در زمان حال پیامبری وجود ندارد و مومن واقعی بودن بسیار سخت است امادر زمانهای گذشته که پیامبران بسیاری بوده انسانها راحت تر مسلمان می شدند .من فکر می کنم در تمام زمانها باید موقعیت یک جور باشد تا توقع های یکسانی هم باشد. لطفا توضیح دهید
باتشکر

با سلام و عرض تبريک فرا رسيدن سال نو و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
در ابتدا بايد تذكر دهم كه در سؤال خود فرموده ايد مردم در زمان گذشته آسان تر حرف پيامبران را قبول مي كردند و راحت تر ايمان مي آوردند، اما بايد گفت كه اين حرف درستي نيست. در زمان گذشته به جهت عدم رشد كافي عقول مردم و تعصبات كور آن ها، عده اي كه به انبيای الهي ايمان مي آوردند، اندك بودند: «فَبِما نَقْضِهِمْ ميثاقَهُمْ وَ كُفْرِهِمْ بِآياتِ اللَّهِ وَ قَتْلِهِمُ الْأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَ قَوْلِهِمْ قُلُوبُنا غُلْفٌ بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْها بِكُفْرِهِمْ فَلا يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَليلا»؛ (1) «(ولى) به جهت پيمان‏شكنى آن ها و انكار آيات خدا و كشتن پيامبران به نا حق، و به دلیل اين كه (از روى استهزا) مى‏گفتند: "بر دل هاى ما، پرده افكنده (شده و سخنان پيامبر را درك نمى‏كنيم!" رانده درگاه خدا شدند.) آرى، خداوند به علّت كفرشان، بر دل هاى آن ها مهر زده كه جز عده كمى (كه راه حق مى‏پويند و لجاج ندارند،) ايمان نمى‏آورند».
در زمان گذشته كه عقول انسان ها كامل نگرديده بود و اديان به شكل كامل شكل نگرفته بودند، وجود شخصي به نام پيامبر كه ديني نو و جديد را به مردم عرضه كند و يا با تبليغ اديان گذشته غبار فراموشي و انحراف را از آن ها بزدايد، لازم بود. اما امروزه با ظهور دين اسلام به عنوان كامل ترين دين كه جوابگوي همه نيازهاي بشر تا روز قيامت است، ديگر نيازي به بعثت پيامبر جديد نيست. دستورات كامل اين دين وجود دارد و مردم بايد با استفاده از آن ها و با كمك گرفتن از عقل خود و راهنمايان دين اسلام، يعني امامان معصوم مسير كمال را بپيمايند.
البته با آن كه ديگر نيازي به دين جديد نيست، اما بايد عده اي وجود داشته باشند كه بدون چشمداشت فردي و صنفي به تبليغ اين دين بپردازند و حقايق و معارف آن را براي مردم تبيين و تفسير نمايند. اين عده همان طور كه اشاره شد، امامان معصوم هستند كه خداوند با لطف خود آن ها را براي هدايت و رهبري اجتماع انتخاب كرده است. از این رو، با آن كه پيامبري در عصر ما وجود ندارد، اما امام معصومي كه حجت خداوند بر روي زمين باشد، حتي در عصر ما هم وجود دارد و مي توان گفت شرايط براي ما اگر مناسب تر نباشد، حداقل همانند گذشته است.
حال ممكن است اين سؤال پيش بيايد كه فايده امام معصوم غايب از نظر براي ما انسان ها چيست؟
حضور امام در ميان امت، يكي از فواید وجود امام است، نه همه فواید او. بسياري از فواید و خيرات است كه بر وجود امام مترتب است و وجود امام براي تحقق آن ها ضروري است. بنابراين، اگر حضور امام نباشد، وجودش مفيد است و امت از فواید ديگر وجود امام بهره مند مي شوند، ثمراتي مانند هدايت تكويني و وساطت فيض براي عالم كه از شئون رتبه تكويني امام است كه بستگي به حضور امام به صورت ظاهر در ميان امت ندارد.
به همين علت است كه وجود امام غائب در بيان پيامبر، به خورشيدي مي ماند كه پشت ابرها پنهان است. مردم خورشيد را نمي بينند و به طور كامل از نور آن برخوردار نيستند؛ ولي اين گونه هم نيست كه از اساس از نور خورشيد بي بهره باشند؛ چرا كه وقتي خورشيد در آسمان و پشت ابر است، باز روز است و با شب متفاوت است كه شب زمان نبود خورشيد است. نور كم خورشيد پشت ابر، زندگي را تداوم مي بخشد. اگر همين نور كم نبود، مانند شب همه جا را ظلمت و تاريكي و مرگ و نااميدي فرا مي گرفت.
جابر بن عبدالله انصاري از پيامبر پرسيد: شيعه در زمان غيبت قائم، از وجود ايشان بهره مي برد؟ پيامبر فرمود: بلي، قسم به آن كسي كه مرا به نبوت برگزيد، شيعيان به وجود و به نور ولايت او در زمان غيبت منتفع مي شوند و كسب نور مي كنند، مانند انتفاع و بهره مندي از خورشيد؛ هر چند زماني باشد كه ابرها آن را پوشانده باشند. (2)
به علاوه، امام زمان - عجل الله فرجه - در زمان غيبت، چه غيبت صغري و چه غيبت كبري، نايباني را براي خود قرار داده كه مردم براي رفع مشكلات خود به آن ها مراجعه كنند. در زمان غيبت صغري، اين افراد مشخص و نايب خاص امام بودند و در زمان غيبت كبري، فقها به عنوان نواب عام امام، وظيفه هدايتگري امت را بر عهده دارند. امام زمان در یکی از نامه های خود خطاب به شیعیان فرمودند:
«وامّا الحوادث الواقعة فارجعوا فیها الی رواة حدیثنا فانّهم حجتی علیکم و انا حجة اللَّه»؛ (3) «در رخدادها به راویان حدیث ما مراجعه کنید، که حجت من بر شمایند و من حجت خدایم».

پي نوشت ها:
1. نساء (4)، آيه 155.
2. مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، ج 52، ص 92-93، مؤسسة الوفاء، بيروت، 1404ه.ق.
3. عاملي، شيخ حر، وسائل الشیعه، ج 18، ص 101، ح 8، مؤسسة آل البيت، قم، 1409 ه.ق.