با سلام
1-با توجه به بخشنده بودن و صفت رحمانيت خداوند چرا همه مردم حتي افراد مومن و صالح عذابهائي مثل فشار قبر را بايد درك كنند ؟
2- مگر شيطان از بهشت رانده نشد ، پس چگونه توانست حضرت آدم را در بهشت وسوسه كند ؟

پرسش: رحمانيت خدا شرح
با توجه به بخشنده بودن و صفت رحمانيت خداوند چرا همه مردم حتي افراد مومن و صالح عذاب هائي مثل فشار قبر را بايد درك كنند ؟
پاسخ:
پرسشگر كرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
آیا آن گونه که در پرسش اشاره شده فشار قبر همگانی است و یا برخی از این امر مستثنا است ؟ در این مورد دو دست روایات وجود دارد: برخى روایات این نوع عذاب را عام ، شامل حال مؤمنا ن و صالحان می دانند، مثلا رسول خدا(صلى الله علیه وآله) پس از خاکسپارى جنازه سعد بن معاذ فرمود: هیچ مؤمنى نیست که فشار قبر نداشته باشد. اگر کسى از فشار قبر رهایى مى یافت، سعد بن معاذ از آن جمله بود. (1)
از امام صادق(علیه السلام) سوال شد: آیا کسى از فشار قبر رهایى مى یابد؟ فرمود: از آن به خدا پناه مى برم! چه بسیار اندک اند کسانى که از عذاب قبر نجات یابند. (2)
دسته ای از روایات دیگر عذاب و فشار قبر را از مؤمن به دور مى دانند. مثلا حضرت صادق(علیه السلام) در پاسخ ابوبصیر که از این مسئله پرسیده بود فرمود: هیهات ما على المؤمنین فیها شىء؛ (3) هرگز فشار قبر بر مؤمنان نیست.
مرحوم مجلسى در مقام جمع بین این دو دسته روایات مى فرمایند: اگر مراد از عذاب ندیدن مؤمنان در قبر ، مومن کامل و واقعى باشد، پس روایاتى که عذاب قبر را متوجه سعد بن معاذ مى دانستند، چه مى شود؟
ممکن است گفته شود این که در برخی روایات آمده مؤمنان عذاب و فشار قبر ندارند، مراد عذاب و فشار شدید است و ، یا این که گفته شود مؤمن عذاب و فشار قبر تنبیهى و از باب غضب الهى ندارند، بلکه اگر فشارى دارد، به خاطر لطف و کفاره گناهان او مى باشد. (4)بنابر این عمومی بودن چنان که در پرسش تصور شده ،عمومی بودن عذاب قطعی نیست .
با توجه به رحمانیت خداوند این عذاب چرا برای بندگان وجود دارد ؟
این عذاب و آن چه انسان در مراحل گوناگون بعد از مرگ می بیند ،پیآمد اعمال آن ها است ، زیرا سراى آخرت - که اولین مرتبه آن ، عالم برزخ است - منشأ تجسم اعمال آدمى است. در آن جهان هر کس با سرمایه اعتقاد و عمل و کردار دنیایى خویش زیست مى‏کند. اعتقادات و اعمال پاک و درست ، حقایقى نورانى هستند که به صورت نعمت و لذت نمایان می شوند . در مقابل پندارهای ناپسند و اعمال نادرست و گناهان ، حقایقى ظلمانى هستند که به صورت عذاب‏ها و فشارهاى دوزخى نمایان می گردند.
همین که آدمی از این جهان رخت بربست ،با همان سرمایه‏اى که اندوخته ،زندگى خواهد کرد و در دوزخ گناهان یا نعمت حسنات قرارخواهد گرفت.
از طرف دیگر عذاب قبر (عالم برزخ) براى برخى از مومنان که مبتلا به برخی گناهان شده اند ، نعمت است؛ زیرا در عالم برزخ ، متناسب با کمیت و کیفیت گناه درعذابند . هرگاه از آن گناه پاک شدند ، در عالم قیامت با پاکی وارد بهشت می گردند.
