سلام/به عنوان یک شیعه می خواستم میزان اختلاف واقعی شیعه وسنی را بدانم؟
آیا بهشتی شدن بدون قبول داشتن ولایت بلا فصل امام علی(ع)ممکن است؟
آیا قبول نکردن دستورقرآن وپیامبردرموردولایت مولاعلی(ع)اعلام جنگ با خدا نیست؟
پرسش: شیعه وسنی
شرح : سلام/به عنوان یک شیعه می خواستم میزان اختلاف واقعی شیعه وسنی را بدانم؟
پاسخ:
با سلام وقدر دانی از ار تباطتان با این مرکز
اختلافات و تفاوت های شیعه و سنی به دو اختلاف و تفاوت مهم بر میگردد:
ا) اختلافات اعتقادی:
1. امامت:
امامت و مفهوم از اختلافات اساسی میان شیعه و اهل سنتاست . اهل سنت امامت را به عنوان رهبری اجتماع قبول دارند، ولی امامت به معنای مرجعیت دینی و به معنی ولایت را نمی پذیرند.
اهل تسنن برای هیچ کس حتی برای ابوبکر و عمر و عثمان چنین منصبی را قائل نیستند، از این رو عصمت را در امام و خلیفه لازم نمی دانند، ولی شیعه امامان خود را معصوم از خطا می دانند.
از این رو استاد مطهری (ره) اختلاف سنی و شیعه را در بحث امامت ریشه ای می داند و می گوید: « چیزی که شیعه به نام امامت معتقد است، غیر از آن است که آن ها به نام امامت معتقدند.
آن چه اهل تسنن به نام امامت معتقدند، شأن دنیایی امامت است. امام همان حاکم میان مسلمانان، فردی از افراد مسلمانان است که باید او را برای حکومت انتخاب کنند. آن ها بیش از حکومت بالا نرفتند، ولی امامت در شیعه مسئله ای است مقارن نبوت و بلکه از بعضی از درجات از نبوت بالاتر است».
بر این اساس امامت از نظر شیعه جزء اصول دین است، ولی نزد اهل سنت از فروع دین محسوب می شود، زیرا امامت از منظر اهل سنت در حد رهبری سیاسی مسلمانان بعد از پیامبر است.
در این صورت یک مسئله فرعی مثل نماز خواهد بود، اما امامت در شیعه مفهومی است نظیر نبوت. در حقیقت امامت ادامه نبوت است از این رو باید در کنار نبوت به عنوان یکی از اصول دین مطرح گردد.
2.عصمت اهل بیت (ع):
اعتقاد به عصمت اهل بیت و اعتبار سنت آنان در احکام و مسائل دینی،
نیز دوازده امام که شیعیان پذیرفتهاست بر اساس آن برخی از مسائل اصول دینی و بسیاری از احکام و مسائل فروع مذهب امامیه شکل گرفته است.
بر اساس اعتقاد به اهل بیت که شیعه آن را پذیرفته است، می گوید: پیامبر (ص)، حضرت زهرا (س)، امام علی (ع)، امام حسن(ع)، امام حسین (ع) و نه امام از فرزندان امام حسین (ع) تا حضرت مهدی (عج) از موهبت عصمت بهره مندند. آنان الگوهای شایسته و انسان های کاملی هستند که از گفتار و کردار آنان می بایست اسلام را شناخت. اسلام را می بایست از دریچه سنت آنان نگریست و تفسیر صحیح از اسلام و احکام و قواعد و اعتقادات اسلام، از طریق آنان درست است. هر تفسیری که آنان ارائه نمودند، درست است. باید آن را پذیرفت. بر این اساس شیعه به مرجعیت دینی امامان خود معتقد است و اهل سنت آن را قبول ندارد.
طبیعی است آنانی که حجیّت سخنان امامان (ع) را قبول ندارند، در شناخت اسلام با شیعیان تفاوت داشته باشند. از اعتقاد و عدم اعتقاد به امامت و پیشوایی اهل بیت در امور دین، در میان مسلمانان در حوزه های فردی و اجتماعی مسلمانان نمودهای فراوانی دارد که به روشنی در حوزه فرهنگی شیعه و سنی خود را نشان می دهد.
3. عدالت صحابه:
اعتقاد به عدالت صحابه که همه، یا بسیاری از عالمان اهل سنت آن را پذیرفته اند. بر اساس آن برخی از اصول و بسیاری از فروع دینی آنان شکل گرفته است. البته امروزه برخی از اهل سنت، عدالت صحابه را قبول ندارند.
