در روایتی در اصول کافی می خوانیم: محمد بن يحيى، عن محمد بن الحسين، عن أحمد بن محمد بن أبي نصر، عن داود ابن سرحان، عن أبي عبدالله عليه السلام قال: قال رسول الله صلى الله عليه وآله: إذا رأيتم أهل الريب والبدع من بعدي فأظهر والبراء ة منهم وأكثروا من سبهم والقول فيهم والوقيعة وباهتوهم كيلا يطمعوا في الفساد في الاسلام ويحذر هم الناس ولا يتعلمون من بدعهم يكتب الله لكم بذلك الحسنات ويرفع لكم به الدرجات في الآخرة. باب مجالسه اهل المعاصی-ج2،ص524 در این روایت شریف امر به سب اهل ریب و بدعت شده است که صحت سند این روایت هم علامه مجلسه در مراه العقول تایید کرده و می گوید: في بعض الأخبار أيضا تصريح بالإذن في سب أهل الضلال و الوقيعة فيهم. فروى الشيخ أبو جعفر الكليني رضي الله عنه في الصحيح عن داود بن سرحان عن أبي عبد الله عليه السلام قال... که در ادامه به صحت این حدیث تصریح دارد(مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، ج 10، ص: 424) سوال من این است که سب امر خوبی نیست چرا پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله به آن امر کرده است با توجه به اینکه خلیفه های غاصب سردم داران اهل بدعت هستند حکمتش چیست این سب؟ و فایده اش چیست؟البته قبول دارم لعنو برائت از دشمنان اهل بیت علیه السلام و اظهار آن واجب و بسیار مهم است(کما اینکه در روایتی حضرت ایمان را علاوه بر قلبی بودن زبانی و عملی بودن آن را هم تصریح کرده اند)فقط سب را مانده بودم که وقتی این روایت را دیدم چون که مطیع سخنان ائمه اطهاریم مانند لعن برایش اهمیت قائلم ولی حکمتش را نمی دانم که می خواستم بدانم ب باتشکر
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
لعن، دشنام و بی ادبی نیست، بلکه دعا و طلب عذاب و ناکامی در دنیا و آخرت برای افرادی است که آن ها را دشمنان حق، خدا، دین و مردم می دانیم.
سبّ، فحش و اهانت و بی ادبی کار پسندیده ای نیست. خدا و پیامبر بندگان را مؤدب و خوش اخلاق و بری از زشتی ها و ناپسندی ها می خواهند. از این رو قرآن ، پیامبر و امامان از بدزبانی و دشنام حتی نسبت به دشمنان نهی کرده اند. به آیات و روایات زیر توجه کنید:
فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِك؛ (1)
به (بركت) رحمت الهى، در برابر آنان [مردم] نرم (و مهربان) شدى! اگر خشن و سنگدل بودى، از اطراف تو، پراكنده مىشدند.
"فظّ" خشونت در كلام و تندى و زنندگى در زبان است. (2)
رسول خدا خطاب به عربی که او را می جست فرمود: خدا مرا در تورات این گونه معرفی کرده است :"...لیس بسخاب و لا فحاش ؛ نه فحش می دهد و نه بر سر کسی فریاد می کشد" . در قرآن فرموده : لو کنت فظا... .(3)
فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُل ؛(4)
پس صبر كن آن گونه كه پيامبران «اولو العزم» صبر كردند.
فَاصْبِرْ صَبْراً جَميلاً ؛(5)
پس صبر جميل پيشه كن.
وَ اصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَميلا؛ (6)
در برابر آنچه (دشمنان) مىگويند شكيبا باش و به طرزى شايسته از آنان دورى گزين.
آیات بالا همگی رسول خدا را به صبر و تحمل بد اخلاقی ها و بد زبانی های کافران و مشرکان و منافقان دعوت کرده و از مقابله به مثل باز می دارد.
وقتی امام حسن علیه السلام توصیف رسول خدا را از دایی خود هند ابن ابی هاله پرسید ،گفت:
َكَانَ دَائِمَ الْبِشْرِ سَهْلَ الْخُلُقِ لَيِّنَ الْجَانِبِ لَيْسَ بِفَظٍّ وَ لَا صَخَّابٍ وَ لَا فَحَّاشٍ وَ لَا عَيَّابٍ وَ لَا مَدَّاحٍ يَتَغَافَلُ عَمَّا لَا يَشْتَهِي؛ (7)
ایشان همیشه چهره ای گشاده و بشاش و خلقی نرم و گیرا داشت. نه اهل فریاد بود و نه فحش و نه عیبگویی و ثناخوانی . تملق و خود را از سخنانی که خوش نداشت، به نشنیدن می زد.
