با سلام و خسته نباشيد،
من دفعهي قبل اين سؤال رو مطرح كرده بودم:
«آيا حضرت محمّد (ص) در ابتداي دعوت خود، به قوم خويش اعتراض كردند كه چرا تورات و انجيل را قبول نداريد؟ خواهش ميكنم اگر سندي در قرآن و يا ا حاديث موجود هست، نشاني بديد. خيلي ممنون»
و شما هم زحمت كشيده بوديد و جواب زير رو داده بوديد:
«پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز چنین اعتراضی نیافتیم و ظاهرا نباید چنین اعتراضی وجود داشته باشد، زیرا ارباب تورات و انجیل در آن، از لحاظ لفظ و معنا دست برده ،قسمت هایی از آن را انکار و قسمت هایی را کتمان کرده ؛ قسمت هایی را تحریف لفظی و معنوی نموده بودند . تورات و انجیل دستکاری شده قابل پذیرش برای عقل های سالم و فطرت های پاک نبود که پیامبر خویشاوندان خود را به خاطر معتقد نبودن بدان توبیخ کند. اجداد پیامبر و بسیاری از خویشان وی بر توحید ابراهیمی پایدار بوده و به توحید و نبوت و معاد باور داشتند . بر شریعت و دستور عمل های ابراهیم حنیف (ع) که نسل به نسل به صورت صحیح بدان ها رسیده بود، پایبند بودند . حضرت در مقابله با اهل کتاب آن ها را به پایبندی به همان کتاب دعوت می کرد و می فرمود: اگر به همین تورات و انجیلی که در دست شماست ، پایبند باشید ، باید به من و نبوت من و دین من ایمان بیاورید: كُلُّ الطَّعامِ كانَ حِلاًّ لِبَني إِسْرائيلَ إِلاَّ ما حَرَّمَ إِسْرائيلُ عَلى نَفْسِهِ مِنْ قَبْلِ أَنْ تُنَزَّلَ التَّوْراةُ قُلْ فَأْتُوا بِالتَّوْراةِ فَاتْلُوها إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ ؛(1) همه غذاها (ى پاك) بر بنى اسرائيل حلال بود، جز آنچه اسرائيل (يعقوب)، پيش از نزول تورات، بر خود تحريم كرده بود (مانند گوشت شتر كه براى او ضرر داشت.) بگو: «اگر راست مىگوييد تورات را بياوريد و بخوانيد! (اين نسبت هايى كه به پيامبران پيشين مىدهيد، حتّى در تورات تحريف شده شما نيست!)» پی نوشت: 1. آل عمران (3) آیه 93. »
امّا من هم دقيقاً همين نكته رو ميخوام بدونم كه شما اشاره فرموديد؛ يعني اين كه آيا حضرت محمّد (ص) اعتراضي بر قوم خويش كردهاند بر اين اساس كه چرا دين شما چند خدايي يا بتپرستي يا غيره هست و اين كه شما بايد پيروي دين قبل خود حضرت مسيح باشيد و يا اين كه چرا حضرت مسيح و يا حضرت موسي را به پيامبري نپذيرفتيد؟ منظور من دقيقاً لفظ تورات و انجيل نيست؛ بلكه قصدم ديانت مسيحي و يا يهودي است. من تقريباً از اين بابت مطمئنّم؛ چرا كه به نظرم منطقي ميآيد كه حضرت رسول با توجّه به قبول داشتن اديان و پيامبران خويش، اين اعتراض را به قوم خويش بنمايند؛ همان طور كه به زنده به گور كردن دختران ايشان و يا چيزهاي ناپسند ديگر اعتراض فرمودند. فقط سند تاريخي و يا حديثي احتياج دارم كه دست به دامن شما شدهام. اميدوارم توضيحات من روشنگر بوده باشد كه منظورم كتاب انجيل و تورات نبوده و منظورم اديان مسيحيت يا يهوديت بوده است. از آن جايي كه من جواب شما رو ميخوام استفاده كنم براي جواب به نفرات ديگر اميدوارم پاسخ من رو با سند و مدرك و حديث بدهيد؛ چون فوق العاده احتياج دارم. خيلي ممنون از زحمات شما. منتظر پاسختون هستم.