بر اساس اعتقاد بسیاری از اهل سنت به عدالت و تنزیه صحابه، آنان بدون این که درباره یکایک صحابه تحقیق کنند، تمامی روایات صحابه را می پذیرند. این رویکرد موجب می شود روایاتی را که از دیدگاه شیعیان فاقد اعتبار و حجیّت است، بپذیرند و به آن عمل کند.
پذیرش بی چون و چرای روایات صحابه که ریشه در اعتقاد به عدالت صحابه دارد، موجب پیدایش تفاوت ها و اختلافات در حوزه فرهنگی مسلمانان بین شیعه و سنی می گردد.
ب) اختلافات در فروع و احکام
اختلاف اصلی دیگر در منابع استنباط احکام اسلامی است.
اهل سنت در کنار کتاب و سنت و اجماع،اجتهاد صحابه را نیز به عنوان یکی از منابع اصلی شناخت و تعیین احکام بر شمردهاند . منظور از اجتهاد،عمل به رأی است. نزد شیعه و اهل بیت، قرآن و سنت دو منبع اساسی برای احکام الهی است . قیاس و عمل به رأی و اجتهاد جایگاهی ندارد.
اختلافات کم کم از هنگام رحلت پیامبر به بعد شکل گرفت. اولین اختلاف در مسئله ولایت و خلافت بعد از پیامبر (ص) بود که ریشه بسیاری از اختلافات در این مسئله قرار دارد. برخی از اختلافات در فروع و احکام دینی در زمان چند خلیفه اوّل پدید آمد، مانند نماز «تراویح» که در شب های ماه رمضان نمازهای مستحبی را اهل سنت به جماعت می خوانند. این از سنت عمر برخاسته است و به عنوان اجتهاد عمر به رسمیت شناخته شد. این مسئله در زمان امام علی (ع) وجود داشت. حضرت به مبارزه با این عمل بدعت آلود پرداخت، ولی مردم آن را نپذیرفتند.
اختلافات بعد از پیامبر تدریجاً در بستر زمان شکل گرفته است و در آغاز وجود نداشت. البته اختلافات دیگری نیز در مسائل جزئی و امور عبادی وجود دارد، مانند نحوه وضو گرفتن، نحوه نماز خواندن که همه به همان مبانی بر می گردد که توضیح داده شد.
می توانید به کتاب نشانه های دو مکتب، اثر سید مرتضی عسگری، مراجعه نمایید.
پرسش: آیا بهشتی شدن بدون قبول داشتن ولایت بلا فصل امام علی(ع)ممکن است؟
پاسخ:
$$$$
امامت و ولایت دوازده امام معصوم (ع) منصب الهی است و در تأمین سعادت انسان، همتای قرآن کریم است. از این رو کسی که به خاطر عناد و لجاجت از پذیرش مسئله امامتِ کسانی که از طرف رسول خدا (ص) معین شده اند، سر باز زند و تسلیم این حقیقت نشود، اهل جهنم است، ولی کسی که عدم اعتقادش به امامت از روی لجاجت نباشد، بلکه به خاطر این باشد که مسئله برایش روشن نشده باشد که اگر روشن میشد، ایمان میآورد و طبق دستور آنان عمل میکرد، کارش با خدا است؛ یعنی ممکن است مشمول رحمت واسعه حق قرار گیرد. (1)
قرآن میفرماید: «رسول خدا! آن چه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده ابلاغ کن، و اگر این مأموریت را انجام ندهی، رسالت خود را انجام نداده ای».(2)
این آیه شریفه که در شأن علی (ع) و در مورد امامت وی نازل شده است (3) به روشنی بیان میکند آن چه که رسول خدا (ص) مأمور به ابلاغ آن (امامت) بود، به مرتبه ای از اهمیت است که خدا میفرماید: «اگر ابلاغ نکنی، تبلیغ رسالت نکرده ای» از این جا معلوم میشود که امامت همانند رسالت نقش تعیین کننده در خوش بختی انسان دارد.
حضرت در روایتی اهل بیت خود را به کشتی نوح تشبیه کرده است که هر که بر آن سوار شد، از امواج طوفان رَسْت و هر که از آن تخلف جست، غرق امواج گشت. (4)
در حدیث دیگر از آن حضرت میخوانیم «هر کس بمیرد در حالی که امامش را نشناسد، به مرگ جاهلی از دنیا رفته است». (5)
امام صادق (ع) فرمود: «هر کس ما را بشناسد، مؤمن است و هر کس منکر ما باشد، کافر است». (6)
دخالت شناخت امام و اعتقاد به او در سعادت انسان از دو جهت است: یکی این که شناخت خدا و شئون او بدون معرفت امام کامل نمیگردد، دیگر این که بدون معرفت امام به دست آوردن برنامه کامل و صحیح ممکن نیست.
