با سلام و خسته نباشید
روش های تبلیغی حضرت عیسی(ع) چه بود؟ لطفا چند منبع را معرفی فرمائید
پاسخ:
$$$$پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
در سيره ي تبليغي انبياء اصول تبليغي مشترك و مشابهي وجود دارد. ما به برخي از روش هاي تبليغي حضرت عيسي ، گر چه در اين روش ها با ساير انبيا مشترك هست، اشاره مي كنيم
1. تبليغ عملي:
از عيسى بن مريم (ع) نقل شده خطاب به حواريون گفت : اى حواريّون من از شما درخواستى دارم كه مىخواهم آن را بر آورده سازيد، حواريّون گفتند: هر حاجتى دارى ما حاضر به انجام آن هستيم، پس عيسى (ع) برخاست و پاهاى آن ها را شستشو داد، آن ها با شرم و خجالت گفتند: اى روح خدا، سزاوار است ما پاى تو را شستشو دهيم، امّا عيسى (ع) فرمود: من سزاوارترين مردم براى خدمت به عالم هستم، بدانيد همان طور كه من براى شما تواضع كردم، شما هم بعد از من در ميان مردم تواضع كنيد، سپس فرمود: بر شما واجب است كه تواضع كنيد، چون حكمت با تواضع رشد مىكند نه با تكبّر، همان طور كه گياهان در دشت مىرويند، نه در روى كوه. (1)
2. بهره گيري از معجزات متناسب با زمان:
در زمان حضرت عيسي (ع) كه زمان پيشرفت علم پزشكي بود و درمان بيماري ها بسيار اهميت داشت، معجزه ي حضرت زنده كردن مرده و شفا دادن به كور و مرض هاي بي درمان بود.
آن حضرت از اين مسير، نبوت خويش را به همگان اعلان مي نمود و جايگاه خويش براي ديگران آشكار مي ساخت.
3. تبليغ رايگان:
اصلي كه حاكم بر سيره ي انبياء و اولياء الهي مي باشد اين است كه: تبليغشان رايگان است، و آنان در برابر تبليغ از مردم مزد نمي خواهند. اين اصل در قرآن كريم به عنوان قضيه ي موجبه ي كليه بيان نشده، ولي در قضاياي شخصيه ي فراواني مطرح شده است.
پيامبران مي گويند: ما از امّت خود اجري نمي خواهيم و اجر ما جز پروردگار جهان ها و جهانيان نيست. «وَ مَا أَسْألُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلىَ رَبِّ الْعَالَمِين». (2) «إِنْ أَجْرِىَ إِلَّا عَلىَ الله».(3)
4. داستان و قصه گويي:
همان گونه كه قرآن از روش هنري استفاده نموده وبه آن اهميت داده است وَ كلاًُّ نَّقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنبَاءِ الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَكَ وَ جَاءَكَ فىِ هَذِهِ الْحَق (4)«ما از هر يك از سرگذشت هاي انبياء براي تو بازگو كرديم، تا به وسيله ي آن، قلبت را آرامش بخشيم؛(و اراده ات قوي گردد.) و در اين(اخبار و سرگذشت ها) براي تو حقّ است» كه خطاب اين آيه، به پيامبر اكرم(ص) است.
انبياء گذشته از جمله حضرت عيسي(ع)، از داستان وقصه گويي بهره برده همان گونه كه در انجيل امروزي قابل مشاهده است.
5. القاء غير مستقيم:
خداوند حضرت عيسي (ع) را خطاب مي كند كه اي عيسي! آيا تو به مردم گفتي كه من و مادرم را، دو خداي ديگر به جز خداي عالم اختيار كنيد؛ «وَ إِذْ قَالَ اللَّهُ يَاعِيسىَ ابْنَ مَرْيَمَ ءَ أَنتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتخَِّذُونىِ وَ أُمِّىَ إِلَهَين مِن دُونِ الله» ؛ (5) خداوند با اين خطاب به طور غيرمستقيم مي خواهد به پيروان حضرت عيسي (ع) بفهماند كه اعتقادشان برخدا بودنِ عيسي (ع) و مادرش شرك است.(6)
عيسي در پاخ چنين مي گويد: جز آنچه مرا بدان فرمان دادى [چيزى] به آنان نگفتم [گفتهام] كه: خدا، پروردگار من و پروردگار خود را عبادت كنيد، و تا وقتى در ميانشان بودم بر آنان گواه بودم پس چون روح مرا گرفتى، تو خود بر آنان نگهبان بودى، و تو بر هر چيز گواهى. (7)
شك نيست كه، مسيح (ع) چنين چيزي را نگفته است و تنها دعوت به توحيد و عبادتِ خدا نموده، ولي منظور از اين استفهام، اقرار گرفتن از او در برابر امّتش و بيان محكوميّت آنهاست. (8)
6. تربيت مبلغين:
تمامي انبيا به تربيت مبلغين دين خود براي هدايت بشر همت گماردند از جمله حضرت عيسي در اين راستا با تربيت حواریين براي تبليغ دين مسيحيت بهره برد .
7. تاكيد و اسرار بر هدايت انسان ها
حضرت عيسى، دو رسول به انطاكيه روان كرد كه دعوت او را تبليغ كنند و زمينه فكرى مردمان را براى پذيرفتن دين آماده سازند. با آنكه دو رسول اول مورد تكذيب مردمان قرار گرفتند ،سپس رسول سومى براى تقويت آنان و تكميل دعوت گسيل داشت و به مقصود رسيد. اين نتيجه در اثر تاكيد واسرار حضرت عيسي كه انديشه دين را در جان مردم القا كنند و زمينه را براى پذيرفتن آن آماده سازند،حاصل شد . (9)
8. تفاوت نگذاشتن بين مردم:
پيامبران الهي در برابر پيشنهاد مترفان، كه مي گفتند: پابرهنگان را از خود دور كنيد، مي فرمودند:
ما هرگز اين مؤمنان رنج ديده را از خود طرد نمي كنيم. عدم طرد پابرهنگان از فضائل اخلاقي مشترك همه ي پيامبران الهي است و اختصاص به پيامبر خاصّي نيز ندارد. (10)
براي آگاهي بيشتر رك تفسير موضوعي قرآن كريم، سيره ي پيامبران در قرآن، آيه الله جوادي آملي،
؛سيري در سيره ي نبوي، شهيد مطهري؛
پي نوشت ها :
1. اصول كافى، ترجمه مصطفوى، ج1، ص 45 ، ناشر: كتاب فروشى علميه اسلاميه، مكان چاپ: تهران، نوبت چاپ: اول.
2. شعراء (26)، آيه 109 .
3. يونس (10)، آيه 72 .
4. هود (11)، آيه 120 .
5. مائده (5)، آيه 116 .
6. همان، آيه 117 .
7. محسن، قرائتي، قرآن و تبليغ، ص 198 - 199 ، ناشر: موسسه تحقيقات و نشر معارف اهل البيت (ع).
8. محسن، قرائتي، تفسير نور، ج5، ص 372 ، ناشر: موسسه تحقيقات و نشر معارف اهل البيت (ع).
9. تفسير موضوعي قرآن كريم، سيره ي پيامبران در قرآن عبدالله، جوادي آملي، ص120 و 121 .
10. الحياة با ترجمه احمد آرام، ج1، ص 361 ، ناشر: دفتر نشر فرهنگ اسلامى، مكان چاپ: تهران، سال چاپ: 1380 ش، نوبت چاپ: مكرر.






