باسمه تعالی
با سلام و احترام
اکثر قریب به اتفاق فقهای معاصر و حتی گذشته، یکی از شرایط مرجع تقلید را مرد بودن دانسته‌اند.
البته ظاهرا کسانی هم بوده‌اند و هستند که چنین چیزی را شرط نمی دانستند.
استاد ما در کلاس درس، به بررسی این دلایل مشغول هستند.
لطفا شما نیز بفرمایید که دلایل اصلی این نظر یعنی لزوم مرد بودن مرجع تقلید بفرمایید.
با تشکر - گروه احتجاج

با سلام و عرض تبريک فرا رسيدن سال نو و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
بر این که زن نمی تواند مرجع تقلید باشد، به ادله زیر استدلال شده است:
1- روایت ابو خدیجه از امام صادق (ع) که حضرت فرمود:
در مواردی که با هم اختلاف و نزاع دارید، به حکام جور مراجعه نکنید، بلکه پیش یکی از مردانی که به قضاوت های ما(ما اهل بیت)آشنا باشد، بروید و به او رجوع کنید.
در این روایت کلمه رجل(مرد )دارد که دلیل است بر این که مرد بودن در قضاوت معتبر است . وقتی در قضاوت معتبر باشد، به طریق اولویت در مرجع تقلید معتبر است.
2- روایت عمربن(مقبوله عمربن حنظله) حنظله از امام صادق(ع) که حضرت فرمود:
به کسی مراجعه کنید که احکام ما را بشناسد و راوی حدیث ما باشد و در شناخت حلال و حرام ما صاحب نظر باشد.
در این روایت هم ضمیر ها به صورت مذکر ذکر شده و نشان می دهد که در قضاوت مرد بودن شرط است . به طریق اولی در مرجعیت هم شرط خواهد بود.
3- از این که نظر شارع مقدس بر این است که زن خودش را کاملا از نامحرم حفظ کند و امور مربوط به خانه و خانه داری را عهده دار شود، نه کارهایی که اختلاط با مردان را لازم دارد، می فهمیم که زن نباید مرجع تقلید باشد. زیرا معلوم است که مرجع تقلید مورد مراجعه مردم است و باید به سوال های حضوری مردم پاسخ دهد و در مجالس شرکت کند. چون مقتضای ریاست و مرجعیت ارتباط رو در رو با مردم مخصوصا با مردها است. شارع که راضی نیست زن برای مردها امام جماعت شود، چگونه راضی می شود زن مرجع تقلید و زعیم مسلمانان باشد؟(1)
4- اجماع های زیادی که در کتب فقها نقل شده است.(2)
پی نوشت ها:
1. آیت الله خوئی، التنقيح في شرح العروة الوثقى، الاجتهاد و التقليد، ص 224 .
2.آیت الله لنگرودی، الدرالنضید فی الاجتهاد و الاحتیاط و التقلید ،ج1، ص430.