این نکته را نیز باید متذکر شد که غالب اهل سنت دشمن حضرت علی محسوب نمیشوند و این که امامت به معنائی که در نزد شیعیان وجود دارد را قبول ندارند از روی لجاجت و عناد نیست، بلکه به همان معنائی که گفته شد از روی نا آگاهی و یا نفهمیدن معنای اصلی روایاتی مانند آن چه در واقعه غدیر اتفاق افتاد، میباشد. مثلا معنای مولی را به معنای دوست میفهمند.
بنا بر این نمیتوان در مورد چنین کسانی نظر قاطع صادر کرد.
پینوشتها:
1. مرتضی مطهری، عدل الهی، ص 426. ناشر :صدرا.
2. مائده (5) آیه 67.
3. اسباب نزول القرآن ( واحدى)، واحدى على بن احمد، ناشر: دار الكتب العلمية، مكان چاپ : بيروت، سال، چاپ: 1411 ق ، ص 204.
4. المستدرك، حاكم نيشابوري، تحقيق و إشراف : يوسف عبد الرحمن المرعشلي،، ج 2، ص343. بي تا بي جا.
5. بحار الأنوار، علامة المجلسي ، سال چاپ : 1403 - 1983 م ، ناشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت - لبنان، ج 23، ص 89، حدیث 35.
6. كافي ، شيخ الكليني ، تحقيق : علي أكبر غفاري ، چاپ : چهارم ، سال چاپ : 1365 ش ، ناشر : دار الكتب الإسلامية - تهران ج 1، ص 187، حدیث 11 .
پرسش: آیا قبول نکردن دستورقرآن و پیامبر در مورد ولایت مولا علی(ع)اعلام جنگ با خدا نیست؟
پاسخ:
$$$$
اگر نپذيرفتن ولايت و امامت امام علي در اثر حسادت ورزی، برتری جویی، کینه توزی و انتقام جویی نسبت به خاندان پاک پیامبر و قبیله بنی هاشم، از طرف غاصبان خلافت و اطرافیان آنان بوده باشد، قطعا نپذيرفتن ولايت آن امام در برابر دستور الهي ايستادن است!
و گواه آن، سخنان امام علي (ع) درباره انگیزه مخالفت قریش با حضرتش است كه میفرماید: "ما تنقم مِنا قریش إلا أنّ اللَّه اخْتارنا علیهم فأدخلناهم فی حیزنا؛ (1) قریش با ما دشمنی نمیکند جز برای این که خداوند ما را به رهبری و سروری ایشان برگزید و ما آنان را زیر فرمان خویش کشاندیم".
و يا در جاي ديگر حضرت در پاسخ به این سؤال که چگونه مردم شما را از خلافت که حقتان بود بازداشتند، فرمود: "به خاطر خودخواهی بود که گروهی بخیلانه به خلافت چسبیدند (و حق را از ما گرفتند)". (2)
ابو سفیان سرکرده قریشیان و بنی امیه، پس از انتخاب عثمان به خلافت، بسیار خوشحال بود و در پوست خود نمیگنجید. وی در آن وقت نابینا بود و به مردی گفت او را به قبر حضرت حمزه، عموی پیامبر برساند. وقتی به کنار قبر رسید، خطاب به قبر گفت: حکومتی که با ضرب شمشیر به دست آوردید، امروز بازیچه دست پسرکان ما شده است. سپس به قبر حمزه (ع) لگد زد. (3)
این که امروز پس از گذشت سالیان و با توجه به وجود منابع و مدارک زیادی بر حقانیت امام علي ، چرا هنوز اهل سنّت این مسئله را نمیپذیرند، میتواند دلایل متعددی داشته باشد.
اصولاً تغییر دین و مذهب، موضوع بسیار پیچیدهای است و عوامل متعددی میتواند مانع آن شود و صرفاً جنبة معرفتی و شناختی ندارد که بگوییم وقتی راه شناخت وجود دارد و شناخت کامل شد، پس تغییر دین و مذهب خواهد بود.
بله اگر بر شخصي از اهل سنت چه دانشمند باشد و چه انسان معمولي، اين شناخت حاصل شد و مانعي شرعي و عقلي مانند ترس از جان و ... براي او وجود نداشت، اما به پذيرش امامت و ولايت امام علي گردن ننهاد، او نيز در برابر دستور الهي ايستاده است.
پینوشتها:
1. مجله حکومت اسلامی، شماره 18، ص 316، به نقل از شیخ مفید، ارشاد (ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی، ج 1، ص 242.
2. نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه 161.
3. عبدالفتاح عبدالمقصود، امام علی بن ابی طالب، (ترجمه سید محمّد مهدی جعفری) ج 1، ص 287.






