سوال من کاملا واضح است لطفا به ان پاسخ دهید.

پاسخ 1 .
با سلام و ؛ و تشکر به خاطر ارتباطتان با این مرکز؛
ابوتراب کنیه علی (ع) است .
در وجه نامگذارى على(ع) به «ابوتراب» و زمان و مکان آن اختلاف نظر وجود دارد. از مجموع روایات استفاده مى شود در مکان‏ها و زمان‏هاى مختلف پیامبر(ص) به طور مکرّر على(ع) را با کنیه «ابوتراب» خطاب می کرد و این کنیه را پیامبر(ص) به على(ع) داده است.
در این جا به دو مورد اشاره مى شود:
1- پیامبر با گروهى از یارانش در نیمه جمادى الاولى سال دوم هجرى به تعقیب کاروان قریش که به سرپرستى ابوسفیان عازم شام بود، تا نقطه‏اى به نام »عشیره« پیش رفتند، اما اثرى از کاروان قریش نیافتند. در یکى از روزها که در عشیره بودند، پیامبر بر بالین على(ع) و عمار آمد، دید خوابیده‏اند و بر سر و صورت على خاک نشسته است.
حضرت آن دو را با مهربانى و ملاطفت بیدار کرد و خطاب به على فرمود: «اى ابوتراب (آغشته به خاک) برخیز! آیا نمى‏خواهى شقى‏ترین مردمان روى زمین را به تو خبر دهم! یکى به نام احمیر (لقب قدار بن سالف) است که ناقه صالح پیامبر را پى کرد. دیگرى کسى است که شمشیر بر فرق تو مى زند و محاسن تو را به خون سرت رنگین مى کند». از آن پس على(ع) میان مسلمانان به ابوتراب معروف گردید. این کنیه را حضرت بسیار دوست داشت، زیرا پیامبر او را به چنین کنیه‏اى خطاب کرده بود.(1)
2- عبایة بن ربعى در وجه دیگر این نامگذارى مى گوید: به ابن عباس گفتم: چرا رسول خدا على(ع) را »ابوتراب« نامید؟ گفت: چون على صاحب زمین است و پس از پیامبر حجت خدا بر اهل زمین است و به وسیله او زمین و آرامش آن باقى است، از این رو او را «ابوتراب» نامید.از رسول خدا شنیدم: «وقتى روز قیامت به پا مى شود، آن قدر ثواب و کرامت نصیب شیعیان على(ع) مى شود
که کفار با دیدن این صحنه مى گویند: اى کاش ما از خاک، یعنى از شیعیان على بن ابى طالب بودیم».(3)
پی نوشت ها:

1- . مظهر ولایت، ص 38.سید اصغر ناظم زاده قمی ،قم ،بوستان کتاب ،1380ش ،چاپ سوم ،نقل از مناقب ،ابن مغازلی شافعی ،ص 8 .
2- بحارالانوار ،ج 65 ،ص 124 .تهران ،اسلامیه
پاسخ 2 .
در دوره اموى كه دشنام گفتن به على (ع) بر منابر تبليغ میگرديد ، كنيه ابوتراب را به قصد تحقير ان حضرت به كار می بردند در روایت است که به سهل بن سعد گفته شد که حاکم مدینه بنا داردکه ترا وادار نماید تا بر منبر علی(ع) را سب نمائی گفت چگونه اورا سب کنم گفتند اورا به عنوان ابو تراب نام ببری . پاسخ داد سوگند به خدا که پیامبر این اسم را برای اومعین کرد .....سپس ادامه داد که به خدا سوگند که ابوتراب بهترین اسم برای علی به حساب می امد( 1) (چون پیامبر این نام را برای او انتخاب کرده بود ).
جابر بن يزيد جعفى نقل می کند چون خلافت به بنى اميه رسيد خونها ريختند و امير المؤمنين عليه السّلام را روى منبر هزار ماه لعنت كردند و از او بيزارى جستند و شروع به پنهان كشتن شيعيان در هر شهر نمودند و بنياد زندگى آنها را بر باد دادند براى رسيدن به پشيز بى‏ارزش دنيا مردم را وحشت زده كردند هر كس امير المؤمنين را لعنت نميكرد و از او بيزارى نمى‏جست او را ميكشتند هر كه باشد.
جابر بن يزيد جعفى گفت: از بنى اميه و پيروان آنها شكايت بامام سجاد زين العابدين عليه السّلام كردم گفتم آقا ما را در هر گوشه و كنار ميكشند و از بيخ و بن برميكنند و آشكارا مولاى ما امير المؤمنين را بر روى منبرها و مناره‏ها و بازار و كوچه‏ها لعنت ميكنند و از او بيزارى ميجويند تا آنجا كه در مسجد پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم جمع ميشوند و آشكارا على را لعنت ميكنند يك نفر اين كار را منع نمى‏كند و اظهار ناراحتى نمى‏نمايد اگر يكى از ما انكار كند همه بر او حمله ميكنند و ميگويند اين رافضى و ابو ترابى است و او را پيش فرمانرواى خود ميبرند و مدعى ميشوند كه اين شخص ابو تراب را به نيكى ياد كرده او را ميزنند و زندانى ميكنند و بعد او را ميكشند.
امام عليه السّلام كه اين سخنان را از من شنيد نگاهى بآسمان دوخته گفت:
«سبحانك اللهم سيدى ما احلمك و اعظم شأنك في حلمك و اعلى سلطانك يا رب قد امهلت عبادك في بلادك حتّى ظنوا انك امهلتهم ابدا و هذا كلّه بعينك، لا يغالب قضاؤك و لا يرد المحتوم من تدبيرك كيف شئت و انى شئت و انت اعلم به منا»
. خدايا منزهى مولاى ما چقدر حلم تو زياد است و بلند مرتبه‏اى در شكيبائى و برتر است قدرت تو خدايا آنچنان بندگان خود را مهلت داده كه آنها گمان ميكنند هميشه مهلت دارند تمام اين جريانها در ديدگاه تو است قضاى تو مغلوب نميشود و تدبير حتمى تو قابل جلوگيرى نيست هر جور و هر وقت بخواهى تو داناتر از ما بآنهائى. (2)

1 . اعیان الشیعه، ج 2، ص 10 ، سید محسن امین، ،بیروت ،دار التعارف للمطبوعات ،1418 ه ق ،چاپ پنجم ، تحقیق سید حسن امین .
2 . بحار الانوار، ج‏4، ص: 10
پاسخ 3 .
برخی ازاهل سنت نقل کرده اند که روزى پيامبر اسلام صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به سوى منزل فاطمه رفت وپرسید : پسر عمت کجاست پاسخ داد :در مسجد خوابیده است پیامبر چون اورا مشاهده کرد دید عبا از روی او کنار رفته وخاک به پشتش رسیده. پيغمبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم خاكها را از پشت امير المؤمنين پاك نمود و فرمود: برخيز اى ابو تراب! (1 ) وبرخی از هواداران بنی امیه نقل کرده اند:که هرگاه على (ع) از همسرش فاطمه (ع) آزرده می شد ، بى آنكه وى سخن گويد مشتى خاك بر سرش می ريخت (2 ) همین مطلب سبب شد که به ابوتراب نامیده شود .که قطعا توسط دشمنان اهل بیت (ع)جعل شده است
1 . اعیان الشیعه، ج 2، ص 10 ، سید محسن امین، ،بیروت ،دار التعارف للمطبوعات ،1418 ه ق ،چاپ پنجم ، تحقیق سید حسن امین .به نقل از الاستیعاب فی معرفه الاصحاب ،ابن عبد البر قرطبی مالکی .
2 . . معارف ومعاريف ،ج 1 ، ص ، 358 ،سيد مصطفي دشتي ،قم ، 1376 ش ،چاپ دوم .