باسلام و عرض خسته نباشید
در پیدایش انسانها آیا داستان اخراج حضرت آدم (ع) از بهشت و شروع زندگی انسان بر روی کره زمین با نحوه تکامل انسان طبق نظریه های انسان های اولیه و غارنشین و تکامل تدریجی آنها و تکامل زبان تکلم و ... با یکدیگر تضاد دارند؟ و یا مکمل همدیگرند؟
در صورت امکان توضیح دهید.
باتشکر.
با سلام و عرض تبریک فرا رسیدن سال نو و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
اگر در نحوه خلقت آدم و اهداف آن و فرایند زندگی انسان دقت شود ،به خوبی معلوم خواهد شد ماجرای خروج آدم از از بهشت و آغاز زندگی او در زمین و غار نیشنی وسایر فرایندی تکاملی انسان همه با هم جزء فرایند حیات بشری در روی زمین است و با هم تضاد ندارد .
از مجموع آیات قرآن به دست میآید که فرایند خلقت و سکونت آدم در روی زمین به گونهای بوده که بالاخره به همین نتیجه منتهی میشد، حال این حوادث و رخدادهای چرا و بر اساس چه حکمتی پیش آمد، شاید اسرار آن برای کسی به خوبی معلوم نباشد. تنها این نکته را میتوان گفت که آدم برای زندگی در روی زمین آفریده شده، در قرآن کریم آمده:
«إذ قال ربّک للملائکة إنّی جاعل فی الارض خلیفه؛(1) هنگامی که پروردگارت به فرشتگان فرمود: روی زمین خلیفهای قرار میدهم». یعنی قبل از قرار گرفتن انسان در بهشت، این گفتگو ذکر شده است. پس انسان از ابتدا با هدف قرار گرفتن در زمین آفریده شد، ولی در آغاز خداوند او را در بهشت که یکی از باغهای سرسبز پرنعمت این جهان بود، ساکن ساخت، محیطی که در آن جا برای آدم هیچ گونه ناراحتی وجود نداشت. شاید علت جریان آن بوده که آدم با زندگی کردن روی زمین هیچ گونه آشنایی نداشت، و تحمل زحمتهای آن بدون مقدمه برای او مشکل بود، و از چگونگی کردار و رفتار در زمین باید اطلاعات بیش تری پیدا کند.
بنابر این میبایست مدتی کوتاه تعلیمات لازم را در محیط بهشت ببیند و بداند زندگی روی زمین توأم با برنامهها و تکالیف و مسئولیتها است که انجام صحیح آن ها باعث سعادت و تکامل و بقای نعمت است و سرباز زدن از آن سبب رنج و ناراحتی، نیز بداند هرچند او آزاد آفریده شده، اما این آزادی به طور مطلق و نامحدود نیست که هرچه خواست انجام دهد.
او میبایست از پارهای از اشیای روی زمین چشم بپوشد، نیز لازم بود بداند چنان نیست که اگر خطا و لغزشی دامنگیرش شود، درهای سعادت برای همیشه روی او بسته میشود، بلکه میتواند بازگشت کند و پیمان ببندد که بر خلاف دستور خدا عملی انجام نخواهد داد تا دوباره به نعمتهای الهی باز گردد.
او در این محیط میبایست تا حدی پخته شود، دوست و دشمن خویش را بشناسد. چگونگی زندگی در زمین را یادگیرد. آری این خود یک سلسله تعلیمات لازم بود که میبایست فرا گیرد. با داشتن این آمادگی به روی زمین قدم بگذارد. این ها مطالبی بود که هم آدم و هم فرزندان او در زندگی آینده خود به آن احتیاج داشتند، بنابر این شاید علت این که آدم در عین این که برای خلافت زمین آفریده شده بود، مدتی در بهشت درنگ میکند و دستورهایی به او داده شود، جنبة تمرین و آموزش داشته باشد.
