى از زندگى نمى برند و بهتر اين است که هرچه زودتر حياتشان - اگرچه به خودکشى باشد - پايان پذيرد؛ بلکه بنا بر اين حساب، انسان هاي داراي نقص عضو و ناتواني جسمي، بالاخره چون زندگيشان آلوده به مرارت ها وتلخي ها و ناکامي ها و نگراني ها است و حيات و وجودشان ترجمه و تفسيرى که واقعا دلپسند و آرامبخش باشد ندارد، عدمشان بهتر از وجودشان بوده است. اگر هم فرض کنيم هيچ گونه نگرانى برايشان پيش نيايد، اگر فقط حساب زندگى اين جهان است، باز هم اين حيات براى آنان حاصلى ندارد.
اما بر حسب مکتب زنده و اميد بخش و الهى اسلام، هيچ فردى محکوم به بدبختى نيست و زندگي اش بيهوده و بى ثمر نمى باشد. مکتب اسلام عالي ترين تفسير و ترجمه را از حيات بشر کرده و جمال واقعى حيات را به بشر نشان داده و او را شيفته و دلباخته آن مى کند و يأس و نااميدى در قاموس اين مکتب وجود ندارد.
مکتب اسلام مى گويد: تمام افراد در مسير کسب کمال انسانيّت قرار دارند و دنيا، مقدمه آخرت است و لذت واقعى و خوشبختى حقيقى وقتى حاصل مى شود که شخص، خود را داراي کمال انسانيت ببيند. براى هر کس رسيدن به کمال انسانى و سعادت واقعى فراهم است و مى تواند هم در اين دنيا سعادتمند باشد و هم در آن دنيا. اگرچه به ظاهر امکانات بعضى بيش تر باشد، ولى آنان که امکانات کم تري دارند، چون مسؤليت و تکاليفشان کم تر است، با آن ها در امکان توفيق کسب کمال برابرند.
کسى که چشم ندارد و گوشش کر است و زبانش لال، مى تواند انسان کاملى باشد و بسا در ميان انسان هاى ناقص الخلقه افرادى يافت مى شوند که در کمال انسانى و خوشبختى واقعى، به مراتب بالاتر از بسيارى از تامّ الخلقه ها مى باشند و درک و فهم و تفسير و تعبيرشان از مطالب حيات، عالى و اميد بخش و مشحون از رضا به گذشته و حال و آينده است؛ چون صعود به آسمان بلند انسانيت بدون چشم و دست و پا و بدون مال و مکنت و ثروت و کاخ و تمتّعات مادّى ديگر هم ممکن است و نداشتن گوش و دست و پا و مال و منال، کسى را از کسب خوشبختى و لذت حقيقى و آنچه ارزش يک انسان به آن است، باز نمى دارد.
همان گونه که گفتيم، خدا عادل است و عالم طبيعت را بر اساس نظم عادلانه و صحيح قرار داده است که طبق جريان صحيح و مستقيم آن، همه مواليد بايد صحيح الاعضاء و داراى مشاعر مستقيم باشند؛ ولى انحرافاتى که بشر به عمد يا به جهل يا به اشتباه، در مسير اين جريان طبيعى به وجود مى آورد، موجب اين اختلافات و نقص ها مى گردد؛ اما در عين حال، از نظر اسلام اين گونه افراد پاداش عظيم آخرتي دارند. (1)
در مورد اين که شما توانايي ازدواج را داريد، ولي ديگران چنين فکر مي کنند که شما اين توانايي را نداريد، بايد با مشاوره پزشکي خانواده و افرادي که در امر ازدواج شما دخيل هستند، آگاه شده و از توانايي شما مطلع گردند.
با توجه به ميزان سني که شما در نامه بيان کرده ايد، فرصت ازدواج شما به انتها نرسيده است که دچار نااميدي شده و بخواهيد آن را بهانه اي براي ارتکاب گناه قرار دهيد؛ بلكه تازه در ابتداي اين سن بلكه قبل از آن - البته بر اساس فرهنگ جامعه ما - قرار داريد. بسياري از افراد سالم نيز در شرايطي که در جامعه کنوني وجود دارد، در سن شما نمي توانند ازدواج کنند. بنابراين، آن ها هم بايد شرايط اقتصادي جامعه را دليل بر ارتکاب گناهان احتمالي که ممکن است گرفتار آن ها شوند، بدانند!
