با سلام
مي خواستم بپرسم كارهاي خارق العاده كه شخصي بنان كريس انجل انجام مي دهد مانند غيب كردن افراد و يا نصف كردن شخص در جلوي جمعيت و چيزهاي ديگر توسط اين شخص جادوگري است و اين شخص چگونه اين قدرت را دارد . آيا اينها با شياطين ارتباط دارند ؟چون شبهه پيش مي آيد كه اينها كاري شبيه معجزه انجلم مي دهند و كرامات دارند. البته براي بنده قابل فهم است لطفا جواب دقيق و متقن بياوريد چگونه به اين قدرت مي رسند شيطاني است ؟
با سلام و آرزوی بهروزی برای شما دوست عزیز.
چندین سال است که فیلمها و نمایشهای خارقالعاده افرادي نظير دیوید کاپرفیلد و کریس آنجل، دیوید بلین و... در سطح وسیع پخش و توزیع شده؛ برای بسیاری این سؤال مطرح است که چه رمز و رازی در پس این کارهای خارقالعاده و عجیب است!
متأسفانه از آن جا که اطلاع ما از این کارها فقط از طریق فیلمها و کلیپهای موجود در اینترنت و مانند آن است، قضاوت در صحت و سقم و واقعیت این کارها قدری دشوار به نظر میرسد،خصوصاً با توجه به امکانات فوقالعاده مونتاژ و میکس و مانند آن که ساخت هر صحنه عجیبی را به صورت یارانهای ممکن میسازد.
اما بر فرض اینکه این فیلمها واقعی بوده و از قابلیتهای یارانهای در ساخت آن ها استفاده نشده میتوان گفت: بسیاری از این کارها نمونههای شعبدهبازی است که از گذشته تا حال به صورت ابتدایی و پیشرفته وجود داشته و دارد. به اصطلاح نوعی استفاده از خطای دید مخاطب و مانند آن است. اتفاقا فیلمهایی از برخی حقههای دیوید کاپرفیلد و كريس آنجل هم موجود است که مویّد همین احتمال است.
بر خلاف تصور ما «شعبدهبازی» در دنیای غرب، خصوصاً در کشورهایی مانند انگلستان و آمریکا، کاری متروک و حاشیه ای نبوده، بلکه بسیار پرطرفدار و پر اهمیت است تا جایی که به عنوان یک رشته دانشگاهی تدریس میشود .اتفاقاً دیوید کاپرفیلد که نام اصلیاش «دیوید کاتکین» است ، همین رشته را در دانشگاه نیویورک تحصیل کرده؛ از کودکی به تعلیم و اجرای فنون شعبدهبازی پرداخته ؛ در 16 سالگی به عضویت انجمن شعبدهبازان آمریکا درآمده است.
به هر حال شعبده بازی در طول تاریخ وجود داشته ؛ البته اکنون توسط افراد نام برده به اوج رسیده و نمایشهای خارقالعادهای از آن اجرا میشود ؛ اما اگر کارهای انجام شده را چیزی بالاتر از شعبده بازی بدانیم ،چنان که از برخی از این فیلمها ـ که در فضای باز و در حضور رسانهها و عموم مردم انجام میشود و امکان وجود حقّه و تردستی در آن بسیار بعید است ـ این گونه به نظر میرسد که این کارها نمونههایی از امور واقعی و خارقالعاده است که ناشی از توانمندیهای ویژه این افراد است. منشأ آن میتواند یکی از این موارد باشد:
1- قدرتهای نفسانی که همانند تواناییهای مرتاضان هندی از ریاضتها و تمرینهای تقویت روح حاصل میشود .نمونه های این افراد در گذشته و حال و عموما در کشورهای شرقی زیاد بوده و هستند ؛ اما در سال های اخیر نمونه های غربی این مرتاض ها هم ظاهر شدند حتی چندی پیش دو نفر از این افراد در مقابل کاخ سفید به اجرای نمایش پرداخته و مدتی طولانی در فاصله حدود یک متری از سطح زمین در هوا معلق بودند که این خبر در اخبار سراسری هم به نمایش در آمد.
