1-آیا در کشورهای اسیای جنوب شرقی و کشور چین پیامبرانی جهت هدایت مردم مبعوث شده اند؟
2-چرا پیامبران اکثرا( یا شاید همه) در محدوده خاصی که خاورمیانه نامیده می شود مبعوث شده اند؟
3- آیا بودا پیامبر بوده یا حکیم عارفی مثل حضرت لقمان که الهاماتی بر او می شده و یا تفکرات شخصی خودش بوده که آیین بودایی را بوجود آورده است؟ و نظر اسلام در مورد این شخصیت چیست؟

پرسش 1:
اديان
شرح : 1-آيا در کشورهاي اسياي جنوب شرقي و کشور چين پيامبراني جهت هدايت مردم مبعوث شده اند
پاسخ:

با سلام وقدر داني از ار تبا طتان با اين مر کز
يکي از مشکلات رخدادهاي تاريخي عدم شفافيت آن است،مکان ظهور پيامبران نيزاز مسايل تاريخي است که ابهام دارد و قضاوت دربارة آن مشکل است،اما با توجه به رهنمودهاي وحياني مي گوييم:ظهور پيامبران اختصاص به منطقه خاصى ندارد و طبق آموزه هاي اسلامي همه امت ها از خود پيامبر داشته اند:« و ان من امّة الا خلافيها نذير، (1 ) در هر امتي نذير و هشداردهنده اي وجود دارد»نيز:« لقد بعثنا في کلّ أمة رسولاً أنِ اعبدواالله و اجتنبوا الطاغوت؛ (2) در هر امتي پيامبري فرستاديم (تا به مردم بگويند) که خدا را بپرستيد و از بت دوري کنيد ».
اگر در قرآن مجيد، تنها نام عدّه معدودى از پيامبران بزرگ برده شده؛ بدين معنا نيست که تعداد ايشان منحصر به همين افراد است؛ بلکه در خود قرآن تصريح شده است که بسيارى از پيامبران بوده‏اند که نامى از ايشان در اين قرآن به ميان نيامده است:« ورسلاً لم نقصصهم عليک» (3)
بنابراين نمى‏توان گفت که همه پيامبران در يک منطقه خاص ظهور نموده‏اند، بلکه طبق احاديثى که در مورد تعداد آنان رسيده است ؛يعني124 چهار هزار نفر، از اين تعداد چند پيامبر مشخص مربوط به آسيا و خاورميانه است، از بقيه خبري نيست .
اين احتمال نيز بعيد نيست که بسياري از مناطق جهان همانند هند، چين، آمريکا و ... نيز در گذشته هاي دور که امکان ارتباط وجود نداشته بر حسب ضرورت پيامبراني مبعوث شدند. شواهد تاريخي بشر گواه اين معناست . مثلا" بودا گر چه نامش را به عنوان پيامبر نمي برند ولي وقتي زندگي او بررسي مي شود بسياري از خصوصيات پيامبران را در زندگي او مي بينيم.
نيز برخي از شواهد و قرائن تاريخي واجتماعي بيانگر آن است که برخي از اقوام سرخپوست وساکنان در منطقه آمريکاي جنوبي سنت ها ي ديني واذکار و اورادي نظير عبادات ساير اديان دارند که به احتمال قوي ناشي از تعاليم انبيايي است که در گذشته در آن مناطق زيسته اند ولي نامي ازآنها به دست ما نرسيده است. البته