در این جا آدم خود را در برابر فرمان الهی دربارة خودداری از درخت ممنوعه دید، ولی شیطان اغواگر که سوگند یاد کرده بود که دست از گمراه کردن آدم و فرزندانش بر ندارد، به وسوسهگری مشغول شد. چنان که از سایر آیات قرآن استفاده میشود به آدم اطمینان داد که اگر از این درخت بخورد، او و همسرش فرشتگانی خواهند شد و جاویدان در بهشت زندگی میکنند. (2)
طبق این تحلیل گرچه این نکته که اگر آدم از درخت ممنوعه نمیخورد، آیا باز هم از بهشت اخراج میشد یا نه، به خوبی معلوم نیست و در روایات هم در این باره چیزی نیامده ، ولی این مسئله قطعی است که خداوند میدانست که خلیفة او بالاخره بر اثر این رخدادها بر روی زمین مستقر خواهد شد. هدف خلافت او از این رهگذر تحقق خواهد گرفت. البته باید توجه داشت این در صورتی است که گفته شود بهشتی که آدم در آن بوده، روی زمین نبوده ،بلکه در یکی از کرات آسمانی بوده است. (3) اما دیدگاهی میگوید بهشتی که آدم در آن بوده، یکی از باغهای سرسبز در روی زمین بوده و در برخی روایات نیز همین نظریه مطرح شده، مثلاً از امام صادق(ع) نقل شده «بهشت آدم باغی از باغهای دنیا بوده که خورشید و ماه بر آن میتابید ؛ اگر بهشت جاودان بود، هرگز آدم از آن بیرون رانده نمیشد». (4). گفتنی است که غار نشینی بشر در آغاز و یا تکامل در مسایلی نظیر زبان و اختراعات و پیشرفت های علمی و مانند آن جزء فرایندی طبعیی حیات اوست و منافات با مطلب یاد شده ندارد .
چه این که می توان احتمال داد که انسان های اولیه ای که در غارها زندگی می کرده اند، از نسل آدم و حوا بوده اند؛ زیرا بر اساس تخمین ها، حضرت آدم حدود هفت تا نه هزار سال پیش زندگی می کرده است. (5) اگر به تخمین ها بتوان اعتماد کرد، حضرت آدم از انسان های ماقبل تاریخ و ممکن است غارنشینانی از نسل او بوده اند.
احتمال دیگر آن است که آنان از نسل آدم و حوا نباشند ؛ زیرا طبق آیات قرآن نسل آدم ( فرزندان آدم) کشاورزی می دانستند ، در حالی که طبق تاریخ ، انسان های غار نشین قبل از دوره کشاورزی زندگی می کردند .
بر اساس برخی روایات، پیش از خلقت حضرت آدم، انسان هایی شبیه بشر کنونی روی زمین زندگی می کرده اند اما پیش از حضرت آدم همه آن ها از بین رفتند. امام سجاد(ع) خطاب به ابوحمزه ثمالی فرمود: آیا گمان می کنی که خداوند مخلوقاتی غیر از شما را نیافریده ؟ بله، به خدا سوگند، خداوند هزار هزار آدم و هزار هزار عالم آفریده است. (6)در هر صورت تعارضی بین آن دو رویکر نخواهد بود ،چون بالاخره بشر به تدریج به تمدن و پیشرفت های های گوناگون دست یافت و در آغاز آن تمدن ها را نداشته اند .
پینوشتها:
1. بقره (2) آیه 30.
2. تفسیر نمونه، ج 1، ص 184، نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران 1379ش.
3. همان، ص 187.
4. همان.
5. مطهر بن طاهر مقدسی، آفرینش و تاریخ، ، ص 370 ،نشر نی ،تهران، 1365 ش
6. محمد باقر مجلسی ،بحار الانوار، ج 25، ص 25 ،ح 45،نشر دارالاحیا التراث العربی، بیروت، 1403 ق






