باسمه جلت اسمائه
لطفا علت و سند متعبر حکم های زیر را برایم بفرستید:
1- صدای آواز زن حرام است
2- موسیقی لهو حرام است
3- استعمال طلا برای مردان حرام است
با تشکر از لطف شما
پرسش 1:
علت برخي از احکام شرح باسمه جلت اسمائه لطفا علت و سند متعبر حکم هاي زير را برايم بفرستيد: 1- صداي آواز زن حرام است؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
شنيدن صداي آواز زن، در صورتي که به صورت غنا باشد و يا تحريک کننده باشد يا با قصد لذت به آن گوش داده شود، حرام است؛ اما اگر صداي زن به صورت غنا نباشد و تحريک کننده هم نباشد و گوش دادن به صداي او هم به قصد لذت و ريبه نباشد و مفسده اي هم بر آن مترتب نشود، اشکال ندارد. (1)
دليل اصلي حرمت شنيدن صداي آواز زن، در صورتي که به صورت غنا باشد و يا تحريک کننده باشد، قرآن و روايات است.
آيات قرآن با اشاره رمز حرمت غنا را بيان نموده است؛ ولي رواياتي که از اهل بيت - عليهم السلام - در تفسير آيات وارد شده است، با صراحت حرمت غنا را اثبات مي کنند.
از جمله، آيه شريفه: «و من الناس من يشترى لهو الحديث ليضلّ عن سبيل اللّه بغير علم و يتخذها هزواً اولئك لهم عذاب مُهين»(2) دلالت برحرمت موسيقي دارد؛ «گروهى از مردم، خريدار سخنان بيهوده اند، تا به نادانى، مردم را از راه گمراه كنند و قرآن را به مسخره مىگيرند. بهره اينان، عذابى است خوار كننده».
در روايات صحيح، اين آيه بر غنا و موسيقي تطبيق شده و وعده آتش، بر آن ها داده است. (3)
در آيه ديگر آمده است: «والذين لايشهدون الزور واذا مروا باللغو مروا كراماً»؛ (4) «مؤمنان واقعي آنان اند كه به دروغ شهادت نمىدهند و چون برناپسندى بگذرند، به شتاب از آن دورى مىجويند».
در روايت معتبر، "الزّور" به غنا و موسيقي تفسير شده است. (5)
در آيه ديگر مي خوانيم: «والذين هم عن اللغو معرضون»؛ (6) «آنان كه از عمل (يا سخن) بيهوده اعراض مى كنند».
در ذيل اين آيه شريفه، روايتى از امام نقل شده كه آن حضرت مى فرمايد: «انه الغناء والملاهى»؛ (7) «آن لغو، عبارت است از لهو و لعب».
روايت ديگري که در خصوص شنيدن صداي زن خواننده وارد شده است، چنين است:
مسعدة بن زياد ميگويد: «در خدمت امام ششم بودم که شخصي گفت: در همسايگي من کساني هستند که کنيزهاي آوازه خوان و موسيقيدان دارند و گاه و بي گاه ميخوانند و مينوازند. گاهي که براي کاري به طرف ديوار خانه آنان ميروم، اندکي توقف ميکنم تا آواز آنها را بهتر و بيش تر بشنوم! حضرت فرمود: ديگر اين کار را تکرار مکن». (8)
فلسفه و حکمت حرمت غنا:
اما فلسفه حکم حرمت غنا و صداي تحريک کننده آن است که اين امور انسان را از خداوند متعال و فضايل اخلاقى دور نموده و به سمت بىبندوبارى و گناه سوق مي دهد. (9)
توضيح:
خداوند انسان را خلق نموده است تا به سعادت و کمال دنيا و آخرت برسد و برنامه هايي براي رسيدن انسان به سعادت و کمال بيان نموده است و اساس رسيدن به سعادت و کمال دنيا و آخرت، در ارتباط سالم با خداوند و نزديک شدن به خداوند از طريق انجام دستورات الهي است. بر همين اساس، اسلام هر کاري را که موجب غفلت انسان از خداوند گردد، جايز نمي داند.
همان طوري که در پاسخ به سؤال ديگر شما توضيح داده شد، غنا و صداي آواز تحريک کننده زن، غريزه شهواني را در انسان تقويت مي کند.
واقعيت آن است که غريزه جنسي، از نيرومندترين غرايز در وجود انسان است که بسياري از رفتارهاي انساني را شکل ميدهد و به گونههاي مختلف ظهور و بروز دارد. اسلام که يک مکتب جامع است و ميخواهد مردان و زنان مسلمان، از يک طرف روحي آرام و اعصابي سالم و چشم و گوشي پاک داشته باشند تا بتوانند قلههاي رفيع انساني و رستگاري را فتح نمايند و از طرف ديگر، به نيازهاي غريزي و فطري خود نيز دست يابند، بنابراين، با حساسيت ويژه، اما واقعبينانه و لحاظ کردن طبيعت و اميال دروني و خواستههاي نفساني انسان، قوانين و احکامي را جهت حفظ و نگهداري فرد و جامعه در خط اعتدال و ميانه روي وضع کرده است.
