با عرض سلام و خسته نباشی.من می خواهم مسلمان واقعی شوم یعنی من مسلمان هستم ولی نه اون مسلمانی چون فقط نماز به جا می اورم وهیچ مرجع تقلیدی انتخاب نکردم چون بعد از این انتخابات دیدم به یک دید بد تبدیل شده همش فکر می کنم دین اسلام ناقص است نمی دانمی دانم از ضعف تبلغات دینی است به نظر من که اینکه کتب ساده و روشن نیست
با سلام و عرض تبريک فرا رسيدن سال نو و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
پاسخ در قالب چند نکته بیان شده است .
نکته اول : تقلید :
به عنوان مسلمانی که خود را پیرو اهل بیت پیامبر اکرم علیهم السلام می دانیم، موظفیم در زمان غیبت ، فقیه و کارشناس و متخصص در دین باشیم یا در احکام عملی اسلام بر اساس نظر یک متخصص و فقیه در دین که اصطلاحا او را مرجع تقلید می گویند ، عمل کنیم ، که به این کار تقلید می گویند . بر اساس روایات آنان به عنوان راهنمای دین و نمایندگان عام و حجت امام زمان علیه السلام شمرده می شوند . عقل انسان نیز حکم می کند که در هر کار فنی یا علمی تخصص نداریم ، به متخصص رجوع کنیم . بنا براین لازمه دینداری در این زمان به عنوان یک شیعه پیرو ائمه اطهار (ع) این است که حتما در احکام و مسایل دینی از یک مجتهد دارای شرایط تقلید و پیروی کنیم .
نکته دوم : نقص اسلام :
فکر و نظر انسان در مورد هر کس یا هر چیز و دینی، وقتی درست می تواند باشد که شناخت و اطلاعاتش در مورد آن فرد یا آن دین کافی و کامل باشد . بنا بر این داوری کردن در مورد دین اسلام نیز نیازمند شناخت آن و داشتن اطلاعات لازم و کافی در مورد اسلام است. چنان که به این نکته توجه داشتید، از این رو پیدایش فکر ناقص بودن اسلام را به خاطر ضعف تبلیغات ذکر کردید .
البته پیدایش این گونه افکار در دوران جوانی و نوجوانی از یک سو امری عادی و طبیعی است، زیرا تنها فردی نیستید که از این گونه افکار مزاحم و تکراری رنج میبرید، بلکه افراد زیادی هستند که دچار این گونه افکار یا مشابه آن هستند؛ در واقع پیدایش این حالات و این نوع پرسشها در ذهن انسان (آن هم در دوران نوجوانی و جوانی) در بسیاری از افراد امری عادی و طبیعی است .
در معارف اسلامی به این گونه جرقهها که گاهی در ذهن و دل انسان وارد می گردد ، «حدیث نفس» گفته میشود .
بعضى از افراد ، مشکل خود را پنهان نگه مىدارند . گاهى دور از چشم دیگران چندین ساعت را صرف افکار و تخیلات خود مىنمایند ، اما خوشبختانه شما با پرسشگری خود در صدد درمان آن بر آمده اید . در واقع با شناخت درد و تصمیم به حل و درمان آن نصف راه را رفته اید ، پس راهکارهایى را که ارائه مىشود، با دقت مورد توجه قرار دهید. امیدواریم با توجه به صداقت و اخلاصی که در شما جوانان وجود دارد ، خداوند کمک تان کند و شما را در مسیر مورد رضایت خود راهنما باشد.
حدیث نفس نه گناه است و نه انسان را از دایره «دین» خارج میکند.مهم آن است که بر «عقیده و ایمان خود استوار و ثابت قدم» باشید . برای بستن راههای ورودی «حدیث نفس» و القای شبهات و اشکالات ذهن توسط شیطان و پاسخگویی به آن ها به اقدامهای «علمی» و «عملی» دست بزنید.
راهکارهای حل مشکل:
1 - بازسازى شناختى:
شیطان با همفکری نفس امّاره پیوسته در صدد نقشه کشیدن و برنامه ریزی جهت دلسرد کردن و مأیوس ساختن انسان از خدا باوری و عبادت و نیایش است . تلاش می کند با القای شک و تردید انسان را از پیروی دین خدا و انبیا و ائمه علیهم السلام باز دارد . تلاش می کند او را در یک حالت حیرت و سرگردانی قرار دهد، از این رو انسان باید همیشه در مسیر افزایش سطح اطلاعات و آگاهی دینی و شناخت و معرفت خود نسبت به خدا و نعمتها و الطاف مادی و معنوی باشد تا از این رهگذر بتواند به تدریج به ایمان و عقیدۀ قوی و تقوای قلبی و قولی و عملی نایل گردد. با توبه و اصلاح و جبران کارهای نادرست خویش و تهذیب نفس و تزکیۀ روح سرانجام به مقام «بندگی خدا» و رتبۀ «مُخلََصین» برسد تا شیطان از به دام انداختنش مأیوس گردد.