نقص عضو شما، شايد راه را بر شما سخت تر و موانع بر سر راه شما را بيش تر مي کند، ولي اين گونه نيست که تمام روزنه هاي اميد و موفقيت و خوشبختي را از شما بگيرد؛ بلکه تا خدا هست، اميد هست و ايمان به او و توکل به او. البته خواست و همت خود انسان و ضعف نشان ندادن او در مقابل سختي ها و مشکلات نيز ضامن موفقيت و نجات او خواهد بود.
همان گونه که خيلي از جواناني که به لحاظ جسمي سالم هستند و مشکلاتي که شما داريد را ندارند، ممکن است به جهت فشار نيروي جنسي مرتکب گناه شوند، ولي بايد با تقوا و پرهيزکاري خود را از گرفتاري در دام شيطان نجات دهند. شما نيز با تقوا و پرهيز از گرفتاري در دام شيطان، خود را از گناه حفظ کنيد تا در موقعيت مناسب با مهيا شدن شرايط لازم به خواست خدا ازدواج کنيد.
دعا براي فراهم شدن زمينه ازدواج با همسري شايسته، از کارهاي مستحب و مورد تشويق خداوند است؛ چرا که پيش از اقدامات شخصي و تصميم گرفتن بر اساس فهم و شناخت فردي، به خداوند روي آورده، از او خير خواهي کرده و از او هدايت جسته‌ايد. در روايات متعدد، حضرات ائمه (ع) ما را به دعا کردن و نماز خواندن براي دست يافتن به ازدواجي موفق توصيه و سفارش کرده‌اند. کافي است با حسن اعتماد و قلب پاک به درگاه الهي روي آوريد و دعا کنيد. يکي از چيزهايي که براي رسيدن به حاجت وارد شده‌، خواندن نماز جعفر طيار است که در کتاب مفاتيح الجنان آمده است. بعد از نماز صبح، ده مرتبه اين دعا را بخوانيد و هر روز تکرار کنيد تا خداوند گشايش عنايت نمايد: «لا حول و لا قوّة الا بالله. توکّلت علي الحيِ الّذي لا يموت و الحمد لله الّذي لم يتّخذ ولداً و لم يکن له شريک في الملک و لم يکن له وليِ من الذّلّ و کبّره تکبيراً ». (2)
شب جمعه بعد از نماز عشا بگوييد: «لا اله الا انت. سبحانک انّي کنت من الظالمين». اگر اين ذکر را در سجده چهار صد مرتبه بگوييد، به اجابت نزديک تر است.

پي نوشت ها:
1. علامه مجلسي، بحار الانوار، ج 64، ص 236، بيروت، مؤسسة الوفاء، سال 1404 هـ.ق.
2. همان، ج 103، ص 286.

پرسش 3:
من رانندگي از 13سالگي ياد دارم ولي حالا به اين سن رسيدم و روفتم دونبالش هر کاري مي کنم بهم نميدن و با اين وضع مجبورم پياده يا با چرخ به جايي برم و همه جام درد بگيره مگه من چه فرقي با همسنانم دارم ؟چرا آنها راحت باشن و من عذاب بکشم از دست مردم آخر هم با اين همه گناه بايد برم جهنم و کلا زندگي در هر دو دنيام تباه شده من همش به افرادي که فوت مي کنند افسوس مي خورم که چرا بجاي آنها من از دنيا نرفتم؟ لطفا من را راهنمايي کنيد باتشکر حسين احدي فر
پاسخ:
به پاسخ هاي قبلي دقت شود و نيز اين نکته را بايد مد نظر قرار داد که هيچ کس در دنيا راحت نيست و راحتي و سختي در دنيا امري است نسبي؛ يعني هر فردي در دنيا به اندازه اي از راحتي و سختي برخوردار است و اين گونه نيست که افرادي هميشه در خوشي و راحتي باشند و افرادي ديگر هميشه و در همه حال در سختي و عذاب.