بنابراين، هر عاملي که موجب تحريک انگيزههاي شهواني در انسان شود و موجب اختلال در نظم اجتماعي و بنيان خانواده شود و به آرامش روحي، رواني و عفت عمومي، صدمه وارد کند، مورد تأييد اسلام نيست. اسلام ميخواهد انواع لذتهاي جنسي در محيط و درون خانواده شکل گيرد و از اين طريق، آرامش روحي و رواني و پيوندهاي عاطفي نيز برقرار بماند و با طرح آن در محيط جامعه، به پيوند خانواده و اجتماع نيز آسيب وارد نشود.
اگر انسان خود را در وادي شهوت و چيزهايي که مهيّج و تحريک کننده است، بيندازد، کمکم از خوبان و خوبيها فاصله ميگيرد. از تلاوت قرآن، رفتن به مساجد، خواندن نماز و دوستان صالح فاصله ميگيرد و به حدّي ميرسد که اصلاً از خوبيها بدش ميآيد و بد و بديها را دوست ميدارد و همواره با آنها همراه ميشود. در نهايت، از خدا فاصله مي گيرد و با دوري از خداوند، از رسيدن به سعادت و کمالي که فلسفه آفرينش انسان است، باز مي ماند.
پينوشتها:
1. آيت الله خامنه اي، اجوبة الاستفتائات، چاپ پنجاه و ششم، سؤال 1143و 1146.
2. لقمان (31) آيه 5.
3. وسائل الشيعه، ج 12، ص 226، روايت 6، محمد بن مسلم عن الباقر(ع): «الغناء، مما وعداللّه عليه النار. و تلاهذه الايه: و من الناس من يشترى لهو الحديث ليضل عن سبيل اللّه بغير علم و يتخذها هزواً، اولئك لهم عذاب مهين».
4. فرقان (25) آيه 72.
5. وسائل الشيعه، ج 12، ص 226، روايت 3 و 5.
6. مؤمنون (23) آيه 3.
7. عبد على بن جمعه العروسى الحويزى، تفسير نورالثقلين، ج 3، ص 529، اسماعيليان، قم.
8. بيست پاسخ، مؤسسه در راه حق، به نقل از: وسائل الشيعه، ج 2، ص 957.
9. آيت الله خامنه اي، اجوبة الإستفتائات، سؤال 1130.
پرسش 2:
چرا موسيقي لهو حرام است؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
يکى از مسلّمات اسلامى اين است که احکام شرعى تابع و برگرفته از مصالح و مفاسد واقعى است؛ يعنى هر امر شرعى، به علت مصلحت ضرورى است و هر نهى شرعى، ناشى از مفسدهاى است که بايد ترک شود. خدا براى اين که بشر را به يک سلسله مصالح واقعى که سعادت او در آن است، برساند، امورى را واجب يا مستحب کرده است. براى اين که بشر از مفاسد دور بماند، او را از پارهاى کارها منع نموده است. اگر مصالح و مفاسد نبود، نه امرى بود و نه نهيى.
مصالح و مفاسد و به تعبير ديگر، حکمتها به گونهاى است که اگر عقل انسان به آنها آگاه گردد، عقل نيز همان حکم را مىکند که شرع بيان کرده است؛ منتها درک تمام حکمت هاي احکام الهي، براي عقل ممکن نيست و بايد هر حکمي الهي را تعبدا قبول نماييم.
در مورد حرمت موسيقي و آهنگ هاي لهوي و يا خواندن غنا نيز مصلحت و حکمت هايي وجود دارد. ممکن است حکمت اصلي حرمت گوش دادن به موسيقي لهو، ضررهايي باشد که از طريق گوش دادن به موسيقي بر انسان وارد مي شود.
موسيقي لهوي و غنا ضررهاي فراواني دارد، از جمله:
1. ضعف اعصاب و اختلال حواس: موسيقي، به ويژه آهنگ هاي حساس آن، تحريکاتي در اعصاب "سمپاتيک" و "پارا سمپاتيک" به وجود ميآورد که در نتيجه، تعادل اين اعصاب به هم مي خورد و انسان دچار ضعف اعصاب ميگردد.
2. ضررهاي اخلاقي: مجالس موسيقي، از نظر زيانهاي فردي و اجتماعي، باعث گناهان فراوان ميشود. موسيقي، سهم بزرگي در به وجود آوردن ناپسندي ها و پليديها دارد. نغمات موسيقي، اجتماع را به فساد و انحراف ميکشاند. موسيقي، مخصوصاً در محافل مختلط و بهويژه در صورتي که خواننده زن باشد، مهيّج شهوت و هوس است و باعث شهوتراني و عشقبازي و اعتياد به آن ميشود و جامعه را دچار گناه و لغزشهاي فراوان ميکند.
