پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
در ابتدا باید اشاره شود که خداوند از داشتن وجوه و جنبه های گوناگون، منزه است. پس چگونگی طرح سؤال، ناصواب است. اگر گفته می شود هر کسی وجه و جنبه خاصی از خدا را می شناسند، مراد این است که خداوند دارای اسمای متعدد و مختلف است و هر کسی به شناخت جلوه ای از اسمای الهی نایل می شود. این سخن، درست است و در باره آن جای سخن، بسیار است و با رویکردهای مختلف قابل تحلیل است. در این میان، رویکرد عرفانی مسئله است که تبیین آن شنیدنی است و به اختصار در باره آن باید گفت:
اسم الهی، در اصطلاح عرفان از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است؛ زیرا اسم از نگاه عرفان، از سنخ لفظ نیست؛ بلکه عبارت از ذات است، هنگامی که با یکی از صفات وجودی مانند: علیم، قدیر، قدوس و یا سلام در نظر گرفته شود. به همین جهت، برخی بزرگان در تبیین این مسئله گفته‌اند: اسم، نزد عرفا عبارت از حقیقت وجود است، هنگامی که با تعیّن صفاتی در نظر گرفته شود، یا با تجلی خاصی از تجلیات الهی ملاحظه گردد؛ زیرا با هر تعیّنی اسم خاص بر حقیقت وجود صدق می کند؛ مثلاً وجود حقیقی از آن نظر که خود ظاهر بالذات است و به دیگر موجودات نیز ظهور می بخشد، اسم «النور» بر او صدق می کند و از آن نظر که خیر محض و عشق صِرف است، اسم «المرید» و به دلیل فیّاضیّت، اسم «القدیر» بر او اطلاق می شود. (1)
علامه طباطبایی و جوادی آملی و فیض کاشانی نیز در این باره گفته‌اند: اسم، در این اصطلاح عرفانی از سنخ وجود خارجی و عینی است و نه از مقوله لفظ. چنین اسمی، خود دارای اسم است و مفهومی که بر آن دلالت می کند، اسم الاسم و لفظی را که دلالت بر آن مفهوم می کند، اسم اسم الاسم است؛ مانند اسمایی که در قرآن و روایات و ادعیه آمده و مفاهیم آن اسم‌های لفظی و اسم الاسم است. (2)
با توجه به این مقدمه و پس از شناخت مفهوم عرفانی اسمای الهی باید گفت: در این باره که عالم و آدم همه جلوه‌های اسمای الهی‌اند، جای سخن فراوان است و عارفان بزرگ در این مقوله داد سخن داده‌اند. از آن میان، عارف بزرگ و حکیم سترگ معاصر امام خمینی گفته است:
اسم، آن است که علامت مسمی باشد، و چه چیز است که علامت مسمی نباشد؟ هر چیزی را شما فرض کنید که یک نحوه وجودی دارد، این نحوه ظهوری از او است، علامتی است از او؛ منتها اسم به معنای علامت، مراتبی دارد:
یکی اسمی است که تمام معنای علامت است.
یکی اسمی است که از او نازل‌تر است تا برسد به اخیره موجودات.
همه علامت هستند، همه ظهور هستند، ظهور اسم هستند؛ لکن مراتب دارند. اسم اعلى در مقام ظهور، پیامبر اکرم و ائمه(ع) هستند. (3)
حضرت امام خمینی در جای دیگر در تفسیر سوره حمد در ذیل آیه «الله نور السموات والارض» (4) گفته:
نور آسمان و زمین، خدا است؛ یعنی جلوه خدا است. هر چیزی که یک تحققی دارد، این نور است، ظهوری دارد، این نور است. انسان هم ظاهر است، نور است. همه موجودات نورند و همه هم نور الله هستند و هیچ موجودی در عالم نداریم که یک نحوه استقلال داشته باشد. هر چیز در زمین و آسمان است، اسم خدا و جلوه او است و هیچ موجودی از خودش چیزی ندارد. اسم الله، جلوه جامع حق است. یک جلوه‌ای از حق تعالى است که جامع همه جلوه‌ها است. الله، جلوه جامع حق است و رحمان و رحیم از جلوه های این جلوه است. اساساً وجود، رحمت است و جلوه رحمت الهی است. (5)
بنابراین، مقصود از این که عوالم وجود جلوه های اسمای الهی‌اند، این خواهد بود که ذات حق تعالى با اسم شریف الله که جامع همه اسمای خداوند است ظهور و جلوه اسما نموده و سایر اسما در اسم الله تجلی کرده است و عالم وجود هر کدام در حد خود جلوه‌ای از اسمی از اسمای خداوند است و از خود هیچ استقلالی ندارد و همه وابسته به اسمای خدا است.
برای تقریب مطلب به ذهن، مثالی را ذکر می کنیم.
اگر هزاران لامپ در محلی روشن باشد و نور بدهد، همه آن ها وابسته به مرکز تولید برق هستند. اگر یک لحظه رابط‌شان با مرکز قطع شود، دیگر جز تاریکی و ظلمت نیست و همه گویا هیچ‌اند. جلوه بودن عوالم وجود نسبت به اسمای الهی، از طریق این مثال تا حدودی قابل درک است که اگر یک آن و کمتر از آن، ارتباط موجودات با اسمای الهی که جلوه ذات حق‌اند، قطع شود، دیگر هیچ‌اند و از هستی ساقط می شوند. از این رو، در آموزه‌های وحیانی از موجودات عالم و پدیده‌های آسمانی و زمینی به آیات الهی یاد شده است؛ چون آیت از آن نظر که آیت و نشانه است، سِمتی جز آیت بودن ندارد؛ وگرنه آیت محسوب نمی‌شود.
در این ارتباط، سروده نغز بسطامی که با الهام از دعای نورانی عرفه امام حسین گفته شده، شنیدنی است:
کی رفته‌ای ز دل که تمنا کنم تو را کی بوده‌ای نهفته که پیدا کنم تو را
غایب نبود‌ه‌ای که شوم طالب حضور پنهان نبوده‌ای که هویدا کنم تو را
با صد هزار جلوه برون آمدی که من با صد هزار دیده تماشا کنم تو را (6)
تفصیل این بحث را در منبع ذیل جویا شوید. (7)

پی‌نوشت‌ها:
1. ملا هادی سبزواری، به نقل از سیمای اهل بیت در عرفان امام خمینی، ص 33، نشر مؤسسه آثار امام خمینی، 1387ش.
2. همان، ص 33.
3. امام خمینی، تفسیر سوره حمد، ص 121، نشر مؤسسه آثار امام، 1378ش.
4. نور (24) آیه 35.
5. امام خمینی، تفسیر سوره حمد، ص 104، نشر پیشیین.
6. فروغی بسطامی، دیوان اشعار، ص 1، بی جا، بی تا.
7. امین صادقی، آموزه‌های عرفانی از منظر امام علی(ع)، ص 141، نشر بوستان کتاب، قم، 1386ش.