امام صادق (ع) می فرماید: امام علی شهادت فردان بد زبان فحش دهنده را نمی پذیرفت. (8)
وقتی در جنگ صفین یاران امام به معاویه و یارانش دشنام دادند ، امام خطاب به آنان فرمود:
رسول خدا فرمود:
إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَ الْجَنَّةَ عَلَى كُلِّ فَحَّاشٍ بَذِيءٍ قَلِيلِ الْحَيَاءِ لَا يُبَالِي مَا قَالَ وَ لَا مَا قِيلَ لَه؛ (9)
خداوند بهشت را بر هر بد زبان فحش دهنده و کم حیا که برایش اهمیت ندارد چه می گوید و به او چه می گویند، حرام کرده است.
اما واژه "لعن" به معنای فحش نیست . لعن از جانب خدا به معنای راندن و محروم کردن بنده از نعمت ها و برکات و الطاف است، مانند دریغ داشتن توفیق از او در دنیا و مبتلا ساختن او به عقوبت در جهان دیگر. لعن از طرف ملائکه و بندگان صالح، یعنی طلب محرومیت از نعمت ها و مبتلا شدن به عذاب ها.
لعن به دو صورت است:
1.گاهي ما افراد را نه به نام، بلکه به وصف لعن و نفرين مي کنيم مثلا می گوییم :"خدایا کسانی را که به اهل بیت رسول خدا ظلم کردند، لعن کن". اين گونه عمل کردن جايز است و هیچ ايرادي ندارد . هيچ مسلمانی هم مخالف نيست. کدام مسلمان است از شيعه يا سني که از لعن آزار دهندگان رسول خدا ناراحت شود؟ کدام مسلمان است که از لعن بدعتگذاران در دين و ايجاد کنندگان انحراف عقيدتي و عملي در جامعه اسلامي ناراحت شود؟ کدام مسلمان است که از لعن و نفرين دروغگويان بر خدا و رسول ( آنان که سخنان دروغيني را آگاهانه به خدا و رسول نسبت مي دادند ) ناراحت شود ؟ مگر خدا به لعن دروغ بافان بر خدا و رسول دعوت نکرده است؟ مگر خدا به لعن آزار دهندگان پيامبران دعوت نکرده است ؟
ان الذين يؤذون الله و رسوله لعنهم الله في الدنيا و الاخره (10)
الم تر الي الذين اوتوا نصيبا من الکتاب يؤمنون بالجبت و الطاغوت و يقولون للذين کفروا هؤلاء اهدي من الذين آمنوا سبيلا اولئک الذين لعنهم الله (11)
ان الذين يکتمون ما انزلنا من البينات و الهدي من بعد ما بيناه في الکتاب اولئک يلعنهم الله و يلعنهم اللاعنون (12)
با توجه به اين آيات، لعن آزار دهندگان خدا و رسول و دروغ بافان بر خدا و رسول و کتمان کنندگان آيات و حقايق و...، کار جايز و ارزشمند، بلکه واجب است.
2.لعن افراد معین با نام بردن از آنان : اگر کسي با دلایل محکم افرادي را دروغگوي عمدي بر خدا و رسول و بدعتگذار در دين و آزار دهنده خدا و رسول و...مي داند ، مي تواند آنان را به خاطر رفتارهاي ظالمانه شان لعن و نفرين کند. اگر آنان به واقع از این گونه افراد باشند که خدا هم آنان را لعن کرده و لعن بر آنان را می پسندد . اگر اشتباه کرده باشد، چنانچه در بحث و جستجو سستی نکرده و در اشتباهش تقصیر نداشته باشد ، معذور است . برای این که افراد معین را به ناحق لعن نکرده باشد، بهتر است از لعن افراد معین خودداری ورزد . افراد را به وصف لعن کند، مگر این که لعن افراد ، به نام از جانب معصوم رسیده باشد .
بنا بر این لعن افراد بی ادبی به آنان نیست، بلکه نفرین و طلب محرومیت از بهشت و نعمت هایش و گرفتار شدن به عذاب خداوند است. همچنان که برای افراد خوب دعا می کند و بهشت و رهایی آنان از جهنم را می طلبد، برای افراد بد هم دعا کرده و دوری از بهشت و وارد شدن به جهنم را برای آنان از خدا می خواهد.