پيامبران بزرگ وپيامبران اولوالعزم و صاحب شريعت و کتاب آسماني، از شرق ميانه برخاستند. نوح(ع) از عراق برخاست و مرکز دعوت ابراهيم(ع) عراق و شام بود، و به مصر و حجاز نيز سفر کرد. موسي(ع) از مصر برخاست. چون که در زمان ظهور پيامبران، منطقه مسکونى عمده انسان‏ها مناطق آسيايى بود و خاور ميانه مهد تمدن قرار داشت.
مورخان بزرگ جهان تصريح مي کنند که مشرق زمين (مخصوصاً شرق ميانه) گهواره تمدن انساني است :تمدن مصر باستان که قديمي ترين تمدّن شناخته شده جهان است، تمدّن بابل در عراق، تمدن يمن در جنوب حجاز، همچنين تمدّن ايران و شامات، همه نمونة تمدن هاي معروف بشري هستند ... قدمت تمدن انساني دراين مناطق به هفت هزار سال يا بيشتر باز مي گردد. از سوي ديگر، رابطة نزديکي ميان تمدن انساني و ظهور پيامبران بزرگ است، زيرا انسان هاي متمدن نياز بيشتري به آيين هاي الهي دارند، تا هم جلو تعديات و مفاسد را بگيرد، و هم فطرت الهي آن ها را شکوفا سازد. به همين دليل نياز بشر امروز مخصوصاً کشورهايي که از تمدن و صنعت سهم بيشتري دارند، به مذهب، از هر زمين بيشتر است.
بعيد نيست ادعا شود که هبوط حضرت آدم(ع) و ثقل جمعيت بشري در منطقة خاوري بوده و انسان ها از اين منطقه به ديگر مناطق کوچ کرده اند. اگر چنين باشد مي گوييم : بين ثقل جمعيت و تمدن و بعثت پيامبران ارتباط منطقي برقرار است.
با اين وجود برخي از مورخان باور دارند که پيامبران از مناطق معتدل ظهور نموده اند، زيرا در مناطق معتدل به دليل ظهور دانش ها و صنعت، بيشتر زمينة کمال انسان ها فراهم مي شود و بيشتر آمادة پذيرش پيامبران هستند..(4)
ضمن آنکه بعثت در مکان و مهد تمدن ها موجب مي شود که پيام آنان از طريق مردم آن سرزمين به مناطق ديگر نيز برود ، چون با وجود تمدن در يک سرزمين، ارتباط مردم آن سرزمين با مناطق ديگر ساده تر و بيشتر خواهد بود.
بدينسان مي توان نتيجه گرفت : گرچه ما نمي دانيم که پيامبران در کدام مناطق جهان مبعوث شده اند، ولي از متون ديني وآيات استفاده مي شود که همه امت ها رهبري وپيامبر داشته اند ، حال اين مردم در خاورميانه بودند، يادر جاهاي ديگر مانند ، چين ، امريکا... همينطور مي توان گفت : علت ظهور بيشتر پيامبرا ن درخاور ميانه تمدن وبافت ورشد فر هنگي اين منطقه مي باشد.