آن گونه که از برخی احادیث استفاده می‌شود، فشار قبر برای برخی کیفر اعمال محسوب می‌شود . برای برخی‌، ملایم‌تر و به منزله کفاره گناهان و جبران کوتاهی‌ها است‌. امام صادق (ع) از پیامبر اکرم نقل فرمود‌: فشار قبر برای مؤمن‌، کفاره نعمت‌هایی است که ضایع کرده است‌.(5) بنابراین فشار قبر و مانندآن منافاتی با رحمانیت خدا ندارد . انسان در این گونه موارد نظیر شاگرد بازیگوشی است که در آخر سال باید نتیجه عمل کرد خود را بینید .

پی­نوشت­ها:
1. محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج 6، ص 261، حدیث 102، نشر دار الاحیا التراث العربی، بیروت، 1403 ق ، محسن فیض کاشانی علم الیقین، ج 2، ص، 1068، تحقیق بیدارفر، قم ، بی تا
2. بحارالانوار، ج 6، ص 261، حدیث 102؛ علم الیقین، ج 2، ص 1068.
3. محمد بن یعقوب کلینی، الفروع من الکافى، ج 3، ص130،نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1388 ق4.
4. حق الیقین، ص 492، نشر سرور، قم، 1375 ش.
5. بحارالانوار،ج6 ، ص 221، ح 16 ،نشر دار الاحیا التراث العربی، بیروت، 1403 ق.

پرسش: مگر شيطان از بهشت رانده نشد ، پس چگونه توانست حضرت آدم را در بهشت وسوسه كند ؟
پاسخ:
شيطان يا همان ابليس ، رجيم و رانده شده است؛ چنان كه در قرآن در سوره حجر آیه 24 و سوره ص آیه 78، آمده :«قال فاخرج فانّک رجیم ؛ از آن جا بیرون رو که مطرودی » .
معلوم می‌شود که شیطان بعد از جریان تکبر و سجده نکردن بر آدم گرفتار لعن ابدی شده و از درگاه خداوند و ملكوت رانده شده است و به يقين تا ابد هم در بهشت راه ندارد.
پس: شيطان قبلا در بهشت نبود؛ بلكه در درگاه الهي و در جمع مقربان درگاه خداوند بود؛ در حالي كه بهشت جايگاه مؤمنان و بندگان مطيع خداوند در آخرت است . اخراج او به معناي اخراج از بهشت نيست . در حقيقت اخراج شيطان به معني تنزل مقام و مرتبه شيطان بود از جايگاه بلندي كه نزد خداوند يافته بود ، نه اخراج از مكان معين و مشخصي كه در نتيجه سوال شما امكان طرح بيابد ، اين همان حقيقتي است كه در قرآن در تحت عنوان " هبوط " بيان شده است ، خداوند در مورد واقعه اخراج ابليس مي فرمايد :
« قالَ فَاهْبِطْ مِنْها فَما يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فيها فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرين‏ (1)؛ گفت: از آن (مقام و مرتبه‏ات) فرود آى! حقّ ندارى در آن (مقام و مرتبه) تكبّر كنى! بيرون رو، كه از افراد پست و كوچكى‏ » .
علامه طباطبايي در توضيح اين آيه مي فرمايد :
« جمله" فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ" تاكيد است براى جمله" فَاهْبِطْ مِنْها"، براى اينكه" هبوط" همان خروج است، و تفاوتش با خروج تنها در اين است كه هبوط خروج از مقامى و نزول به درجه پايين‏تر است. همين معنا خود دليل بر اين است كه مقصود از هبوط فرود آمدن از مكان بلند نيست، بلكه مراد فرود آمدن از مقام ومرتبه بلند است.