شايد ظاهر برخي افراد چنين نشان دهد که آن ها هيچ ناراحتي و سختي در زندگي خود ندارند و هر چه است خوشي است و لذت، و يا ظاهر برخي ديگر از افراد بر عکس اين را نشان دهد، ولي مطمئناً هم گروه اول سهمي از سختي و نا ملايمات را دارند، و هم گروه دوم سهمي از راحتي و لذت را.
مهم اين است که انسان نگاهش را به قضايا و شرايط، واقع بينانه تر کند و از شکايات خود بکاهد. براي سختي هاي خود صبر کند و در هنگام خوشي و راحتي، دچار غفلت نشود؛ چرا که همه ناملايمات و سختي ها از يک طرف و خوشي ها و لذات از طرف ديگر، همان گونه که در پاسخ اول گفته شد، امتحان الهي است تا ببيند که هر کدام از انسان ها چگونه از امکانات در اختيار قرار داده شده خود استفاده کرده و به خود و ديگران کمک کرده و بهره مي رسانند و نيز چگونه در سختي ها و مصائب و مشکلات صبر کرده و با صبر و تلاش خود آن سختي و مشکل را به فرصتي براي موفقيت و پيروزي معنوي تبديل مي کنند:
«وَ لَنَبْلُوَنَّكُم بِشىَ‏ْءٍ مِّنَ الخَْوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَ الْأَنفُسِ وَ الثَّمَرَاتِ وَ بَشِّرِ الصَّابرِِينَ*الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ*أُوْلَئكَ عَلَيهِْمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُوْلَئكَ هُمُ الْمُهْتَدُون‏»؛ (1) «قطعاً همه شما را با چيزى از ترس، گرسنگى، و كاهش در مال ها و جان ها و ميوه‏ها، آزمايش مى‏كنيم و بشارت ده به استقامت‏كنندگان. آن ها كه هر گاه مصيبتى به ايشان مى‏رسد، مى‏گويند: ما از آنِ خداييم و به سوى او بازمى‏گرديم. اين ها، همان ها هستند كه الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده و آن ها هستند هدايت‏يافتگان». (1)
بنا بر بيان اين آيات شريفه، همه انسان ها مورد آزمايش الهي قرار مي گيرند و همه در اين آزمون ها بايد سعي و تلاش خودشان را براي موفقيت داشته باشند و هيچ كس از قاعده مستثنا نيست.
ضعف نشان دادن در برابر مشكلات و عدم استفاده از همان حد از امكاناتي كه خداي متعال در اختيار ما قرار داده است، نه تنها كمكي به خود فرد نمي كند، بلكه نتيجه اي جز فرصت سوزي و عدم موفقيت در زمينه هاي مختلف زندگي ندارد. اگر اين فرصت ها از دست برود و نتوانيد زندگي موفقيت آميزي به جهت همين نوع افكار براي خود فراهم كنيد، اين جا ديگر يقينا خود شما مقصر اين نتيجه هستيد و نبايد كسي را ملامت كنيد، جز خودتان را.
شما چنين تصور کنيد که فرد سالمي به دنيا آمده بوديد و در اثر تصادفي که در اثر بي احتياطي خود يا فردي ديگر رخ داده است، از نعمت سلامت محروم شده ايد. آيا باز هم به جهت بي احتياطي خود و يا فردي ديگر، خدا و عالم را مقصر مي دانستيد و تنها کاري که انجام مي داديد اظهار گله و شکايت از خدا و سرنوشت بود؟ يا سعي و تلاش خودتان را صرف بهبودي وضعيت زندگي خود مي کرديد و به جاي اين که در زندگي دنبال مقصر بگرديد، سعي در استفاده از همان امکاناتي که در اختيار داشتيد مي نموديد؟
پس افسوس کساني که از دنيا رفته اند را نخوريد؛ بلکه افسوس لحظه هايي را بخوريد که با اين گونه افکار از دست داده ايد و در آينده هم در صورت ادامه اين گونه حسرت ها و دندان گزيدن ها، از دست خواهيد داد.