متاسفانه نزد برخي از متدیّنان، «تهمت و افترا زدن» به مخالفان، جایز شمرده میشود . چنین استدلال میکنند که با تهمت باید آبرو و حیثیت آن ها را از بین برد تا کسی به آن ها اعتماد نکند و تحت تأثیر گمراهیشان قرار نگیرد. آنان به روایتی از رسول خدا استناد می کنند که به شرح زیر است:
عن أبي عبد الله ( عليه السلام ) قال : قال رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) : إذا رأيتم أهل الريب و البدع من بعدي فأظهروا البراءة منهم و أكثروا من سبهم و القول فيهم و الوقيعة و باهتوهم كيلا يطمعوا في الفساد في الاسلام و يحذرهم الناس و لا يتعلمون من بدعهم يكتب الله لكم بذلك الحسنات ويرفع لكم به الدرجات في الآخرة (13)
در این روایت حضرت، وظیفه امت را در مقابل «اهل بدعت» بیان فرموده و دستور داده اند که از آنان برائت جسته، عیبها و ایراداتشان را بازگو کنید . آنان را «مبهوت» سازید تا برای تباه کردن ِ اسلام، طمع نکنند.
واژه «باهتوهم» از ماده «بهت» به معنی «مبهوت ساختن» است، یعنی به قدری با قوّت با آنان بحث کنید و دلیل محکم و قاطع ارائه کنید، که اهل بدعت را «متحیّر و مبهوت» ساخته و از پاسخ دادن ناتوان کنید. چه اینکه حضرت ابراهیم هم، چنان منطقی و مستحکم با کافر بت پرست احتجاج کرد که او را مبهوت نمود: «فبهت الذی کفر». (14)
قرن ها عالمان اسلام از این روایت این برداشت صحیح را می دانستند . هیچ کس آن را به معنای بهتان و تهمت معنا نمی کرد. فیض کاشانی در شرح آن می نویسد:
با آنان چنان سخن بگوئید که ساکت شوند و حرفی برای گفتن نداشته باشند. (15)
فقهای شیعه تا قرن دوازدهم، در بحثهای فقهی خود، بر این مبنا بودند که حتی به بدعتگذاران در دین نباید نسبت خلاف داد و تهمت زد و دروغ بستن به آن ها جایز نیست، اگر چه آنان به تخریب دین اقدام کردهاند، ولی ما حق نداریم برای ضایع کردن شان، نسبت ناروا به آن ها بدهیم و تهمت بزنیم . شهید ثانی میگفت: در نقد و اعتراض آن ها، نباید ذرهای از حقیقت منحرف شده و مرتکب دروغ گردید. (16)
صاحب جواهر هم در بحث قذف از کتاب الحدود خود، این روایت را نقل میکند، ولی هشدار می دهد که بدگویی نسبت به اهل بدعت به معنای آن نیست که نسبت های ناروا به آن ها داده شود و به آنچه که انجام نداده اند ، متّهم شوند. (17)
از قرن سیزدهم نظریه "به اهل بدعت «تهمت» بزنید تا آن ها را از میدان بدر کنید"، در فقه پدیدار شد. این نظریه ابتدا به شکل احتمال مطرح شد که «باهتوهم» میتواند به معنی « بهتان و تهمت زدن» باشد . سپس در تایید این احتمال گفته شد که: چه مانعی دارد که تهمت زدن به آن ها به خاطر «مصلحت» جایز باشد، و چه مصلحتی بالاتر از آن که با تهمت زدن - مثل آن که فلانی دزد است، و یا کافر شده، و یا اهل زنا و لواط است- او را مفتضح و بیآبرو ساخته تا مردم از او فاصله بگیرند و دین حفظ شود؟ با این تهمت، هر چند یک نفر بی آبرو می شود، ولی دین و ایمان جامعه سالم می ماند! (18)
این معنا ابتدا به عنوان یک «یک احتمال» مطرح شد، ولی «خلاف ظاهر» تلقّی گردید، ولی بعد همان احتمال، به عنوان «ظاهر روایت»، مورد تأیید واقع شد . سپس «فلسفهای» برای آن بیان گردید که با وجود فلسفه، اصلا نیازی به دلالت روایت هم نیست. فلسفه آن است که در تزاحم، با صرف نظر از یک حکم مهم، باید از رعایت «حکم اهمّ» که مصلحت بیش تر و قویتری دارد، مراقبت کرد. این نظر از احتمال کم کم جلو آمد و مباح و سپس راجح معرفی گردید. (19)
این نظر ایراد های اصولی دارد که با توجه به آن ها ، اصلا پذیرفتنی نیست:
- با معنای لغوی "بهت" (مبهوت و حیران کردن) سازگاری ندارد.
- اگر بگوییم "بهت" از ریشه بهتان است ، چون احتمال مخالف وجود دارد ، حدیث مجمل شده و قابلیت استناد را از دست می دهد.
- قرائن نشان می دهد که در این حدیث "بهت" به معنای بهتان نیست.
- کسانی که این حدیث را به تهمت زدن معنا کرده اند ،این فرض را داشته اند که تهمت زدن به آن ها مصلحت دارد، در حالی که خود این محل اختلاف است، بلکه عکس آن وجود دارد ،زیرا سبب می شود که قبح تهمت ریخته شود و نظام اخلاقی جامعه که هدف بعثت است، (20) به هم بریزد.