2 - شفاف کردن افکار:
براى مقابله با افکار انحرافى باید اندیشه خود را پالایش کنید و ابهام زدایى نمایید. امام على(ع) مىفرماید:
«به دلیل شفافیت افکار ملائکه، آنان هر گز به وسواس فکرى مبتلا نمىشوند».(1)
اگر شبهه و سؤالى در ذهن خود نسبت به خدا ،نماز،دعا،توکل،و یا توسل به اولیاى الهى دارید، بدون واهمه آنها را مطرح نمایید . از راه اندیشیدن یا مطالعه کردن و یا مکاتبه نمودن با ما در پی یافتن پاسخی رضایت بخش جهت پرسش های خود باشید.
3 - متمرکز شدن بر افکار مطلوب:
براى رهایى از افکار ناخواسته، لازم است افکار خوشایند را جایگزین کنید. توجه به افکار معقول و تقویت و تمرکز آن به وسیله تکرار زبانى، شما را از افکار مخرّب و آزاردهنده باز مىدارد. پیامبر اکرم(ص) مىفرماید: «کسى که مبتلا به وسواس فکرى درباره خدا است، سه بار ایمان به خدا و رسول را به زبان تکرار کند، یعنی سه بار بگوید :ـ « آمنت بالله و رسوله» تا آن حالت وسواسى از بین برود».(2)
4 - ذکر و دعا :
شخصى از امام صادق(ع) در مورد وسواس و شک سؤال کرد، حضرت فرمود:
«لا شى فیها، تقول لا اله الا الله؛ وسواس و شکی که در ذهن تان( در مورد خدا یا سایر مقدسات) به وجود می آید ، مشکلى ندارد ، یعنی گناهی برآن بار نیست . هر گاه به وسواس فکرى مبتلا شدى، بگو لا اله الا الله » و «لا حولَ ولا قوّة إلاّ بالله»(3) با این ذکر و تغییر حالت دادن، از فکر تکرارى رهایى مىیابید.
- مردی خدمت امام باقر(ع) رسید و از سه چیز شکایت کرد:
اول - وسوسۀ شیطان و حدیث نفس ،
دوم- فقر و تنگدستی،
سوم ـ بدهکاریهای زیاد.
حضرت فرمود: این دعا را مکرر بخوان . خداوند هر سه مشکل شما را برطرف میکند:
«توکّلت علی الحیّ الذی لا یموتُ و الحمد للّه الذی لم یتّخذ ولداً و لم یکن له شریکٌ فی المُلک و لم یکن له ولیُّ من الذلّ و کبّره تکبیراً»(4)
پس از مدتی آن مرد خدمت امام رسید و گفت: به دستور شما عمل کردم، خداوند هر سه مشکل مرا برطرف ساخت.
در روایتی آمده است که برای رفع وسوسۀ شیطان و حدیث نفس و زمانی که در دل شکی نسبت به خدا ( یا یکی از مقدسات ) پیدا شد، بگوید: «هو الأوّل و الآخر و الظاهر و الباطن و هو بکلّ شیءٍ علیم».(5)
امام صادق(ع) فرمود:«هر گاه شیطان در دل انسان وسوسه کرد و در او شک و تردید ایجاد کرد، سه مرتبه بر سینه و شکم خود دست بکشد و بگوید: «بسم الله و بالله، محمّدٌ رسول الله و لا حول و لا قوّة إلاّ بالله العلیّ العظیم، اللهمّ امْسَح عنّی ما أحذر». (6)
5 - هر روز به خود تلقین کنید : قادرم افکار ناخواسته را کنار بگذارم. تلقین یکى از راههاى مبارزه با افکار منفى است .
