با سلام - در كتاب شريف تهذيب كه از كتب اربعه شيعه و جزء معتبر ترين منابع فقهي به شمار مي رود رواياتي از امام صادق (ع) وجود دارد كه آن حضرت ، شيعيان خود را تا قيامت از سهم امام معاف نموده اند . بر اين مبنا ، حكم كسي كه خمس پرداخت نكند چيست؟
با عرض سلام و تشکر از ارتباطتان با این مرکز.
این مسئله، مسئله ای اجتهادی است. کسانی که مقلد هستند، باید طبق فتوای مرجع خود عمل کنند و خمس پرداخت نمایند.
اما تحقیق و توضیح مطلب به قرار ذیل است:
رواياتي در مورد تحليل خمس وارد شده كه مضمون آن ها اين است كه ما خمس را به شيعيان خويش حلال كرده ايم تا اين كه ولادت آنان حلال و طيب باشد و دچار خباثت در ولادت نشوند و نسل آنان پاكيزه باشد.
چند نمونه از روايات:
1. حضرت مهدي (ع) به محمد بن عثمان عمري كه از نواب خاص ايشان بود، نوشت: «و أما الخمس فقد ابيح لشيعتنا و جعلوا منه في حل الي وقت ظهور امرنا لتطيب ولادتهم و لا تخبث»؛ «ما خمس را براي شيعيان خود مباح كرديم و براي آنان آن را حلال كرديم (يعني خمس را به آنان بخشيديم) تا ولادت فرزندان آنان پاكيزه باشد و از حرام خواري كه باعث خباثت در نسل مي شود، پاكيزه بمانند يا اگر با پولي كه خمس آن پرداخت نشده، كنيز خريدند و داراي فرزند شدند، فرزندان آنان حرام زاده نباشند».
در تفسير علي بن ابراهيم قمي ذيل آيه «و سيق الذين اتقوا...» از امير مؤمنان (ع) نقل شده كه آن حضرت فرمود: «فلاني و فلاني، حق ما را غصب كردند و با آن كنيز خريدند و يا ازدواج كردند. آگاه باشيد ما از حق خويش نسبت به شيعيان گذشت كرديم تا مواليد و نسل آنان پاكيزه بماند». (4)
مرحوم صاحب وسائل الشيعه حدود 21 روايت در اين زمينه نقل كرده است.
در توجيه اين گونه روايات، بايد گفته شود كه از قراین و شواهدي كه در خود روايات است، از كلمه «الناس» در مقابل «الشيعة» و نیز عبارت «پاكيزه ماندن نسل» و غير آن، به دست مي آيد كه منظور ائمه از اين روايات، بيش تر در مورد تحليل انفال بوده است؛ چون يكي از مواردي كه به نص قرآن كريم از مختصات پيامبر( ص) شمرده شده و طبيعتا بعد از پيامبر به امامان اختصاص پيدا مي كند، انفال است.
انفال، به ثروت هاي عمومي از قبيل: معادن، نفت، بيشه زارها، جنگل ها و درياها گفته مي شود كه اختيار آن ها به دست حاكم اسلامي (امام عادل) است. بعد از رسول خدا (ص) و وقوع حادثه سقيفه و غصب خلافت، اين ثروت ها به دست غير ائمه افتاد. از طرفي، شيعيان و پيروان اهل بيت خواه نا خواه در جامعه اسلامي ناگزير از استفاده آن ها و تصرف در آن ها بودند. از این رو، بر اساس اين روايات، ائمه اين اموال را نسبت به شيعيان تحليل كردند تا دچار مشكل نشوند.
صاحب وسائل الشيعه كه از محدثان عالي قدر بوده و در حديث شناسي، دست طولايي داشته، اين روايات را در باب انفال آورده است (5) و عنوان آن را «... جواز تصرف الشيعة في الانفال و الفئ وسائرحقوق الامام مع الحاجة و تعذر الايصال» مطرح نموده است.
