با سلام
طبق فتوای مراجع اعتقاد به اصول دین تنها از راه دلیل پذیرفته است. بنابراین آیا اعتقاد فردی عامی که با ادله کلامی آشنایی ندارد و یا اعتقاد متکلمی که همه دلایل را مخدوش می داند و تنها در پی تجارب دینی گسترده به آنها ایمان آورده است، پذیرفته نیست؟
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
صاحبان فتوا و اندیشه شیعی بر این باور هستند که باید در اصول دین تحقیق شود . اصول دین باید بر اساس تعقل و تفکر و استدلال باشد؛ زیرا اصول دین زیر بنای فکری مسلمان را تشکیل میدهد. باید زیر بنا، مبتنی بر تفکر باشد. بر همین اساس خداشناسی تعبدی نیست، بلکه خدا باوری و معاد شناسی، بر اساس منطق و عقل و استدلال می باشد. در آیات متعددی از قرآن، خداوند انسان ها را دعوت به تفکر کرده حتی به آن فرمان می دهد . مهم ترین موضوع تفکر اصول و پایه های اصلی دین است. خداوند انسان را به تفکر در نظام آفرینش فراخوانده است تا با تعقل پی به اثبات خدا پی ببرد.
از سوی دیگر در قرآن از تقلید کورکورانه نهی شده است، چنان که خداوند مشرکان را که کورکورانه تقلید میکردند، مورد خطاب قرار داد و فرمود:
و اذا قیل لهم اتّبعوا ما انزل اللّه قالوا بل نتّبع ما الفیناعلیه آباءنا او لو کان اباؤهم لا یعقلون شیئاً و لا یهتدون؛
هنگامی که به آن ها گفته شود از آنچه خدا نازل کرده ، پیروی کنید، میگوید: بلکه ما از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم، پیروی می نماییم . آیا نه این است که پدران آن ها چیزی نمی فهمند و هدایت نیافتند؟! (1)
اگر چه این آیات تقلید کورکورانه مشرکان را تخطئه میکند و آنها را سرزنش مینماید، اما به طور کلی میتوان استنباط کرد که تقلید در اعتقادات و باورها نمیتواند صحیح باشد.
بر اساس عدم جواز تقلید در اصول دین است که مراجع عظام و صاحبان فتوا در رساله عملی خود، تقلید در اصول دین را جایز نمی دانند، چنان که در توضیح المسایل مراجع آمده است: عقیده مسلمانان به اصول دین باید از روی دلیل باشد، و نمی تواند در اصول دین تقلید نماید....(2)
گرچه اصول دین باید از روی یقین حاصل گردد ، ولی یقین اگر از طریق گفته دیگران برای انسان حاصل گردد ، کافی است.(3) از این رو فرد عامی که هیچ گونه آشنایی با دلایل عقلی ندارد ،اگر با گفته دیگران برای او علم و یقین حاصل شود،کافی است . ولی در باره متکلمی که در پرسش اشاره گردیده ، با این که متکلم به کسی اطلاق می شود که از طریق دلایل کلامی به باور عقاید رسیده باشد و با همان دلایل به دفاع از آموزه های اعتقادی بپر دازد، ولی متکلمی که در پرسش آمده ،به فرض اسم متکلم بر او گذاشته شود، لابد از طریق تجارب علمی و عرفانی و مانند آن به یقین لازم در باب اعتقادات رسیده که این هم به نوبه خود دلیل و یقین معتبر و قابل قبول است . اعتقاد او اگر با موازین مورد قبول و آموزه های عقلی و وحیانی مطابق باشد، صحیح و قابل قبول است .
پی نوشت ها:
1. بقره (2) آیه 170.
2. توضیح المسایل مراجع ، ص 13، انتشارات اسلامی ،قم 1386 ش.
3. آیه الله شبیری زنجانی، رساله توضیح المسایل ،ص5، انتشارات سلسبیل ، قم 1388 ش.