آیا فکر نمی کنید پیدایش آن فکر نتیجه و بازتاب بعضی افکار و نیت ها و عملکردها یا بد دلی ها نسبت به علما باشد . زیرا برخی ذهنیت ها و کارها باعث می شود که یک سری از توفیقات از انسان گرفته شود و نظر رحمت خدا نسبت به آدمی کاسته شود . چنان که امام سجاد علیه السلام این موضوع را در دعای سحر گویا از زبان ما بیان می کند و به خدا عرض میکند:
« خدایا! چه شده مرا که هر وقت میخواهم مناجات و دعا کنم ، حواسم جمع نیست؟! یا خوابم میآید، یا اگر خوابم نمیآید، حالت چُرت است، یا اگر این ها نیست، شادابیم ، وقتم و نیرویم درباره خاطرات تلخ دیگری صرف میشود. آن لذّت مناجات را از من میگیری؟ در نتیجه مناجات نمیکنم، یا مناجات بیمحتوا یی دارم.
خدایا ! هر وقتی پنداشتم درون و نیت من پاک و صالح است و به محفل توّابین نزدیکم، ابتهال، بَلیه، آفت و آسیب و گزندی میرسد که پای مرا میلغزاند و نمیگذارد که من به محفل نورانی آن ها راه پیدا کنم.پروردگارا ! علتش چیست ؟ نکند که مرا از دَرِ خانهات راندی؛
بعد حضرت علت را این گونه بیان می کند :
شاید دیدی که ( با گناه صغیره یا کبیره ، گناه قلبی و فکری و ذهنی یا بدنی خود ) حقّ تو را سبک شمردم، مرا مطرود کردی؛ یا دیدی که چون از تو (و ذکر تو) اِعراض کردم( به حلال و حرام توجه لازم نکردم ) رحمت خود را از من سلب کردی یا چون دیدی در مقام دروغ گویان هستم، مرا مورد بیمهری قرار دادی و رهایم کردی؛ یا دیدی که نعمتهای تو را شکر نمیکنم، مرا محروم کردی؛ یا دیدی که در مجالس علما و اندیشوران دینی حاضر نمی شوم ( و با آن ها رابطه و نیت خوبی ندارم ) مرا طرد کردی (یعنی به جای این که در محافل علما شرکت کنم ، چیزی یاد بگیرم، در مجالس دیگران شرکت میکنم ) یا دیدی در بین غافلان به سر بردم ، از رحمت خاصّ خود مرا ناامید کردی؛ یا چون مرا در مجلسهای طنزگویان و بذله گویان و باطل گرایان که عمری را به بطالت و بی هدفی میگذرانند ، دیدی، مرا مورد بیمهری قرار دادی ؟
شاید به این دلیل دوست نداری صدای مرا بشنوی؛ چون این صدا و این حنجره در غیر راه رضای تو صرف شده است یا از این جهت دوست نداری چهرهام را در مجلس توّابین و پاکان ببینی که گاهی در مجلس هرزه گویان و هرزه پویان مشاهده ام کرده ای یا چون دیدی در مجلس علما حضور ندارم، مرا از خودت دور کردی و توفیق حضور در مجلس پرهیزکاران را به من ندادی .
شاید به جرم گناه و معصیتی که کردم ، مرا مکافات و مجازات کردی، یا در اثر کم حیائی و بی شرمی ام مرا مجازات کردی...».
در محتوای این قسمت از دعای ارزشمند سحر دقت کنید. علل بی حالی ها ذکر شده است . ترک واجب، فعل حرام، فکر و اندیشه و نیت نادرست ، انجام کار مکروه و رها کردن اموری که از شعائر دینی و مذهبی است ، باعث میشود که انسان توفیق مناجات و نماز نداشته باشد ، یا اگر توفیقی پیدا کرد و مناجات و نماز داشت، نماز بیحال و بدون حضورقلب انجام میدهد.
===============================
نکته سوم : معرفی کتاب هایی ساده :
1- بهترين راه خدا شناسي :محمد محمدي ري شهري
2- همه بايد بدانند:ابراهيم اميني
3- آفريدگار جهان : مکارم شيرازي
4- خدا را چگونه بشناسيم: مکارم شيرازی
5- حق جو و حق شناس : ترجمه کتاب المراجعات ، مترجم : علی اصغر مروج خراسانی
6- شب های پیشاور، سلطان الواعظین؛
7- آن گاه هدایت شدم تیجانی سماوی، ترجمه سید جواد مهری؛
8- آیین وهابیت، جعفر سبحانی.
پىنوشتها:
1. نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه 89.
2. متقي الهندي، كنز العمال،مؤسسه الرساله، بيروت، 1409 ه.ق ، حدیث 1245.
3. ثقه الاسلام كليني، الكافي، دار الكتب الاسلاميه، طهران،1365 ه.ش . ج2، ص 424.
4. حاج شیخ عباس قمی ، مفاتیح الجنان ، حدیث نفس .
5. همان .
6. همان .