گفتنی است عناويني كه صاحب وسائل ذكر مي كند، فتوا و نظريه علمي خود او در برداشت از روايات بوده است. بنابراین، نظريه ايشان در مورد روايات تحليل خمس اين مي شود كه امامان (ع) حصه خود را از انفال و ثروت هاي عمومي در صورتي كه شيعيان نتوانند به امام برسانند، بخشيده اند و آنان را از پرداخت خمس نسبت به آن ها معاف كرده اند.
احتمال دوم اين است كه روايات تحليل گرچه در مورد خمس باشد، اذن خصوصي امامان نسبت به تصرفات در خمس مي باشد؛ چون مضمون اين روايات اين است كه تصرف در مال متعلق خمس، جایز نيست؛ مگر به اجازه و اذن امام (ع). بنابراين، روايات تحليل در حقيقت اذن در تصرف است؛ در مواردي كه شيعيان در خصوص پرداخت انفال يا پرداخت خمس داراي مشكل بودند؛ نه اين كه از روايات تحليل استفاده شود كه شيعيان مطلقا از پرداخت هر گونه خمسي معاف شده باشند. بنابراين، پرداخت خمس واجب و لازم است، مگر در موارد خاصي؛ از جمله اين كه مثلاً حكومت در دست ظالمان و طاغياني باشد كه بر تمامي اموال مسلمانان تسلط دارند و آنان يا اصلا معتقد به خمس نيستند و يا ازپرداخت آن امتناع مي ورزند و انفال را به صاحبان اصلي آن نمي پردازند. در چنين مواردي، ائمه (ع) براي سهولت و راحتي شيعيان، خمس و انفال را بر شيعيان تحليل كرده باشند. از این رو، امير مؤمنان (ع) بعد از غصب خلافت، به همسرش فاطمه زهرا (س) فرمود: «احلي نصيبك من الفئ لاباء شيعتنا ليطيبوا»؛ (6) «نصيب و حصه خود را از انفال نسبت به شيعيان حلال كن تا دچار حرام خواري و خباثت و حرمت فرزند نشوند». پيامبر (ص) به علي (ع) موقعي كه از وضعيت آينده پرسيده بوده و علي (ع) فرموده بود من حصه خود را خواهم بخشيد، پيامبر به او فرمود: بخشش شما نسبت به شيعيان، بهترين صدقه و عطيه است؛ «ما تصدق احد افضل من صدقتك»؛ (7) «هيج صدقه اي برتر از صدقه تو نيست».
جنگ هايي كه بين مسلمانان و كفار رخ مي داد، غنايمي به دست آنان مي افتاد كه بايستي خمس آن غنايم را به ائمه و ذوي القربي پيامبر مي دادند؛ ولي چون حكومت ها با ائمه سر ستيز داشتند. بنابراین، حق آنان را پرداخت نمي كردند. اين اموال، خواه نا خواه در دست مسلمانان قرار مي گرفت و شيعيان نيز مانند بقيه مسلمانان، در آن اموال تصرف مي كردند. ائمه براي اين كه براي شيعيانشان مشكلي بيش نيايد، حق و مال خود را نسبت به آنان حلال شمردند.
در اين گونه موارد، در صورتي كه رساندن خمس يا انفال به ائمه متعذر باشد، يا پرداخت آن به ائمه به جهت مسائل سياسي دچار مشكل باشد، آن بزرگواران از حق خود گذشت كرده و به شيعيان حق و مال خود را تحليل كرده اند.
اما همان طور که گفتیم، مقلدان باید طبق فتوای مراجع خود عمل کنند.
پی نوشت ها:
1. بحار الانوار، ج 96، ص 184و 185، روایت 2.
2. همان، ص 186، روایت 6.
3. محقق حلی، شرائع الاحکام، کتاب الخمس؛ محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج 16، ص 134.
4. بحار الانوار، ج 96، ص 186، روایت 6.
5. وسائل الشیعه، ج 6، ص 378.
6. همان، ص 381، حدیث 10.
7. همان؛ سید محسن حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ج 9، ص 591 تا 607.






