خوشحالم از اينكه ميتونم از اين طريق با شما گفتگو كنم . مدتيه كه احساس ميكنم خيلي از خدا و ائمه دورم هر قدر ميخوام تو كارهام صادق باشم و فقط و فقط براي رضاي خدا كار انجام بدم احساس ميكنم هيچكدوم ارزشي براي خدا نداره . هيچكدوم از عبادتهام به دلم نمي شينه . مثلاً همش دلم براي امام رضا تنگ ميشه جوري كه گاهي وقتها ميشينم گريه ميكنم ولي وقتي از لطف خدا توفيق زيارتش نصيبم ميشه اونطور كه بايد از زيارت آقام نه فيض مي برم و نه سيراب مي شم وقتي بر ميگردم باز دلتنگي به سراغم مياد . جاي شما خالي همين دو هفته پيش از كربلا اومدم قبل از رفتن هميشه به خودم ميگفتم چون خيلي خيلي امام علي (ع) و حضرت عباس رو دوست دارم اگر چشمم به حرمشون بيفته شايد بميرم . (بخدا وقتي ميگم دوستشون دارم از ته دلم ميگم و نمي خوام خودم رو گول بزنم ) ولي افسوس اونطور كه دلم ميخواست نه زيارت كردم و نه فيض بردم مثل آدماي منگ بودم وقتي پام به حرم مولا علي مي رسيد تپش قلب شديد ميگرفتم و فشارم مي رفت بالا توي حرم آقا ابوالفضل هم انگار نه انگار من آرزوي ديدن اين حرم رو داشتم . به من كمك كنيد . ميدونم خيلي گناهكارم ولي آيا خدا با ما گناهكارها كاري نداره حتي اگر توبه واقعي كنيم چرا بهم پشت كرده . چرا ديگه عبادتهام به درگاهش مقبول نيست . آيا واقعا خدا من رو هم دوست داره . تو را به خدا بگيد من چكاركنم.

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
به نظر بنده شما زمینه خوبی از نظر معنوی دارید و مشکل خاصی ندارید؛ ولی مسئله اساسی شما در این است که برنامه و روش مناسبی برای حرکت و سلوک معنوی خود ندارید. احتمالا در این باره، عجله و شتاب هم داشته باشید که این خود سبب به هم ریختگی می شود. از ویژگی های خود و وضعیت روحی و معنوی و نیز از اعمال عبادی تان بنویسید تا راهنمایی های لازم صورت گیرد.
موفق باشید و التماس دعا.