- فقیهان گذشته با این معنا به شدت مخالفت ورزیده اند. مقدس اردبیلی می نویسد:
مسلمانی که عقیده کافری را مورد نقد و اعتراض قرار میدهد، فقط میتواند از «دلیل منطقی» علیه او استفاده کند . حق ندارد به او نسبت ناروا داده و او را قذف کند، حتی اجازه ندارد که زشتیهای ظاهری و یا عیوب باطنیاش را موجب ناسزا قرار داده و به او خطاب کند: ای جزامی، ولو در واقع هم جزامی باشد، و یا او را کودن و پست بنامد! مسلمان حق ندارد به دین و آئین کفر او دروغ ببندد . زشتیها و ایراداتی که در آن واقعا وجود ندارد، به آن نسبت دهد. از قواعد شهید هم همین طور استفاده میشود.(21)
عــلامه شعرانی میگوید: «بعض عوام» بر اهل «بدعت» افترا میبندند .جملات «کفر»آمیز را به دروغ به آن ها نسبت میدهند تا آن ها را از چشم مردم ساقط کنند، ولی این کار غلط است و تهمت، حرام است. (22)
شهید مطهری می نویسد: بعضی آدمهای «بیسواد» این «باهتوهم» را اینطور معنی کردهاند که به آن ها تهمت بزنید و دروغ ببندید، و بعد میگویند: اهل بدعت دشمن خدا هستند و من دروغ علیه او جعل میکنم، با هر کسی هم که دشمنی شخصی داشته باشد، میگوید: این ملعون اهل بدعت است. صغری و کبری تشکیل میدهد، بعد هم شروع میکند دروغ جعل کردن علیه او. آن وقت است که شما میبینید، دروغ اندر دروغ جعل میشود. (23)
بنا بر این؛ سبّ و تهمت و بهتان و فحش به مخالفان جایز نیست، ولی لعن و طلب نفرین و دوری از رحمت خدا در این دنیا و عذاب آخرت برای آنان است که جایز می باشد. لعن اهل بدعت لازم است.(24)
پی نوشت ها:
1. آل عمران (3) آیه 159.
2. طیب ،أطيب البيان في تفسير القرآن،چ دوم ، تهران ، انتشارات اسلام ، 1378ش ، ج3، ص 408.
3. بحرانی ، البرهان ،چ اول ، تهران ، بنیاد بعثت ، 1416 ق ، ج1 ، ص 709.
4. احقاف (46) آیه 35.
5. معارج (70) آیه 5.
6. مزمل (73) آیه 10.
7. مجلسی ، بحار الانوار ،چ هشتم ، بیروت ، الوفا ، 1403ق ، ج 16 ، ص 152.
8. کلینی ، کافی ،چ پنجم ، تهران ، دار الکتب الاسلامیه ، 1363 ش ، ج7 ، ص396.
9. همان ، ج2 ، ص323.
10. احزاب(33)،آيه 57.
11. نساء(4)،آيه 51-52.
12.بقره(2)،آيه 159.
13. کلینی ، کافی ،چ پنجم ، تهران ، دار الکتب العلمیه ، 1363 ش، ج2 ، ص 375.
14. بقره (2) آیه 260.
15. فیض کاشانی ، وافی ،چ اول ، اصفهان ، کتابخانه امیر المؤمنین ، 1406 ق، ج1 ، ص245.
16. مازندرانی ، شرح اصول کافی ،چ اول ، بیروت ، دار احیاء التراث العربی، 1421 ق ، ج10 ، ص 43.
17. نجفی، جواهر الکلام،چ دوم ، تهران ، دار الکتب الاسلامیه ، 1365 ش ، ج۴۱، ص۴۱۳.
18. شیخ انصاری ، مکاسب ، ج2 ، ص 118.
19. مؤمن ، مبانی تحریر الوسیله، ج۲، ص۴۵۲.
20 . طبرسی ، مکارم الاخلاق ،چ ششم ، قم ، شریف رضی ، 1392 ق ، ص 3.
21. اردبیلی، مجمع الفائده، قم ، انتشارات اسلامی ،ج۱۳، ص۱۶۴.
22. مازندرانی ، شرح اصول کافی(با پاورقی های آیت الله شعرانی) ج10 ، ص 43.
23. شهید مطهری ، مجموعه آثار ، تهران ، صدرا ، ج۲۶، ص۴۱۷.
24. مطالب مربوط به تبیین معنای حدیث "باهتوهم" و رد نظریه "جواز تهمت به مخالفان" خلاصه مقاله ارزشمند "تهمت در خدمت دیانت" از محقق گرامی حجت الاسلام محمد سروش محلاتی است که از سایت اینترنتی ایشان گرفته شده است.