اتفاقاً دیوید کاپرفیلد هم در کتاب معروف شعبدهبازی خود به برخی از این رفتارهای سرکوبگرانه نفس اشاره میکند . آن را شرط کارهای شعبده بازی میداند . این نشان می دهد برخی از کارهای افرادی مانند او از همین قبیل است .
قدرتهای روحی انسان به حدی بالاست که در صورت تقویت و تمرکز روی آن میتوان کارهای عجیبی را از آن دید . اکثر اعمال مرتاضان ناشی ا ز تقویت روح و نفس و بهرهبرداری از نیروهای نهفته در آن است.
2- قدرتها و کارهای خارقالعاده چنینی، ناشی از ارتباط با موجودات نامرئی مانند جنیان باشد که در شرایط خاص و ویژهای در خدمت فرد قرار میگیرند . او را بر انجام کارهای خارقالعاده مانند انتقال از مکانی به مکان دیگر و یا پرواز در هوا و... کمک میکنند . این قدرت و توانایی در جنیان بسیار عادی است.
نظیر این کارها در طول تاریخ از افراد بسیاری نقل شده ،ولی امکان و زمینه انتشار و تبلیغات وسیع در مورد کارهای آن ها نبوده، ولی در موارد متعدد ثابت شده افرادی با اتکا به ریاضتهای غیرشرعی یا فنون سحر و جادو و یا ارتباط با موجوداتی مانند جن دست به کارهای خارق العادهای زدهاند .
رابطه اين اعمال با معجزات انبيا:
به دليل عدم امكان مقايسه بين ماهيت اين اعمال و ماهيت معجزات انبيا نمي توان گفت سنخ اين كارها از سنخ معجزات انبيا بوده است يا خير، زيرا در زمان كنوني معجزات عملي انبيا در اختيار ما نيست. چه بسا اين دو عمل مانند راه رفتن روي آب درشكل و ظاهر شبيه هم باشند اما در ماهيت و حقيقت از دو سنخ كاملا متفاوت محسوب گردند .
شاهد بر ادعا آن كه معمولا معجزات انبيا همسان با توانمندي هاي علمي و عملي زمان خودشان بوده و افراد ديگري هم توانمندي انجام اين قبيل كارها را داشتند اما خبرگان فن با ديدن معجزات انبيا ايمان مي آورند كه ماهيت معجزات انبيا با رفتارها و توانايي هاي خودشان متفاوت است. در داستان حضرت موسي آمده كه حضرت در مقام جدال با ساحران از آن ها خواست كه سحر خود را انجام دهند . ايشان طناب ها و چوب هاي شان را تبدیل به مار و نظير آن كردند و به تعبير قرآن سحر عظيمي برپا نمودند :
« فَلَمَّا أَلْقَوْا سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ وَ اسْتَرْهَبُوهُمْ وَ جاؤُ بِسِحْرٍ عَظيم ؛ (1)
هنگامى (كه وسايل سحر خود را) افكندند، مردم را چشمبندى كردند و ترساندند و سحر عظيمى پديد آوردند».
اما به محض آن كه حضرت موسي عليه السلام عصاي خود را تبديل به مار بزرگي نمود، ساحران به سجده افتادند و در همان مكان به خداي او ايمان آوردند،زيرا به خوبي دريافتند كه عمل او از مقوله سحر و نبوده، بلكه از سنخ و ماهيتي متفاوت است:
« فَأُلْقِىَ السَّحَرَةُ سجَُّدًا قَالُواْ ءَامَنَّا بِرَبِّ هَارُونَ وَ مُوسى؛(2)
موسى عصاى خود را افكند، و آنچه را كه آن ها ساخته بودند بلعيد. ساحران همگى به سجده افتادند و گفتند:«به پروردگار هارون و موسى ايمان آورديم! ». پس شباهت ظاهري دليل بر اين كه اين اعمال از سنخ معجرات بود، نمي گردد .
