اگر در خواستن حاجتي اصرار كنيم و دحا كنيم گناهخ ندارد البته خواسته اي مشروع ودرست من 10 سال است از خدا در خواستهاي دارم كه هنوز اجابت نشده و هرچه زمان ميگذرد بيشتر دعا ميكنم گاهي فكر ميكنم خدا نمي خواهد ان را بدهد و درست نيست من اين همه اصرار كنم و خدا از اين كار من ناراحت ميشود و بايد به رضاي او راضي شده ديگر دعا نكنم اما نميتوانم مرا راهنمايي كنيد
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
شما به ما نگفتید که چه حاجتی از خدا دارید که اجابت نشده است. قطعاً دانستن آن، به ما کمک بیش تری برای راهنمایی بهتر می کرد؛ اما راجع به اصرار بر دعا باید بگویم که پافشاری و اصرار بر دعا، نه تنها گناهی ندارد، بلکه کار بسیار خوبی است و خدا آن را دوست دارد.
پیامبر - صلی الله علیه وآله - فرموده است: «رحم الله عبداً طلب إلی الله حاجة فألح فی الدعاء»؛ (1) «خداوند بندهای را که از او طلب و حاجتی دارد و بر آن پافشاری میکند، مورد رحمت خویش میدهد». بنابراین، اصرار و پافشاری بر دعا، نیکو است.
در ذیل، به چند نکته راجع به دعا اشاره می کنم:
- دعا کننده باید از هر گونه عجله و شتاب خودداری کند.
- دعا کننده باید بفهمد که با خدا سخن میگوید و با حضرت حق همنشین گشته است. پس قدر و ارزش آن را بداند و خود دعا را بهترین اجابت تلقی کند، و این گونه برداشت نماید که چون خدا به او علاقه دارد، خواسته است تا او را بیش تر بپذیرد و همنشین خود گرداند.
- دعا خود عبادت است؛ بلکه مغز عبادت میباشد. پس ادامه یافتنش مطلوب است.
- وقتی دعا زیاد شود، صدای آن شخص در آسمان آشنا میگردد. از این رو، هنگام نیازمندی محجوب واقع نمیشود.
- بلایی که قرار است بر انسان نازل شود و نمیداند، آن را رد میکند.
- گاهی خدا صدای بنده اش را دوست میدارد. پس با اصرار بر دعا، اراده اش را به آنچه که دوست دارد، مطابق میکند؛ حتی اگر هم صدای او را دوست نداشته باشد و یا در دادن حاجت اجابت نکند، خود تکرار دعا، محبت آفرین است و اجابت را به دنبال خواهد داشت.
- اصرار بر دعا، محبت الهی را کسب کردن است.
- اصرار بر دعا، نوعی تأسی و پیروی و سرمشق گرفتن از امام معصوم است.
امام صادق (ع ) میفرماید: «و کان امیر المؤ منین (ع) رجلا دعاء»؛ (2) «امیر مؤمنان، مردی بسیار دعا کننده بود».
- از بعضی روایات برمیآید که اصرار و پافشاری بر دعا، افزون بر مطلوب بودن، زمینه ساز برآوردن حاجت است. امام باقر (ع) میفرماید: «وَ اللَّهِ لَا يُلِحُّ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي حَاجَتِهِ إِلَّا قَضَاهَا لَهُ»؛ (3) «به خدا قسم! بندهای در دعای خود اصرار نمیکند، مگر آن که خداوند دعایش را مستجاب میکند».
سایه حق بر سر بنده بود عاقبت جوینده یابنده بود
گفت پیغمبر که چون کوبی دری عاقبت زان در برون آید سری
پس با این مقدار از دعا که انجام دادید، نه از خدا طلبکار باشید، نه نا امید؛ بلکه با استمرار و اصرار بر دعا، منتظر باشید تا لطف حضرت حق شامل حالتان شود.
چند نکته مهم:
1. گاهی اوقات خواسته ای که ما داریم، خواسته نا معقول یا خواسته ای نامشروع است. بنابراین، به آن نمی رسیم.
2. گاهی دعا مستجاب نمیشود؛ زیرا جای عمل و فعالیت را گرفته است. امام صادق(ع) میفرماید: «یکی از کسانی که دعایشان مستجاب نمی شود، فردی است که در خانه خود نشسته و بگوید: خداوندا، مرا روزی ده! به او گفته می شود: آیا به تو دستور تلاش ندادم؟». (4)
3. یکی از عوامل عدم استجابت دعا، این است که دعا به مصلحت ما نیست؛ چرا که یکی از محدودیتهای دانش آدمی، دست نیافتن به باطن امور است. از این رو، در ظواهر کارها گرفتار میآید و در توصیف امور، به خوبی یا بدی، دچار اشتباه میشود. در مواردی از خدا چیزی میخواهد که به مصلحت او نیست؛ اما خبر ندارد. خداند ناتوانی انسان را چنین تصویر میکند:
«عسی ان تکرهوا شیئاً و هو خیر لکم و عسی ان تحبوا شیئاً و هو شرّ لکم»؛ (5) «چه بسا از چیزی ناخشنود باشید، در حالی که برای شما خیر و خوب است و چیزی را دوست دارید، در حالی که بد است».
4. از جمله اموری که باعث عدم استجابت دعاهای ما می شود، گناه است. در دعای کمیل میخوانیم: «اللهم اغفرلی الذنوب التی تحبس الدعاء»؛ «خدایا! گناهانی را که باعث حبس دعا است، بر من ببخشای».
پینوشتها:
1. ثقة الاسلام كلينى، الكافي، ج 2، ص 475، 8 جلدی، دار الكتب الإسلامية، تهران، 1365 هجرى شمسى.
2. ابن فهد حلى، عدة الداعى، ص 39، يك جلدی، دار الكتاب الاسلامى، 1407 هجرى قمرى.
3. ثقة الاسلام کلینی، همان، ج 2، ص 475.
4. همان، ص 511.
5. بقره (2)، آیه 216.