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
همان طور که در قبل نوشتیم ، در زمان پیامبر دین یهودیت و مسیحیتی که وجود داشت و معرفی می شد ، دینی غیر معقول و تحریف شده و آلوده به شرک بود و خرافات و پیرایه هایی که عالمان یهود و نصارا بدان بسته بودند ، چهره آن ادیان را مشوه و زشت کرده بود ، گر چه رگه هایی از تورات و انجیل حقیقی هم در آن وجود داشت و طبیعی است که حضرت محمد نه خود تابع آن دیانت تحریف شده و غیر معقول و غیر منطقی باشد و نه اقوام خود را به جهت معتقد نبودن به آن یهودیت و مسیحیت تحریف شده ، مذمت کند.
در تاریخ هم چنین مذمت و سرزنشی از ایشان نقل نشده است و پدران پیامبر بر دیانت جدشان حضرت ابراهیم بودند و تعالیم حضرات موسی و عیسي خالی از تحریف و معقول ، در زمان آن پیامبران و بعد از آن ها ، به پدران پیامبر نرسید تا آن تعالیم را هم راستا با تعالیم جدشان ابراهیم بیابند و بدان ایمان آورند و تابع حضرت موسی و بعد تابع حضرت عیسی شوند. آنچه بعد ها به عنوان دین یهود و مسیحیت به آنان رسید ، تعالیمی تحریف شده و پر از پیرایه بود که با تعالیم توحیدی حضرت ابراهیم فاصله بسیار داشت و آن ها که به دین جدشان بودند ، چون یهود و مسیحیت موجود را موافق با تعالیم جدشان نیافتند ، بدان ایمان نیاوردند و عمل آنان هم غلط نبود تا مورد توبیخ پیامبر واقع شوند.
قرآن هم مؤید تعارض یهودیت و مسیحیت موجود در آن زمان با تعالیم حضرت ابراهیم می باشد. به آیات زیر توجه کنید:
«وَ قالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَ قالَتِ النَّصارى الْمَسيحُ ابْنُ اللَّهِ ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ يُضاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُون؛ (1)يهود گفتند: «عزير پسر خداست!» و نصارى گفتند: «مسيح پسر خداست!» اين سخنى است كه با زبان خود مىگويند، كه همانند گفتار كافران پيشين است خدا آنان را بكشد، چگونه از حق انحراف مىيابند؟
«ما كانَ إِبْراهيمُ يَهُودِيًّا وَ لا نَصْرانِيًّا وَ لكِنْ كانَ حَنيفاً مُسْلِماً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكين؛ (2)ابراهيم نه يهودى بود و نه نصرانى، بلكه موحّدى خالص و مسلمان بود و هرگز از مشركان نبود».
وقتی به صراحت قرآن دیانت یهودی و مسیحی موجود ، آلوده به شرک و مخالف با تعالیم توحیدی حضرت ابراهیم علیه السلام بود ، چطور پیامبر به آن ها ایمان بیاورد و پدران خود را به خاطر ایمان نیاوردن بدان توبیخ نماید؟!
انسان موظف به ایمان آوردن به دین حق است ؛ نه ایمان آوردن به دین باطل. وقتی دینی تحریف شد و ما از اصل دین اطلاعی نداشتیم و با چهره تحریف شده اش مواجه شدیم ، موظف به ایمان آوردن بدان نیستیم ؛ بلکه موظفیم به آن ایمان نیاوریم و به همان فطرت توحیدی و تعالیم توحیدی پیامبران که می شناسیم ، پایبند بمانیم.
پی نوشت ها:
1. توبه (9) آیه 30.
2. آل عمران (3) آیه 67.