3. بزرگ ترين ضرر موسيقيهاي مبتذل و لهوي، دوري از خدا است. اساس سعادت، ياد خدا است که مايه حيات و اطمينان قلب ميشود. کارهاي غفلتآور در اسلام ناروا قلمداد شده و موسيقي و غنا و رقص و مجالس لهو و لعب، نقش مؤثري در غفلت از خدا دارد. واضح است که اسلام چيزي را بدون جهت حرام نميکند و آن نوع موسيقي،چون از جهات مختلف زيان بخش است، در اسلام تحريم شده است.
مسعدة بن زياد ميگويد: «در خدمت امام ششم بودم که شخصي گفت: در همسايگي من کساني هستند که کنيزهاي آوازهخوان و موسيقيدان دارند و گاه و بي گاه ميخوانند و مينوازند. گاهي که براي کاري به طرف ديوار خانه آنان ميروم، اندکي توقف ميکنم تا آواز آنها را بهتر و بيش تر بشنوم! حضرت فرمود: ديگر اين کار را تکرار مکن». (1)
پيامبر(ص) فرمود: «خدا مرا به رسالت بر انگيخته است تا براي مردم جهان رحمت باشم و آنان را به سوي سعادت راهنمايي کنم. خدا فرمان داده که آلات موسيقي را محو کنم و کارهاي جاهليّت را براندازم». (2)
اگر انسان خود را در وادي موسيقيهاي مهيّج و مطرب و رقص و پايکوبي بيندازد، کمکم از خوبان و خوبيها فاصله ميگيرد. از تلاوت قرآن، رفتن به مساجد، خواندن نماز و دوستان صالح فاصله ميگيرد و به حدّي ميرسد که اصلاً از خوبيها بدش ميآيد و بد و بديها را دوست ميدارد و همواره با آنها همراه ميشود.
بدترين آثار منفي خانوادگي موسيقي که تجربه آن را نيز ثابت کرده، آن است که غيرت ناموسي را در مردان و عفت و حيا را در زنان از بين مي برد.
در نتيجه، ممکن علت حرمت موسيقي لهوي، همين ضررهايي باشد که از آن به وجود مي آيد. ممکن است علاوه بر اين ضررها، حکمت هاي ديگري هم داشته باشد که هنوز براي ما نامعلوم باشد.
لطفاً هر گاه سؤال شرعي مي پرسيد، نام مرجع تقليد خود را ذکر کنيد تا بر اساس نظر مرجع شما پاسخ بدهيم.
پي نوشت ها:
1. بيستپاسخ، مؤسسه در راه حق، به نقل از: وسائل الشيعه، ج 2، ص 957.
2. همان، به نقل از: مستدرک الوسائل، ج 2، ص 458.
پرسش 3:
چرا استعمال طلا براي مردان حرام است ؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
دليل اصلي براي حرمت استفاده مردان از طلا، روايات است، از جمله:
1. پيامبر به علي (ع) فرمود: «لا تختم بالذهب فانه زينتک في الاخرة»؛ (1) «از انگشتر طلا پرهيز کن؛ زيرا زينت تو در آخرت خواهد بود».
2. امام باقر (ع) فرمود: «پيامبر (ص) به علي (ع) فرمود: براي تو دوست دارم آنچه را که براي خود دوست دارم. نمي پسندم براي تو آنچه را که براي خود نمي پسندم. اي علي! انگشتر طلا به دست نکن؛ آن زينت تو در آخرت خواهد بود». (2)
3. از امام باقر (ع) درباره استفاده از انگشتر طلا پرسيدند، حضرت فرمود: «نبايد مردان آن را به دست کنند». (3)
علت و فلسفه حرمت زينت مردان از طلا:
در روايات به فسلفه و حکمت حرمت طلا براي مردان، چندان اشاره نشده است؛ اما ممکن است موارد زير به عنوان فلسفه حرمت طلا باشد.
الف) استفاده طلا براي مردان، از نظر آثار روحي و اجتماعي مطلوب نيست. اگر مردان انگشتر طلا به دست کنند، روحيه تجمل گرايي در جامعه رواج پيدا مي کند. همچنين زيور و زينت از حالات زنانه محسوب مي شود و با روحيات مردانگي، چندان تناسب ندارد. اين مسئله، در مورد پوشش مخصوص زنان و مردان وجود دارد؛ يعني پوشيدن لباس مخصوص زنان، براي مردان جايز نيست.
رسيدن به مرحله عبوديت پروردگار که مقصود اسلام است، با اين گونه روحيات سازش ندارد.
ب) ممکن است استعمال طلا براي مردان از نظر سلامتي، ضرر مهمي داشته باشد و طبيعت مرد با خاصيتي که طلا دارد، سازگار نباشد و اين ناسازگاري ممکن است اختلال در سلامت جسم و روح انسان ايجاد کند.
ج) ممکن است حکمت هاي ديگري داشته باشد که هنوز براي بشر کشف نشده باشد.
پينوشتها:
1. وسائل الشيعه، ج 3، ص 299.
2. همان، ص 300.
3 . همان.