پس تشابه ظاهري اين اعمال دليل بر آن نيست كه اين قبيل كارها را در زمره معجزات يا كرامات بزرگان بدانيم. نهايت امر آن است كه در شكل و ظاهر برخي از اين رفتارها شبيه معجزات انبيا محسوب مي شود. در اين صورت شباهت ظاهري اين گونه اعمال هم لطمه اي به ساحت اعجاز و معجزه بودن معجزات انبيا نمي زند .
در تعریف معجزه گفته نشده که نباید تا ابد کسی مشابه آن را انجام دهد، بلکه از آن جا که معجزه را امری طبیعی و تابع علت های خود(هر چند ناشناخته) می دانیم، بعید نیست در طول تاریخ نظیر این اعمال انجام شود ،چنان که نظیر معجزات انبیا به دفعات توسط برخی از علما و اهل معرفت انجام شده، ولی این بزرگواران ادعا نکرده اند معجزه انجام می دهند و اين كار از اوليای الهي ساخته است،نه بشر عادي.
کارکرد معجزه تنها در محدوده اثبات ادعای نبوت یک پیامبر و دلیلی بر رابطه او با عالم غیب است. از این رو مهم آن است در همان زمان کسی نتواند جلوی انجام آن کار را بگیرد یا نظیر آن را بیاورد. در این حد، معجزه هیچ پیامبری دچار نقص وخلل نبوده، نکته مهم در زمان انجام معجزات توسط انبیا این بود که مردم باور می کردند فردی که از کودکی او را می شناختند و انسانی عادی بود، به یکباره به درجه ای رسیده که کارهای فوق العاده انجام می دهد. حتی کارهای خارق العاده ای را که از او خواسته می شود، نیز انجام می دهد، بدون آن که از چگونگی تحقق این عجایب مطلع باشد . هیچ کسی یا ساحری توان انجام هر کار خارق العاده ای را که از او خواسته بشود ندارد،بلكه فقط كارهايي را كه فرا گرفته، توان انجامش را دارد.
در نتیجه باور می کردند او در ادعای نبوت خود نیز صادق است و با عالم غیب مرتبط می باشد. با تحقق این نتیجه ، معجزه کارکرد درست خود را داشته، حال این که در آینده افرادی با تلاش وکوشش پی به راه های خاص انجام آن اعمال خارق العاده برده،نظیر آن را انجام بدهند یا ندهند، مشکلی در معجزات انبیا به وجود نمی آورد.
در واقع راه و نشانه صدق ادعای انبیا همان است که در آن زمان کسی نظیر این اعمال را انجام نمی داد . به علاوه از شکل انجام آن و تحقق فی البداهه امور عجیبی که درخواست می شد ، معلوم بود که این امور از حوزه سحر و کارهای آموزشی ساحران که محدود در موارد خاصی است، خارج است .
به همین خاطر در آن زمان پیامبران معجزاتی می آوردند که برای مردم آن زمان ، معجزه بودن آن قابل درک بود . حتی متخصصان نیز به اعجاز آن اعتراف داشتند. بنا بر این وقتی تمام متخصصان و آگاهان آن زمان اعتراف می کنند که چنین کاری امکان ندارد که توسط بشر انجام شود ، یعنی به تمام راه های بشری آگاهی داشتند و چنین اعتراف کردند.
در حالي كه در اعمال خاص افرادي چون كريس آنجل تنها كارهايي از قبل تمرين شده و مورد نظر و برنامه ريزي خود آنان انجام مي شود . ممكن نيست كه آن ها بپذيرند در خواست هاي مردم را در مورد كارهاي خارق العاده انجام دهند . جالب آن كه بررسي محتوايي اعمال اين قبيل افراد هم به رغم شكل هاي گوناگوني كه به آن مي دهند، محدود در چند عمل خاص و معين است . با اعمالي مانند دو نيم كردن ماه يا بيرون آوردن شتر از دل كوه قابل مقايسه نيست .
پي نوشت ها :
1. اعراف (7) آيه 116.
2. طه (20) آيه 70.






