با توجه به آیات مکرر که در مورد علم به غیب واینکه مختص ذات خداوند است وجود دارد:روایاتی که از جانب برخی ائمه نقل میشودکه بعضا ازوقوع اخبارواتفاقات درچندین نسل پس از حیات خود رامیدهندچه توجیهی دارد واین آیادر منافات وتضاد باآیات قران کریم نیست؟

پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز
علم غیب مثل همه چیزهای دیگر مختص خداست . غیر خدا هیچ کس و هیچ چیز علم غیب ندارد. غیر خدا هر که و هر چه باشد، به ذات خود جز فقر محض نیست و از خود هیچ ندارد . هر چه دارد ،عطای خداست.
عطای خدا هم یا عمومی است، مثل حیات و ...یا اختصاصی است، مثل نبوت و امامت.
اگر انسان ها به حوزه هایی علم و آگاهی دارند و با چشم و گوش و دیگر حواس به زوایایی از جهان آگاهی می یابند، این عطای عمومی خداست اما علم به زوایای پنهان از حواس و علم به جهان های برتر از حواس که "علم غیب" نامیده می شود، اختصاص به خدا دارد . غیر خدا را به این حوزه راهی نیست ، مگر این که خدا آگاهی دهد:
قُلْ لا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلاَّ اللَّه؛‏(1)
بگو: هيچ كس در آسمان ها و زمين غيب نمى‏داند مگر اللَّه‏.
وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلاَّ هُو؛(2)
كليدهاى غيب نزد اوست. جز او كسى را از غيب آگاهى نيست.
ما كُنْتَ تَعْلَمُها أَنْتَ وَ لا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هذا؛(3)
پيش از اين نه تو آن ها را مى‏دانستى و نه قوم تو.
إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّه؛‏(4)
بگو: هيچ كس در آسمان ها و زمين غيب نمى‏داند مگر اللَّه‏.
از زبان پیامبران به صراحت اعلام می کند که ما غیب نمی دانیم و از پنهان آگاه نیستیم:
وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لاَسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَ ما مَسَّنِيَ السُّوءُ؛(5)
اگر علم غيب مى‏دانستم ،بر خير خود بسى مى‏افزودم و هيچ شرى به من نمى‏رسيد.
وَ لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدي خَزائِنُ اللَّهِ وَ لا أَعْلَمُ الْغَيْبَ؛(6)
به شما نمى‏گويم كه خزاين خدا در نزد من است و علم غيب هم نمى‏دانم‏.
خداوند که "فعال ما یشاء" هست و اختیار مطلق دارد، می تواند هر کس را که بخواهد، بر همه غیب یا بر بعضی از غیب آگاه سازد . کسی هم نمی تواند بر خدا حکم کرده و او را از این عطا منع گرداند. خداوند اعلام کرده که پیامبران و برگزیدگانش را بر غیب (به صورت مطلق یا محدود) آگاه می کند:
وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَ لكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبي‏ مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشاءُ؛(7)
خدا بر آن نيست كه شما را از غيب بياگاهاند، ولى برخى از پيامبرانش را كه خود بخواهد برمى‏گزيند.
عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى‏ غَيْبِهِ أَحَداً إِلاَّ مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُول؛‏(8)
او داناى غيب است . غيب خود را بر هيچ كس آشكار نمى‏سازد، مگر بر آن پيامبرى كه از او خشنود باشد.
بنا بر این آیات، خدا به برگزیدگان و رسولان خود علم غیب می دهد . بنا بر روایات، امامان جانشینان رسول خدا هستند و همه شؤون رسول خدا جز وحی و نبوت را دارند. طبیعی است که خدا وقتی بخواهد کسی را خلیفه و مظهر خود گرداند و واسطه هدایت و فیض خود قرار دهد، به او علم غیب و تسلط بر زمان و مکان و زبان ها و...را خواهد داد . او به اراده خدا فراتر از زمان و مکان و دیگر محدودیت ها خواهد بود . همه این ها به اذن و اراده خداست.
خداوند از زبان حضرت عیسی خطاب به بنی اسرائیل می گوید:
َأَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْيِ الْمَوْتى‏ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ في‏ بُيُوتِكُمْ؛ (9)
نشانه‏اى از طرف پروردگار شما، براي تان آورده‏ام . از گِل، چيزى به شكل پرنده مى‏سازم. سپس در آن مى‏دمم و به فرمان خدا، پرنده‏اى مى‏گردد. به اذن خدا، كورِ مادرزاد و مبتلايان به برص [پيسى‏] را بهبودى مى‏بخشم . مردگان را به اذن خدا زنده مى‏كنم . از آنچه مى‏خوريد، و در خانه‏هاى خود ذخيره مى‏كنيد، به شما خبر مى‏دهم .مسلماً در اين ها، نشانه‏اى براى شماست، اگر ايمان داشته باشيد!
در آیه بالا حضرت عیسی (ع) فرموده کارهایی را انجام می دهد که جز خدا بر انجام آن توانا نیست: از خلق کردن ، زنده کردم مرده ، شفا دادن بیماری علاج ناپذیر و خبر دادن از غیب ؛ این کارها از توان غیر خدا به یقین خارج است ، ولی حضرت عیسی همه این کارها را به اذن و اجازه خدا انجام می دهد.
همان گونه که عیسی بنده برگزیده خداست و به اذن و اراده خدا از غیب خبر می دهد ، پیامبر و اهل بیت ایشان هم چون بندگان برگزیده خدا هستند ، به اذن و اجازه او بر غیب آگاهی دارند و از آن خبر می دهند . علم غیب که خدا به آنان داده ،با علم غیب خداوند ، تفاوت ذاتی دارد، زیرا علم غیب خدا ذاتی اوست، ولی علم غیب امامان عطای خداوند می باشد.
آنچه به خدا اختصاص دارد ، علم غیب ذاتی است که هیچ کس غیر خدا ندارد . آنچه که امامان دارند ، علم غیب اهدایی خداست که به هر کس بخواهد ، می دهد.
پی نوشت ها:
1. نمل(27)آیه65.
2. انعام(6)آیه59.
3.هود(11)آیه49.
4. یونس(10)آیه20.
5. اعراف(7)آیه188.
6.هود(11)آیه31.
7.آل عمران(3)آیه179.
8. جن(72)آیه26-27.
9. آل عمران، آیه 49.