با سلام
همیشه یک سوال ذهن منو رو مشغول کرده
صیغه
با توجه به گفته دینمون صیغه حلال یاد شده . چرا دولت عزیزمون که بر مبنای دین هست
به این مسئله یک دید نا آشنا داره . ما چرا نباید مراکزی در این ضمینه داشته باشیم.
من در خیلی از سایتها در باره مسائل خودارضاعی و تجاوز به دختران زیاد میبینم.
و واقعا دلم میسوزه . میشه واقعا با توجه به قوانین اجتماعی و خانوادگی ( البته در چارچوبی خاص و قوانین مربوطه و مسائل اخلاقی بانوان و آقایان ) این کار رو انجام داد . یعنی فراهم کردن ضمینه صیغه برای جوانان .
البته در این مورد دلیل زیاده که واقعا صیغه از فحشا جلوگیری میکنه . مطمئن هستم از دید خدا صیغه بی حکمت نیست . جلو گیری از فحشا یکی از هزاران حکمته صیغه است .
با تشکر
با سلام و تشکر به خاطر ارتباطتان با این مرکز.
ذهنیت و شناخت ها از صیغه (ازدواج موقت) صحیح و کامل نیست؛ زیرا اوّلاً ازدواج موقت، همانند ازدواج دائم، نوعی ازدواج است که زن و مرد با هم پیمان میبندند تا زمانی که در ازدواج و عقد یکدیگر هستند، حقوق هم را مراعات نموده و تکالیفی را که بر عهده دارند، به انجام رسانند، نیز در پیمان زناشویی وفادار بوده و به همدیگر خیانت نکنند، چنان که نیازهای جسمانی و روحی همدیگر را تأمین کرده و نقصهای همدیگر را تکمیل کنند. این هدف اساسی ازدواج است که در هر دو نوع ازدواج تأمین میشود. نیز همان گونه که آیات قرآن بیان کرده، موجب آرامش و ایجاد محبت در زن و شوهر میشود. زن و مرد،هر یک در ازدواج موقت یا دائم، حقوق و وظایفی دارند که باید به انجام برسانند. چنانچه فرزندی متولد شود، تمام شرایط و حقوق آن در ازدواج دائم و موقت یکسان است زیرا در ازدواج موقت بعد از تمام شدن مدت آن، نیاز به نگه داشتن عِدّه است که حداقل چهل و پنج روز و حداکثر شصت روز است، بنابر این اگر خانمی حتی اگر چند دقیقه به ازدواج فرد دیگری درآمد، تا چهل و پنج یا شصت روز دیگر نمیتواند به ازدواج دیگری در آید.
در پاسخ از این پرسش که فلسفه ازدواج موقت چیست، توجه شما را به مطالب ذیل جلب میکنیم:
خدا طبق حکمت و مصلحت بالغه خویش، غرایز متفاوتی را در وجود انسانی به ودیعت نهاده است. وجود شهوت و غریزه حیوانی در نهاد آدمی امری طبیعی و غیر قابل انکار است. از ابتدای تاریخ تا به حال سه دیدگاه کلی در مواجهه با این غریزه پدید آمده است :
1 - کمونیسم جنسی:
بعضی را عقیده بر این است که باید جلوی این قوه را باز گذاشت و به افراد اجازه داد هر چه میخواهند بکنند و در ارضای قوه شهوانی محدودیتی نداشته باشند. هر پسری میتواند از صدها زن کام جوید و هر دختری میتواند از دهها مرد بهره گیرد. این دیدگاه طبق موازین تمام شرایع آسمانی مردود است. اصولاً ادیان الهی یکی از محورهای رسالتشان، دور نگاه داشتن مردم از شهوترانی است، هم چنین با اصول روانشناسی و نیازهای روحی و معنوی و اساسی و بنیاد خانواده و جامعه، نیز عقل و منطق سازگاری ندارد، اما مکاتب مادی که در باتلاق فساد و پوچگرایی گرفتارند، تابع این دیدگاه میباشند.
2 - رهبانیت موقت:
آیا به راستی انسانی که شهوت در درونش موج میزند و در وجودش شهوت قرار داده شده است، این سخن را میپذیرد که در صورت عدم وجود شرائط ازدواج دائم مدتی چند ساله رهبانیت پیشه کند و به ارضای این غریزه اقدام نکند؟! این راه نیز فرضی بیش نیست و تحققش ممکن نمیباشد، چرا که دین مبین اسلام آن را نفی نموده است نیز با نیاز غریزی که خداوند در وجود انسان قرار داده است ،سازگار نیست. علاوه بر این عوارض روانی و جسمی فراوانی بر انسان وارد میشود که در کتب مربوطه بحث شده است.