به خدا توکل کنيد و سعي کنيد در همان حد و اندازه اي که مي توانيد و خدا هم از شما همان حد و اندازه را مي خواهد، از امکانات درست استفاده کنيد و به موفقيت دنيا و آخرت برسيد.
صبر بر مشكلات و رنج ها به قدري نزد خداي متعال ارزشمند است كه شايد نتوان جايگزيني در عبادات براي آن پيدا كرد و تمام پيامبران و ائمه و اولياء الله به واسطه صبر خود بر مصائب، به مقامات بلند انساني و الهي رسيده اند؛ همان گونه كه در قرآن نيز مي فرمايد كه ما از بين مردم كساني را براي امامت بر ديگران انتخاب كرديم كه اهل صبر بودند:
«وَ جَعَلْنَا مِنهُْمْ أَئمَّةً يهَْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبرَُواْ وَ كَانُواْ بَِايَاتِنَا يُوقِنُون‏»‌؛ (2) «و از آنان امامان (و پيشوايانى) قرار داديم كه به فرمان ما (مردم را) هدايت مى‏كردند؛ چون شكيبايى نمودند و به آيات ما يقين داشتند».
پيامبر گرامي - صلي الله عليه و آله - در راه هدف والاي خود چه رنج ها و چه مصيبت هايي که نکشيدند تا به مقصود رسيدند. چه آزار هايي که کافران و مشرکان بر ايشان و ياران با وفايشان روا داشتند و چه خلاف گويي ها که به ايشان نسبت دادند.
از معصوم دوم، امام علي - عليه السلام - که براي حفظ اسلام حدود 25 سال صبر ورزيدند و استخوان در گلو را تحمل کردند تا حضرت زهرا - سلام الله عليها - که براي حفظ ولايت چه رنج هايي کشيدند و متحمل چه زخم ها و دل پريشاني هايي شدند.
از حضرت امام مجتبي - عليه السلام- اين مظلوم ترين امام که در بين ياران خود نيز مظلوم و غريب بود و براي پايداري شريعت در دوران خفقان و نامردي نامردمان، چه خيانت هايي از طرف ياران تحمل کردند و در پايان ناگزير به امضاي صلح نامه با ملعوني مانند معاويه بن ابي سفيان - لعنة الله عليهما - گرديدند. و يا حضرت امام حسين - عليه السلام - که براي بقاي دين جد بزرگوارشان، خود و خانواده خويش را آن گونه که در تاريخ بيان شده، فدا کردند.
پس تنها راه نجات در دنيا و آخرت براي همه انسان ها، صبر در برابر مشكلات و نا ملايمات است. كسي كه مشكلات كم تري دارد، صبري كم تر خواهد داشت. پس اجر و مقامي كم تر هم خواهد داشت؛ اما كسي كه مشكلات بيش تري دارد، اگر صبر پيشه كند و از مشكلات خود ناله نكند و به جاي آن، سعي در تبديل آن ها به فرصت نمايد، از اجر و مقام بيش تر و والاتري نيز نزد خداي متعال بهره خواهد برد و درجات بهشتي بالاتري را در آخرت خواهد داشت.
حال، اين شما هستيد كه تصميم بگيريد از اين ابزار صبر و رسيدن به درجات بالا كه خداي متعال در اختيار شما قرار داده است و افراد سالم از آن محروم اند، در جهت ارتقاي درجات خود بهره ببريد يا با جزع و فزع كردن هاي بي حاصل، خود را از رسيدن به نتيجه اين نعمت محروم كنيد.
در مورد رانندگي خود مي توانيد نامه به دفتر مقام معظم رهبري و يا رياست جمهوري بنوسيد. ان شاء الله نتيجه بخش باشد.

پي نوشت ها:
1. بقره (2)، آيات 155 - 157.
2. سجده (32)، آيه 24.