آیا پیامبر (ص)افکار خود را در قرآن وارد نموده است؟
پرسشگر گرامی، با سلام و تشکر از ارتباط تان با این مرکز
پیامبر در وحی قرآنی مجاز به هیچ گونه دخل و تصرفی نبودند و آیات قرآن که بر قلب ایشان نازل می شد ، بدون کم و کاست توسط ایشان به مردم تلاوت و ابلاغ می گردید و خداوند از ملائکه نگهبانانی برای مراقبت تعیین کرده تا وحی قرآنی را از عرش تا قلب پیامبر و از آنجا تا رسیدن به گوش مردم مراقبت کنند که بدون کم و کاست و در امان از هر گونه دستبرد بشری و غیر بشری ، به گوش انسان ها برسد:
«عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً اِلاَّ مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً لِيَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسالاتِ رَبِّهِمْ وَ أَحاطَ بِما لَدَيْهِمْ وَ أَحْصى كُلَّ شَيْءٍ عَدَداً ؛ (1) داناى غيب اوست و هيچ كس را بر اسرار غيبش آگاه نمىسازد، مگر رسولانى كه آنان را برگزيده و مراقبينى از پيش رو و پشت سر براى آن ها قرار مىدهد ... تا بداند پيامبرانش رسالت هاى پروردگارشان را ابلاغ كردهاند و او به آن چه نزد آن هاست ، احاطه دارد و همه چيز را احصاء (و شماره) كرده است!».
در خود قرآن هم به تاکید اعلام شده که پیامبر را قدرت و اجازه دست بردن در قرآن نیست:
«وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاويلِ لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمينِ ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتينَ فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزين؛ (2)
اگر او سخنى دروغ بر ما مىبست، ما او را با قدرت مىگرفتيم، سپس رگ قلبش را قطع مىكرديم، و هيچ كس از شما نمىتوانست از (مجازات) او مانع شود».
یا می فرماید:
«وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ قالَ الَّذينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هذا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ ما يَكُونُ لي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسي إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما يُوحى إِلَيَّ إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظيم؛ (3) و هنگامى كه آيات روشن ما بر آنها خوانده مىشود، كسانى كه ايمان به لقاى ما (و روز رستاخيز) ندارند مىگويند: «قرآنى غير از اين بياور، يا آن را تبديل كن! (و آيات نكوهش بتها را بردار)». بگو: «من حق ندارم كه از پيش خود آن را تغيير دهم فقط از چيزى كه بر من وحى مىشود، پيروى مىكنم! من اگر پروردگارم را نافرمانى كنم، از مجازات روز بزرگ (قيامت) مىترسم!».
نه خدا اجازه می داد پیامبر در کتابش دست ببرد و از آن چیزی کم و زیاد کند و یا از ابلاغ آن خودداری ورزد و نه ایمان فوق العاده پیامبر به او چنین اجازه ای می داد و نه پیامبر را توان بر آوردن مثل سوره ای و اضافه کردن آن به قران بود؛ زیرا همه جن و انس از جمله خود پیامبر چنین توانی نداشتند و از انجام این کار عاجز بودند و قرآن معجزه ای بود که به اراده خدا بر قلب پیامبر نازل و به زبان ایشان جاری شد، همچنان که پیامبران دیگر بدون اجازه و اراده خدا توان زنده کردن مرده و اژدها کردن عصا و ... نداشتند.
پیامبر در مورد مسائل دین از خود هیچ نظری نمی داد و حتی اجتهاد نمی کرد و فقط مبلغ از جانب خدا بود و اما در غیر دین از مسائل سیاسی اجتماعی حکومت، فکر و نظر حق خود را اعمال می نمود.
او در مورد دین تابع صد در صد وحی بود:
«وَ إِذا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآيَةٍ قالُوا لَوْ لا اجْتَبَيْتَها قُلْ إِنَّما أَتَّبِعُ ما يُوحى ؛ (4) هنگامى كه (در نزول وحى تاخير افتد، و) آيهاى براى آنان نياورى، مىگويند: «چرا خودت (از پيش خود) آن را برنگزيدى؟!» بگو: «من تنها از چيزى پيروى مىكنم كه بر من وحى مىشود».
قریش قرآن را دروغ ها و بافته های پیامبر می دانستند:
«إِنْ هَذا إِلَّا إِفْكٌ افْتَراه ؛(5) این جز دروغی نیست که او بافته و به خدا نسبت داده است».
از این رو هر گاه نزول آیات قران به تاخیر می افتاد و واقعه ای اتفاق می افتاد که پیامبر منتظر نزول قران برای بیان حکم آن واقعه بود، اینان می گفتند: چرا از جانب خود آیه نمی تراشی و خدا از زبان پیامبرش جواب می دهد که من فقط تابع وحی هستم و بر آن تصرف و قدرتی ندارم. (6)
پی نوشت ها:
1. جن (72) آیه 26-28.
2. حاقه (69 ) آیه 42-46.
3. یونس (10) آیه 15.
4. اعراف (7) آیه 203.
5. فرقان (25) آیه 4.
6. طباطبایی محمد حسین ، المیزان (ترجمه) ، موسوی همدانی محمد باقر ، پنجم ، قم ، دفتر انتشارات اسلامی ، 1374 ش ، ج8 ، ص 499 ؛ ابوحیان اندلسی ، بحر المحیط ، - ف بیروت ، دار الفکر ، 1420 ق ، ج 5 ، ص 260.