3 - ازدواج موقت:
وقتی بیبندوباری و رهبانیت موقت قابل قبول نیست، از دیگر سو ازدواج دائم برای برخی اشخاص به دلایل متعدد میسر نمیباشد، چه باید کرد؟ وقتی دانشجو یا شخص مسافری در یک کشور به علت عدم امکان ازدواج دائم و سایر امکانات با فشار شهوت مواجه میشود، چه باید کرد؟ آیا سفارش به عفت و نگاهداری نفس برای همه آدمها کارساز خواهد بود؟
دین اسلام که خاتم ادیان الهی است، باید راه حلی صحیح در اختیار نسل بشری قرار دهد و قانونی وضع نماید که مستلزم بی بند و باری نباشد، از دیگر رو نیازهای غریزی انسان را به سادهترین صورت دفع نماید. اگر گفتهاید ازدواج موقت باعث رواج فساد میشود و عامل سوءاستفاده شهوترانان است، باید گفت که:
اولاً با توجه به سخنان گفته شده به هیچ عنوان عامل رواج فساد نمیباشد، بلکه باعث روشمند شدن و قانونمندی میشود. اگر این مسئله مورد توجه قرار میگرفت، از فساد و بیوبند باری و روابط آزاد و گسترده و بدون هیچ قاعده و قانون جلوگیری میکرد، اگر به وضع جامعه نگاه کنیم، به خاطر مسائل بسیاری از جمله موضوع اقتصادی، فرهنگی، بلوغ و اجتماعی و...
مسئله ازدواج دائم فراهم نیست اما روابط بی حد و حصر و بدون قانون این همه گسترش یافته است.
ثانیاً: چه قانونی سراغ دارید که عدهای از آن سوء استفاده نکنند؟ اصلاً سوء استفاده از قانون ربطی به اصل قانون ندارد و شرائط ازدواج موقت در مقایسه با ازدواج دائم بسیار سهل میباشد که به مواردی از آن اشاره میکنیم:
1 - در ازدواج موقت مدت زندگی مشترک به طور موقت و با توافق زوجین تعیین میشود و قابل کم و زیاد شدن است. این امر آزادی فراوانی برای زوجین ایجاد میکند.
2 - در ازدواج موقت مرد عهده دار مخارج روزانه و لباس و مسکن و سایر احتیاجات زن از قبیل دارو و طبیب نیست ، مگر این که طرفین شرط کنند.
3 - در ازدواج دائم، خروج زن از منزل بدون اجازه شوهر جائز نیست، به خلاف متعه، که زن آزاد است ، مگر این که شرط ضمن عقد شود.
ازدواج خواه دائم یا موقت آثار حقوقی و شرعی و تعهداتی بین طرفین ایجاد می کند . به همین خاطر بایستی طبق ضوابطی انجام گیرد تا آن آثار بر آن بار شود. نیز امکان حمایت قانونی از آن در صورتی که یکی از طرفین عمدا یا ناخواسته قصور ورزد یا تخلف کند، بر آن مترتب شود و این در قالب واژهها (که به آن عقد ازدواج می گویند) اعلان می شود.
همان گونه که میان ازدواج دائم با رابطه نامشروع و دائمی یک زن و مرد تفاوت وجود دارد، بین ازدواج موقت و فاحشگی و زنای موقت نیز تفاوت وجود دارد. اگر مردم به آموزه های اسلامی توجه نمایند و آن ها را در زندگی به کار بندند ، از دواج موقت به صورتی که در اسلام آمده ،هیچ مشکلی در زندگی زناشویی ایجاد نمی کند .
روشن است که ازدواج موقت عملی صحیح ومنطقی است ولی به جهت فرهنگ غلطی که در جامعه حاکم است وحالت بد بینی که نسبت به صیغه وازدواج موقت وجود دارد دولت اگر دخالت کند قشر وسیعی از مردم پذیرای این مطلب نیستند ومشکلی به مشکلات دولت اضافه می شود .این حرکت باید از متن جامعه وروزنامه ها وشخصیت های اجتماعی ودانشگاهی اغاز شود و در دراز مدت فرهنگ سازی شود تا نهادها و موسسات مربوطه بتوانند اقدام نمایند . چندین سال قبل جناب اقای رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه ف همین موضوع را مطرح نمود که مورد اعتراض گروه زیادی از مردم ومطبوعات قرار گرفت .بنا براین تازمینه فرهنگی وپذیرش در جامعه ایجاد نشود دولت نمی تواند در این رابطه اقدام نماید.