اين مؤيد ادعاى ما است كه گفتيم ضمير در" منها" و" فيها" به" منزلت" بر مى‏گردد ،نه به آسمان و يا بهشت. شايد كسانى هم كه گفته‏اند مرجع ضمير، آسمان و يا بهشت است، مقصود شان همان منزلت باشد. بنا بر اين، معناى آيه چنين مى‏شود كه خدا فرمود: به جرم اينكه هنگامى كه تو را امر كردم ،سجده نكردى ،بايد از مقامت فرود آيى، چون مقام تو مقام خضوع و فرمانبرى بود. نمى‏بايستى در چنين مقامى تكبر كنى، پس برون شو كه از خوارشدگانى ». (2)
روشن است كه شيطان بعد از اخراج، ديگر نمي توانست به بهشت هم راه يابد ، پس چگونه او در جریان فریب آدم و حوا توانست وارد بهشت گردد ؟
پاسخ: گرچه برخی تصور کرده‌اند که مراد از بهشت آدم و حوا همان بهشت موعود آخرتي است، ولی مراد از بهشت محل سكونت آن ها همان بهشت موعود نیست، زيرا اخراج از آن بهشت معنا ندارد ؛ اما بهشت موقت و محل سكونت ايشان كجا بود و چه حقيقتي داشت ؟
در اين خصوص در بين علما اختلاف نظر وجود دارد که برخی از نظریات را بیان می کنیم :
1. باغ آسمانی :
این بهشت در یکى از کرات آسمانى بوده ، هر چند بهشت جاویدان نبوده، زیرا در بعضى از روایات اسلامى با کلمه« سماء » به بودن این بهشت در آسمان اشاره شده است (3) .
2. باغ زمینی :
بهشت یکى از باغ هاى دنیا و روى زمین بوده و جمله: « اهْبِطُوا» نیز بر این دلالت ندارد که از بالا به پايین بیايید، بلکه به معنى انتقال آن ها بعد از خوردن میوه ممنوعه به نقطه ديگر زمین است.
على بن ابراهیم قمى در تفسیر خود می نگارد:
از امام جعفر صادق علیه السّلام راجع به بهشت حضرت آدم جویا شدند: آیا از بهشت‏هاى دنیا یا از بهشت‏هاى آخرت بوده، فرمود: از بهشت‏هاى دنیا بود که خورشید و ماه در آن طلوع می کرد. اگر از بهشت‏هاى آخرت ‏بود، هیچ گاه حضرت آدم از آن خارج نمی شد.(4)
3. بهشت برزخي:
منظور ، بهشت برزخی بوده ، نه بهشت زمینی دنیایی ؛ علامه طباطبائی در دفاع از این نظر و در توجیه روایاتی مربوطه، می فرماید :
مراد از این که از بهشت‏هاى دنیا بوده، این است که از بهشت‏هاى برزخى بوده، که در مقابل بهشت خلد است. این مطلب از برخی روایاتی که از طرف اهل بیت علیهم السلام‏ رسیده است، روشن می شود، چرا که در بعضى از قسمت هاى روایات آمده است که آدم بر صفا، و حوا بر مروه، هبوط کرد، از این جهت که برزخ در همین جهان قرار دارد ، پس در زمین بودن(دنيايي بودن) این بهشت منافاتی با برزخی بودنش ندارد .(5)
در مجموع اين نظریات مي توان به اين نتيجه رسيد: بهشتی که حضرت آدم و حوا در آن سکونت داشته اند، بهشت اُخروی نبوده است، زیرا بهشت اُخروی هرگز جای ابلیس نمی‌باشد . آن جا محدوده ای نیست که شیطان و شیطنت و عصیان در آن راه داشته باشد. خیال باطل و نافرمانی در آن جا نیست. کسی که به جنت خلد وارد شود، دیگر خارج نخواهد شد.
پس اين بهشت اخروي نبوده و شيطان -كه مترصد اغواي انسان ها است- توانسته در آن موقعيت حاضر شده و آدم عليه السلام را فريب دهد .

پی نوشت ها :
1. اعراف (7) آيه 13.
2. طباطبايى ،الميزان فى تفسير القرآن‏ ، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسين حوزه علميه قم‏ ، 1417 ق‏ ، ج 8 ص 29.
3. مکارم شیرازى ، تفسیر نمونه، ج‏1، ص 186، دار الکتب الإسلامیه ، تهران، چاپ اول، 1374 ش.
4. ترجمه تفسیر المیزان، ج‏1، ص 212.
5. آیت الله جوادی، تفسیر تسنیم، ج 3، ص 337 ،نشر موسسه اسراء ، قم .