از ميوه درختان خرما و انگور باده مستىبخش و خوراكى نيكو براى خود مى گيريد قطعا در اين[ها] براى مردمى كه تعقل مىكنند نشانهاى است سوره نحل آيه 67
سلام
خداوند در قرآن از مستي و شراب كه مست مي كند و عقل مي برد بسيار گفته است پس اين آيه به چه منظور است
آيا باده و شراب با هم فرق دارند
ما كه نخورديم
ولي ميشه خورد
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
در میان کتاب های لغت و نیز تفاسیر مرتبط، فرق خاصی میان خمر، باده و شراب دیده نشده و باده به معنای شراب یا خمر است.
در آیه شریفه مورد سوال، نظر بیش تر مفسران بر این است که مقصود آیه بیان دو نوع استفاده از میوه های شیرینی چون خرما و انگور است . یک استفاده از آن برای تهیه باده و شراب و نهایت نوشیدن و مست شدن است . در مقابل استفاده دیگر بهره بردن از خود میوه است، بدون آن که از آن شراب بگیرند که رزق و روزی نیکو و حسن خواهد بود، زیرا خرما و انگور از میوه های بهشتی اند، به شرطی که از حالت طبیعی خود خارج و ابزاری برای تهیه شراب نشوند.
به دو تفسیر در این مورد بدون ویرایش اشاره می کنیم :
علامه طباطبایی در جمله ای کوتاه به این نکته اشاره کرده است که از میوه درختان خرما و انگور هم باده و شراب تهیه می کنند و هم از آن به عنوان رزق حسن و نیکو بهره می گیرند.
ایشان نوشته است: آيه شريفه:" وَ مِنْ ثَمَراتِ النَّخِيلِ وَ الْأَعْنابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَراً وَ رِزْقاً حَسَناً" ... ..... شراب را در مقابل رزق نيكو قرار داده است. (1)
در تفسیر نمونه آمده است :
" وَ مِنْ ثَمَراتِ النَّخِيلِ وَ الْأَعْنابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَراً وَ رِزْقاً حَسَناً" از ميوههاى درخت نخل و انگور، مسكرات و روزي هاى پاكيزه فراهم مىكنيد".در اين جا" سكر" يعنى مسكر و شرابى را كه از انگور و خرما مىگرفتند، درست در مقابل رزق حسن قرار داده ، آن را يك نوشيدنى ناپاك و آلوده شمرده است.(2)
با این حال در بعضی دیگر از تفاسیر، نامی از باده و شراب به میان نیامده ؛ مقصود از سکّر، شیره خرما و یا انگور دانسته شده .(3)
احتمال هم دارد باده يك كلمه فارسي و شراب عربي آن باشد.
پی نوشت ها:
1. طباطبایی ، تفسیر الميزان، ترجمه موسوی همدانی ،قم، انتشارات جامعه مدرسین، 1374 ،ج2، ص 291.
2.مکارم شیرازی ، تفسير نمونه،تهران، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، 1382، ج5، ص 71.
3. طیب ، أطيب البيان في تفسير القرآن،تهران، انتشارات اسلام، 1378 ،ج8، ص 151.