پي نوشتها:
1. فاطر(40) آيه 24.
2. نحل(16)آيه 36.
3. نساء(4) آيه 124.
4. جعفر سبحاني، منشور جاويد ،ج10ص100- 105، موسسه امام صادق (ع) ، قم ، 1370، چاب اول
ناصر مکارم ،پيام قرآن، ج7 ،ص367-369-، مدرسه الامام علي بن ابي طالب(ع)، قم ، 1375، چاب سوم

پرسش 2:
چرا پيامبران اکثرا( يا شايد همه) در محدوده خاصي که خاورميانه ناميده مي شود مبعوث شده اند؟
پاسخ:
پاسخ اين پرسش نيز در جواب سؤال 1 داده شد.
پرسش 3:
آيا بودا پيامبر بوده يا حکيم عارفي مثل حضرت لقمان که الهاماتي بر او مي شده و يا تفکرات شخصي خودش بوده که آيين بودايي را بوجود آورده است؟ و نظر اسلام در مورد اين شخصيت چيست؟
پاسخ:

يکي از مشکلات رخدادهاي تاريخي عدم شفافيت آن است. مکان ظهور پيامبران از مسايل تاريخي است که ابهام دارد و قضاوت دربارة آن مشکل است. اما با توجه به رهنمودهاي وحياني مي‌گوييم: ظهور پيامبران اختصاص به منطقه خاصي ندارد و طبق آموزه‌هاي اسلامي همه امت‌ها از خود پيامبر داشته اند:«و ان من امّة الا خلا فيها نذير؛(1) در هر امتي نذير و هشدار دهنده اي وجود دارد».
«لقد بعثنا في کلّ أمة رسولاً أنِ اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت؛(2) در هر امتي پيامبري فرستاديم (تا به مردم بگويند)که خدا را بپرستيد و از بت اجتناب کنيد».
اگر در قرآن مجيد، تنها نام عدّه معدودي از پيامبران بزرگ برده شده؛ بدين معنا نيست که تعداد آن ها منحصر به همين افراد است؛ بلکه در خود قرآن تصريح شده است که بسياري از پيامبران بوده‏اند که نامي از ايشان در اين قرآن به ميان نيامده است:« ورسلاً لم نقصصهم عليک».(3)
بنابراين نمي‏توان گفت که همه پيامبران در يک منطقه خاص ظهور نموده‏اند، بلکه طبق احاديثي که در مورد تعداد آنان رسيده ؛يعني124 چهار هزار نفر، از اين تعداد چند پيامبر مشخص مربوط به آسيا و خاورميانه است، از بقيه خبري نيست.
اين احتمال نيز بعيد نيست که بسياري از مناطق جهان همانند هند، چين، آمريکا و... در گذشته‌هاي دور که امکان ارتباط وجود نداشته، بر حسب ضرورت پيامبراني مبعوث شدند . شواهد تاريخي بشر گواه اين معناست. مثلاً بودا گر چه نامش را به عنوان پيامبر نمي‌برند، ولي وقتي زندگي او بررسي مي‌شود، بسياري از خصوصيات پيامبران را در زندگي او و شکل تماس وي با جهان غيب مشاهده مي­کنيم.
علامه طباطبائي در باره بودائيان وبودا مي نويسد :
و اما مذهب بودايى، بودائيان نيز بناى مذهب‏شان بر تهذيب نفس و مخالفت هواى نفسانى و تحريم لذائذ بر نفس به منظور رسيدن به حقيقت معرفت است.
خود بودا هم در زندگيش همين طريقه را سلوك مى‏كرده، زيرا نقل مى‏كنند كه بودا در آغاز عمرش يكى از شاهزادگان يا بزرگزادگان بود، ناگهان هواى معنويات در سرش افتاد، زخارف زندگى و تخت سلطنت را رها نمود و از همه دورى نمود و به نيستان موحشى رفت، و در بحبوحه جوانى ملازم آن نى‏زار شد، و از مردم كناره گرفت و تمتع از مزاياى زندگى را ترك گفت، و به رياضت نفس و تفكر در اسرار خلقت روى نهاد، تا آنجا كه در سن سى و شش سالگى معرفت در دلش جاى گرفت، در اين هنگام بود كه از نيستان بسوى مردم بيرون رفت و آنان را به رياضت دادن به نفس و تحصيل معرفت دعوت نمود، و همچنين تا چهل و چهار سال- بنا بر آنچه در تواريخ ذكر شده- به اين دعوت پرداخت. (4)
بنابراين ا ظهار نظر قطعي در باره بودا مشکل است ولي ممکن است بودا يکي از پيامبرن باشد ،اما اين مطلب ثابت نشده و در روايات نيامده است .
از نظر فقها بودائيان اهل کتاب شمرده نمي شوند .
پي‌نوشت‌ها:
1. فاطر (35) آيه 24.
2. نحل (16) آيه 36.
3. ر ،ک جعفر سبحاني، منشور جاويد، ج 10، ص 100- 105 ، قم ،موسسه امام صادق (ع) ،1370 ش، نساء (4) آيه 124.
4 . ترجمه الميزان، ج‏6، ص: 270 ، مترجم :موسوى همدانى سيد محمد باقر ، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسين حوزه علميه قم‏
مكان چاپ: قم‏
سال چاپ: 1374 ش‏.